هفته به هفته با ما

سلام به سایت خودتون خوش آمدید سعی ما ایجاد رضایت شماست لطفا نکته نظراتون را برای ما به ادرس:haftehbehafteh.persianblog@gmail.com بفرستید. با تشکر مدیر سایت

عجایب ایرانی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۳۱
 

             

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       


 
 
ایتالیا قصری در زیر زمین
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٦
 

بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد ۸ رساند

 

در دامنه کوه آلپ در شمال ایتالیا، در ۳۰ مایلی شهر باستانی
تورین، در دره‌ای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که قدمت آن به قرون وسطی
می‌رسد، این دهکده منظره‌ای چشم‌نواز دارد، اما بنای عجیبی که در عنوان این پست به
آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار دارد.

۳۰ متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد
که آن را می‌توان با شهر افسانه‌ای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب
دنیا را به آن داد.

این بنای زیرزمینی شامل ۹ معبد حیرت‌انگیز در ۵ طبقه است که
ابعاد و زیبایی آن، نفس را در سینه حبس می‌کند.

این ساختمان را می‌توان به یک کتاب سه‌بعدی تشبیه کرد که تاریخ
بشریت را روایت می‌کند. معبدها به وسیله تونل‌های به شدت آراسته‌ای به هم متصل
شده‌اند. حجم این تونل‌ها به ۳۰۰ هزار فوت مکعب می‌رسد. اما، تنها عده کمی اجازه
بازدید از این بنای شگفت‌انگیز را دارند. 

 

 
تالار زمین

جالب است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود
چنین بنایی مطلع شده است.

اگر تا اینجای پست را خوانده باشید، شاید تصور کنید که این
معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا  مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی
اینطور نیست!

 

این بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه ۶۰
میلادی وقتی «اوبرتو آیرودی» Oberto Airaudi ده ساله بود، دچار تجربه‌های
دیداری عجیبی می‌شد ،او تصاویر عجیبی می‌دید که فکر می‌کرد مربوط به زندگی گذشتگان
و معابد حیرت‌انگیز باشد.

اوبرتو توانایی‌های ماوراء طبیعی داشت، او می‌توانست مناظر دور
را ببیند و جزئیات ساختمانی هر بنایی را تصور کند.

 

سرانجام او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند.
اوبرتو که دوست دارد «فالکو» خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر
خانه والدینش تا از اصول حفاری سر دربیاورد. در سال ۱۹۷۷ اوبرتو، جای مناسب برای
ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای در آنجا ساخت. 

شیشه‌کاری سقف تالار آینه‌ها 

تالار آینه‌ها

در آگوست ۱۹۷۹، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر
کردن معابد را آغاز کردند. نام Damanhur از نام معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که
معنی شهر نور را می‌دهد.

از آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته
بودند، تنها افراد محدودی با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه
کردند. داوطلبانی از همه کشورهای جهان به مدت ۱۶ سال، در ۴ شیفت کاری روزانه مشغول
حفاری و ساخت این معبد شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحی‌شده‌ای برای معبد
داشته باشند، تنها به طرح‌ها و تصورات اوبرتو متکی بودند.

در سال ۹۱ کار ساخت چندین معبد از معابد ۹ گانه تقریبا به اتمام
رسید. سطح دیوارها با نقاشی‌ها ، کاشی‌ها، تندیس‌ها و درهای مخفی و پنجره‌هایی با
شیشه رنگی پوشیده شد. 

تالار کره‌ها

 

امروزه کسانی که در ساختن معبد Damanhur مشارکت داشتند،
دانشگاه، مدرسه، سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشان را دارند. البته آنها رهبر معنوی
خود را پرستش نمی کنند و از معابد تنها به منظور مراقیه گروهی استفاده می‌کنند.

فالکو می گوید: «این معابد به انسان‌ها یادآوری می‌کنند که هر
کس توانایی‌هایی بیشتر از حد ادراکش را دارد و اگر بدانیم چگونه به گنجینه‌های نهان
اندرونمان برسیم، می‌توانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.»

 

 

 

منبع:http://1pezeshk.com/archives/2007/11/_8_2.html


 
 
آمازون
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٢٥
 

عکس ها و خواندنی های جالب و عجیب از جنگل های آمازون


آمازون، پهناورترین جنگل در آمریکای جنوبی است که در بین کشور‌های اکوادور، پرو، ونزوئلا و کلمبیا قرار دارد اما بیشترین قسمت آن به برزیل منحصر می‌شود. پیدایش این جنگل قدیمی به 200 تا 500 میلیون سال قبل یعنی دوره اول زمین‌شناسی بازمی‌گردد. در جنگل‌های مرطوب آمازون تقریبا هر روز باران سنگینی می‌بارد و به همین دلیل آمازون در تمام فصول سال هوایی گرم و مرطوب دارد. به خاطر قرارگیری این جنگل در منطقه استوایی، متوسط درجه حرارت در مرکز آن به 30 درجه سانتی‌گراد و در غربی‌ترین منطقه که خنک‌ترین جای آمازون به حساب می‌آید، این دما به 25 درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در این جنگل 2500 نوع درخت مختلف و همچنین 30 هزار گونه گیاه وجود دارد. دانشمندانی که برای تحقیق به این منطقه سفر کرده‌اند، آنجا را با وجود زیبایی‌های بی‌شمار، به دلیل آمار بسیار کشته‌شدگان و گمشدگان، جهنم سبز نامیده‌اند. این جنگل‌ها تا پیش از ورود اروپاییان، محل زندگی 5 تا 13 میلیون سرخپوست بوده‌اند که در هزار قبیله مختلف زندگی می‌کرده‌اند. امروزه قبیله‌های باقیمانده از ترس چوب‌برهای جنگل، ملاکان زمین و شیوع انواع بیماری‌ها دائم در حال فرار هستند.

 

رودخانه آمازون

بزرگترین رودخانه دنیا آمازون است که با 1100 انشعاب و 7/6 هزار کیلومتر طول، از کوه‌های 12 میلیون ساله آند در آمریکای جنوبی شروع شده و پس از گذر از یک مسیر پرپیچ و خم، به سمت شرق و اقیانوس اطلس می‌رود. دهانه این رودخانه بسیار عریض است؛ به طوری که حتی کشتی‌ها قادر به عبور از آن هستند. البته در قسمت‌هایی از این رودخانه که دارای آب گرم و نسبتا راکد است، حیوانات عجیبی نیز زندگی می‌کنند که یک نمونه از آنها، نوع خاصی از گربه‌ماهی است که به دلیل زندگی در یکی از بکرترین مناطق دنیا بسیار بزرگتر از حد معمول است. بزرگ‌ترین و معروف‌ترین ماهی‌های آب شیرین در این رودخانه زندگی می‌کنند. نام این رودخانه به دلیل خطرناک بودن، آمازون گذاشته شده است که به زبان بومیان آنجا به معنی شکننده قایق است. طبق تحقیقات به دست آمده، طول عمر این رودخانه 11 میلیون سال محاسبه شده است.





تمدن گمشده آمازون

فرانسیسکو پیزارو گونزالس اهل اسپانیا، یکی از کشورگشایان خونخوار دنیا بود که به قصد پیدا کردن شهر الدرادو که گفته می‌شد حتی پیاده‌روهای آن از طلا پوشیده شده است، پا به آمریکای جنوبی و آمازون نهاد که در آن زمان جزئی از قلمرو اینکاها بود و هیچ انسانی به‌جز افراد قبیله به آنجا نرفته بودند.

در سال 1524 او برای اولین بار به آمریکای جنوبی رفت اما به دلیل کافی نبودن آب و آذوقه و همچنین جنگ با بومیان منطقه، خسته و بیمار به کشور خود بازگشت.

دو سال بعد دوباره پیزارو به همراه گروهش راهی آمریکای جنوبی شدند. این بار در هنگام گذر از خط استوا توانستند غنایم باارزشی از جنس طلا و نقره به دست آورند که همین امر باعث بروز اختلاف در میان گروه شد.

آنها در این سفر برای اولین بار شتر لاما را دیدند و نام آن را شتر کوچک گذاشتند. پیزارو در سفرهای خود با بومیان منطقه برخورد کرد. ولی بعد از بازگشت و گفتن مشاهداتش هیچ کس حرف‌های او را در مورد این انسان‌ها باور نکرد. اما با توضیحاتی که پیزارو راجع به این منطقه داد بسیاری از محققان بعدها به آمازون رفته و در آن هنگام که این جنگل‌ها به عنوان منطقه مسکونی بومیان آمریکا در کل دنیا شناخته شد.



گوشت قرمز ممنوع
یکی از قدیمی‌ترین قبایل سرخپوست آمازون اناونه ناوه است که در حاشیه رود لاس پیدراس در نزدیکی پرو زندگی می‌کنند. اولین باری که این قبیله با سفیدپوستان ارتباط برقرار کرد سال 1974 یعنی 36 سال پیش بود. جمعیت این قبیله در حال حاضر 420 نفر است. اهالی این قبیله به خاطر مهارت خاصی که در ماهیگیری دارند در میان مردم منطقه بسیار معروف هستند.

ماهیگیری در این قبیله چند ماه طول می‌کشد اما تعداد ماهی‌های صیدشده به روش آنها بی‌شمار است. غذای محلی این قبیله ماندیوکا است که از آرد و ذرت تهیه می‌شود.

قبیله آناونه ناوه برخلاف دیگر قبایل، حیوانات دارای گوشت قرمز را شکار نمی‌کنند و از خوردن گوشت قرمز اجتناب می‌کنند و اگر در این قبیله کسی گوشت قرمز بخورد قانون‌شکن به حساب می‌آید. در دهه‌های اخیر بسیاری از زمین‌های آنها توسط جویندگان الماس، دامداران و کشاورزان از آنها گرفته شده است.

 


گمشدگان آمازون
جنگل‌های انبوه آمازون قربانیان بی‌شماری گرفته است. تعدادی از کسانی که به آمازون رفتند هیچگاه بازنگشتند. یکی از معروف‌ترین گمشدگان آمازون، پرسی فائوست بود که بعدها داستان او الهام‌بخش فیلم‌های ایندیانا جونز شد. کلنل پرسیوال هریسون فائوست در 18 آگوست 1867 در انگلستان به دنیا آمد. پرسی بعد از اتمام تحصیلاتش در مرکزپژوهش های جغرافیایی سلطنتی به عنوان باستان‌شناس مشغول به کار شد. فائوست برای اولین بار در سال 1906 یعنی زمانی که 39 سال داشت به جنگل‌های برزیل و بولیوی سفر کرد و با تحقیقاتی کامل در مورد این جنگل‌ها و بومیان آنجا به انگلستان بازگشت. سال‌ها بعد دوباره فائوست تصمیم گرفت به جنگل‌های آمازون سفر کند اما نمی‌دانست این بار سرنوشت دیگری برایش رقم خورده و آن هم ناپدید شدن در بزرگترین جنگل دنیا بود. در 20 آوریل سال 1925 فائوست به همراه پسر بزرگش جک فائوست و دوستش رالیق ریمل به اعماق جنگل‌های آمازون رفت تا به عجایب ناشناخته آنجا پی ببرند.

آنها در پی شهری گم شده بودند که نام آن را z گذاشتند. اما آنها هیچگاه بازنگشتند تا اطلاعاتی در مورد شهر تازه کشف‌شده به جهانیان بدهند. آخرین جایی که مردم آنها را دیده بودند شهری نزدیگ جنگل به نام کالاپالوس بود. فرضیه‌های زیادی در مورد گم شدن آنها ارائه شد و قوی‌ترین فرضیه کشته شدن این سه نفر به دست بومیان منطقه بود. اما هر بار مقداری از وسایل آنها در گوشه و کناری از جنگل پیدا می‌شد. برای مثال در سال 1927 پلاک‌های آنها توسط افراد محلی پیدا شد و در سال 1933، قطب‌نمایی که در تمام سفرهای فائوست همراهش بود و هیچگاه از خود جدا نمی‌کرد یافت شد. اما این پایان ماجرا نبود، نکته‌ای که در مورد این داستان خیلی عجیب است، ناپدید شدن افراد گروه‌هایی است که برای پیدا کردن آنها به اعماق جنگل‌های آمازون رفته بودند که شمار این افراد به بیش از 100 نفر می‌رسد. در سال 1951 تعدادی اسکلت در جنگل‌های آمازون پیدا شد که محققان احتمال دادند مربوط به فائوست و افرادش باشد اما پس از انجام آزمایش دی‌ان‌ای این فرضیه رد شد. در سال 2005 یک نویسنده نیویورکی به نام دیوید گران درصدد پیدا کردن شهری برآمد که فائوست به خاطر آن جانش را از دست داده بود. اولین کاری که او برای گشودن این راز سر به مهر انجام داد، رفتن به دهکده‌ای بود که آنها برای آخرین بار آنجا دیده شده بودند، یعنی کالاپالوس. او توانست اطلاعات باارزشی از افراد بسیار پیر و قدیمی این منطقه به دست آورد. به گفته آنها بعد از گذشت مدتی پس از اینکه که فائوست از آنجا حرکت کرد در میان جنگل، دودی شدید به نظر می‌رسید و به همین خاطر احتمال اینکه آنها به دست قبیله آدمخوارها کشته شده باشند بسیار زیاد است. وقتی دیوید به نیویورک بازگشت کتابی به نام تمدن گمشده شهر Z نوشت که تمام داستان فائوست و فرضیه‌های گم شدن او و گروهش در آن ذکر شده بود.

در اولین سفری که فائوست به جنگل‌های آمازون داشت، با موجودی عظیم‌الجثه در رودخانه آمازون مواجه شده بود و آن موجود چیزی نبود جز یک آناکوندا ی غول پیکر. او در یادداشت‌های خود ذکر کرده بود؛ «این موجود سری مثلثی و بدنی پهن و بلند داشت که به آرامی دور قایق ما می‌چرخید و هر لحظه ممکن بود که قایق ما را واژگون کند. من در یک حرکت سریع اسلحه‌ام را پشت حیوان گرفته و شلیک کردم و او به سرعت از نظر ناپدید شد.» به گفته فائوست قطر بدن این مار به 50 سانتی متر و طول آن به 19 متر می‌رسید. 


 


شنا در خطرناکترین رودخانه دنیا

با اینکه رودخانه آمازون بسیار خطرناک و مرگ‌آور به نظر می‌رسد اما برای برخی از افراد تنها یک سرگرمی بوده و می‌تواند آنها را به آرزوهایشان برساند. ازجمله اشخاصی که برای زنده نگه داشتن نام خود، دل به دریا زده و تمام خطرات این مسیر دشوار را به جان خرید، مارتین استلر است که تصمیم گرفت کاری را انجام دهد که تا به حال هیچ‌کس جرأت انجام آن را نداشته است و آن شنا در طول رودخانه آمازون بود. مارتین تصمیم خود را گرفته بود؛ حتی اگر در این راه جانش را از دست می‌داد.


در سال 2007 مارتین، 5268 کیلومتر را در عرض 66 روز، در رودخانه مخوف آمازون شنا کرد. او این مسیر را از رشته‌کوه‌های آند در پرو آغاز کرده و در سواحل آتلانتیک در برزیل به اتمام رساند. میلیون‌ها بیننده از طریق دوربین‌های نصب شده در مسیر، مارتین را همراهی می‌کردند.

بعد‌ها کتابی از تجربیات مارتین به چاپ رسید که تمام سفرهای او را شامل می‌شد. مارتین استلر تا به حال موفق شده است چهار رکورد در کتاب رکوردهای گینس ثبت کند. او در یکی از رکوردهایش در سال 1997 طول بین آفریقا و اروپا را شنا کرده بود و همچنین شنا در رود دانوب در سال 2000 و شنا در رود می‌سی‌سی‌پی در سال 2002 از دیگر رکوردهای مارتین است.


 


اتفاقات غیرطبیعی
با اینکه جنگل‌ها و رودخانه آمازون سرشار از زیبایی است اما در آنجا باید منتظر هرگونه رخداد شگفت‌انگیزی بود. در 9 نوامبر سال 1989 یک کشتی مسافرتی کوچک با 25 مسافر و خدمه از رودخانه آمازون می‌گذشتند که ناگهان حفره‌ای عجیب و ترسناک درست در مقابل آنها و در آب‌های رودخانه ایجاد شد اما وقتی که کشتی رفته‌رفته دچار این گرداب می‌شد، ناخدای کشتی که سال‌های سال عمر خود را در این راه گذرانده بود، توانست کشتی را از غرق شدن نجات دهد ولی 2 نفر از مسافران درون آب افتاده و جان خود را از دست دادند و همچنین 10 نفر دیگر به شدت زخمی شدند.

این اتفاق تا به حال بارها در این قسمت رودخانه رخ داده و جان بسیاری را گرفته است اما هنوز هیچ دلیل علمی‌ای برای این پدیده وجود ندارد، زیرا همیشه این حفره در این قسمت وجود ندارد و فقط گاهی به وجود می‌آید.
یکی دیگر از اتفاقاتی که در جنگل‌های آمازون به وقوع پیوست گم شدن یک هواپیمای کوچک نظامی با 9 سرنشین بود. در سوم اکتبر سال 2009، این هواپیما که در حال عبور از بالای جنگل‌های آمازون بود، دچار توفان‌های شدید این منطقه شده و کنترلش را از دست داده و در نهایت سقوط کرد، اما 7سرنشین هواپیما هیچگاه پیدا نشدند و تنها 2 نفر از آنان توانسته بودند از طریق شنا از آب‌های رودخانه آمازون خود را به شهر‌های اطراف برسانند اما گفتند که از سرنوشت همراهانشان هیچ اطلاعی ندارند و چون از پیدا شدن آنها ناامید شده بودند فقط جان خود را نجات دادند.



اشکال عجیب در آمازون
در عکس‌های هوایی که از اطراف جنگل‌های آمازون گرفته شده است، اشکال عجیبی دیده شده است که در چمن زمین‌های پهناور اطراف جنگل به وجود آمده است. از سال 1999 تا به حال هر بار که از این منطقه عکسبرداری شده است، طرح به وجود آمده با دفعه قبل متفاوت بوده است؛ به طوری که در بین این سال‌ها بیش از 200 شکل مختلف ثبت شده است که در محدوده‌ای در حدود 250 کیلومتر به وجود آمده است. نکته جالب توجه در مورد این اشکال، این است که ممکن است یک روز آنها دیده شوند و روز بعد وجود نداشته باشند. مردم بومی آن منطقه اعتقاد دارند این اشکال توسط فضایی‌ها به وجود می‌آید و در زمان حضور فضایی‌ها در اطراف آمازون، هر کس به این منطقه بیاید به دست آنها اسیر یا کشته خواهد شد. این اشکال با خم کردن چمن‌های اطراف به وجود آمده‌اند و تا به حال هیچ دلیل علمی برای پیدایش آنها به دست نیامده است.

دنیس اسچان، عضو هیات علمی دانشگاه فدرال برزیل در این‌باره می‌گوید: «تقریبا در هر هفته یک شکل عجیب در این منطقه دیده می‌شود که دلیل به وجود آمدن آنها اثبات نشده است. بعضی از این اشکال دایره‌ای و برخی دیگر مربع یا مستطیل و برخی حتی چندضلعی هستند. توفان‌های شدیدی که در اینجا رخ می‌دهد، می‌تواند یکی از فرضیه‌های پیدایش این اشکال باشد.» مکان‌هایی که این اشکال در آنجا بیشتر دیده شده‌اند، شمال بولیوی و غرب برزیل بوده است. عرض بیشتر این اشکال تا 11 متر و عمق آنها تا دو متر است و مناطقی که این اشکال در آنجا دیده شده‌اند از 90 تا 300 متر مساحت دارد. به هر حال این نیز یکی دیگر از عجایب آمازون است.


 

حیوانات عجیب آمازون
در جنگل‌های وسیع آمازون به طور تقریبی 1294 نوع پرنده، 378 خزنده، 427 نوع دوزیست و 3هزار نوع ماهی زندگی می‌کنند که اغلب این حیوانات شکارچیان بسیار ماهری هستند و جان سالم به در بردن از دستشان تقریبا غیرممکن است.
دلفین صورتی که به زبان محلی بوتو نامیده می‌شود، یکی از نادرترین دلفین‌ها در سراسر دنیا است که در میان آب‌های رودخانه پهناور آمازون زندگی می‌کند. این دلفین می‌تواند تا 15 دقیقه روی آب بماند ولی به طورکلی این دلفین‌ها معمولا زیر آب هستند و تنها برای نفس کشیدن روی آب می‌آیند. همچنین با وجود شباهتی که با دلفین‌های خاکستری دارند از نظر اندازه از آنها کوچکتر هستند و همین دلیل باعث شده تا بتوانند به راحتی در آب‌های رودخانه شنا کنند؛ وزن آنها به 90 کیلوگرم می‌رسد. دلفین‌های صورتی قادر هستند در آب به صورت درجا 180 درجه بچرخند.


رنگ این نوع دلفین به خاطر آبی که در آن زندگی می‌کند و غذایی که می‌خورد صورتی است. اما عجیب‌ترین حیوانی که در جنگل‌های آمازون به چشم می‌خورد، ماناتی یا همان گاو دریایی است که می‌تواند نیم‌تن وزن داشته باشد و قدش به 3 متر هم برسد. همچنین مارهای آناکوندا که بزرگترین گونه مار در سراسر دنیا هستند نیز در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند و بیشتر آنها تا 10 متر طول دارند. آناکوندا هیولای دریاچه نیز نامیده می‌شود. این مار برخلاف پیتون سمی نیست و با پیچیدن دور شکار او را از پا درمی‌آورد. تا به حال بسیاری از مردم منطقه، به‌خصوص بومیان توسط مارهای آناکوندا و پیتون‌های جنگل‌های آمازون بلعیده شده‌اند.

چندی پیش یک پسر بچه 8 ساله که ساکن دهکده‌های اطراف آمازون بود توسط یک آناکوندا بلعیده شد و چند روز بعد تنها کلاه و کفش او توسط دوستانش که به خاطر باران به زیر یک درخت پناه برده بودند پیدا شد. آراپایما یکی دیگر از حیوانات عجیب آمازون است که با 4 متر طول و 200 کیلوگرم وزن از بزرگ‌ترین ماهی‌های آب شیرین است. همچنین وحشی‌ترین ماهی‌های دنیا مانند پیرانا نیز در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند.

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ جمعه بیستم اسفند 1389 توسط مجید

 
 
عکس کشف قبیله ای جدید در آمازون
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٢٥
 
 

 
 
درباره جنگل های آمازون
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٢٥
 
فرار از دست حیوانات عجیب و عظیم‌الجثه و همچنین پنهان شدن از دست قبایل آدمخوار و گذراندن شب در جنگل‌هایی با حشرات خطرناک و خوردن گوشت شکار، مطالبی بود که در خاطرات آنها اشاره شده بود.

جنگل‌های بکر آمازون، از مخوف‌ترین مکان‌های دنیاست که راز و رمز زیادی را در دل خود پنهان کرده است.

به گزارش همشهری سرنخ، آمازون، پهناورترین جنگل در آمریکای‌جنوبی است که در بین کشورهای اکوادور، پرو، ونزوئلا و کلمبیا قرار دارد اما بیشترین قسمت آن به برزیل منحصر می‌شود.
 
پیدایش این جنگل قدیمی به 200 تا 500 میلیون سال قبل یعنی دوره اول زمین‌شناسی بازمی‌گردد. در جنگل‌های مرطوب آمازون تقریباً هر روز باران سنگینی می‌بازد و به همین دلیل آمازون در تمام فصول سال هوایی گرم و مرطوب دارد. به خاطر قرارگیری این جنگل در منطقه استوایی، متوسط درجه حرارت در مرکز آن به 30 درجه سانتی‌گراد و در غربی‌ترین منطقه که خنک‌ترین جای آمازون به حساب می‌آید، این دما به 25 درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در این جنگل 2500 نوع درخت و همچنین 30 هزار گونه گیاه وجود دارد. دانشمندانی که برای تحقیق به این منطقه سفر کرده‌اند، آن‌جا را با وجود زیبایی‌های بی‌شمار، به دلیل آمار بسیار کشته‌شدگان و گمشدگان، جهنم سبز نامیده‌اند. این جنگل‌ها تا پیش از وورد اروپاییان، محل زندگی 5 تا 13 میلیون سرخپوست بوده‌اند که در هزار قبیله مختلف زندگی می‌کرده‌اند. امروزه قبیله‌های باقیمانده از ترس چوب‌برهای جنگل، ملاکان زمین و شیوع انواع بیماری‌های دائم در حال فرار هستند.

رودخانه آمازون

بزرگ‌ترین رودخانه دنیا آمازون است که با 1100 انشعاب و 7/6 هزار کیلومتر طول، از کوه‌های 12 میلیون ساله‌اند در آمریکای‌جنوبی شروع شده و پس از گذر از یک مسیر پرپیچ و خم، به سمت شرق و اقیانوس اطلس می‌رود. دهانه این رودخانه بسیار عریض است؛ به طوری‌که حتی کشتی‌ها قادر به عبور از آن هستند. البته در قسمت‌هایی از این رودخانه که دارای آب گرم و نسبتاً راکد است، حیوانات عجیبی نیز زندگی می‌کنند که یک نمونه از آنها، نوع خاصی از گربه ماهی است که به دلیل زندگی در یکی از بکرترین مناطق دنیا بسیار بزرگ‌تر از حد معمول است.

بزرگ‌ترین و معروف‌ترین ماهی‌های آب شیرین در این رودخانه زندگی می‌کنند. نام این رودخانه به دلیل خطرناک بودن، آمازون گذاشته شده است که به‌زبان بومیان آن‌جا به‌معنی شکننده قایق است. طبق تحقیقات به دست آمده، طول عمر این رودخانه 11 میلیون سال محاسبه شده است.
تمدن گمشده آمازون

فرانسیسکو پیزارو گونزالس‌ اهل اسپانیا، یکی از کشورگشایان خونخوار دنیا بود که به قصد پیدا کردن شهر الدرادو که گفته می‌شد حتی پیاده‌روهای آن از طلا پوشیده شده است، پا به آمریکای‌جنوبی و آمازون نهاد که در آن زمان جزیی از قلمرو اینکاها بود و هیچ انسانی به جز افراد قبیله به آنجا نرفته بودند.

در سال 1524 او برای اولین بار به آمریکای‌جنوبی رفت اما به دلیل کافی نبودن آب و آذوقه و همچنین جنگ با بومیان منطقه، خسته و بیمار به کشور خود بازگشت.

دو سال بعد دوباره پیزارو به همراه گروهش راهی آمریکای‌جنوبی شدند. این‌بار در هنگام گذر از خط استوا توانستند غنایم باارزشی از جنس طلا و نقره به دست آورند که همین امر باعث بروز اختلاف در میان گروه شد.

آنها در این سفر برای اولین بار شتر لاما را دیدند و نام آن را شتر کوچک گذاشتند. پیزارو در سفرهای خود با بومیان منطقه برخورد کرد. ولی بعد از بازگشت و گفتن مشاهداتش هیچ‌کس حرف‌های او را در مورد این انسان‌ها باور نکرد. اما با توضیحاتی که پیزارو راجع به این منطقه داد بسیاری از محققان بعدها به آمازون رفته و در آن هنگام که این جنگل‌ها به عنوان منطقه مسکونی بومیان آمریکا در کل دنیا شناخته شد.

قبیله‌های آمازون

در جنگل‌های آمازون هنوز قبایلی هستند که به دور از هیاهوی شهر و به سبک گذشته و اجدادشان به زندگی خود ادامه می‌دهند. اما به جز قبایل بومی که در دل جنگل زندگی می‌کنند و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند، گروه‌های بومی دیگری نیز در شهرها و روستاهای اطراف زندگی می‌کنند که تعداد آنها تقریباً به 20 میلیون نفر می‌رسد.

نیمی از جمعیت این قبایل طی سالیان متمادی بر اثر بیماری، گرسنگی و جنگ جان خود را از دست داده‌اند. این قبایل در تمام آمازون با یکدیگر متفاوت هستند یعنی تقریباً 200 قبیله با فرهنگ‌های مختلف هستند که حتی زبان آنها با هم متفاوت است. آنها به 180 زبان مختلف صحبت می‌کنند.

هر سال در ماه‌های ژوئن و اگوست، قبایل مستقر در آمازون و شهرهای اطراف جشنی به نام کوارپ برگزار می‌کنند. در این جشن که در واقع برای بزرگداشت رفتگانشان برپا می‌شود، هر قبیله رقص، غذاهای بومی و آیین‌های خود را به نمایش می‌گذارد.

ورود غریبه‌ها به این جشن برای تماشا تنها با اجازه روسای قبایل امکان‌پذیر است. اما این جشن مربوط به قبایلی می‌شود که با وجود زندگی در جنگل، با یکدیگر و حتی گاهی با دنیای بیرون در ارتباط هستند.

طبق تحقیق دانشمندانی که به این جنگل‌ها سفر کرده‌اند، 50 قبیله بومی، شناسایی شده‌اند که به طور کلی با دنیای بیرون از جنگل غریبه‌اند و حتی از قبایل به حال خود رها شوند تا به خاطر رفتن بیگانگان به حریم خصوصی‌شان مجبور به پناه بردن به اعماق جنگل نباشند، چون این کار باعث می‌شود آنها به مناطق دور‌افتاده رفته و دیگر نتوان اطلاعی از آنها به دست آورد.

همچنین دولت برزیل برایشان منطقه‌ای حفاظت‌شده در نظر گرفته تا از پیشروی آنها به اعماق جنگل جلوگیری شود. این برنامه‌ریزی از طرف دولت، به این خاطر است که طبق آمار به دست آمده در چند سال اخیر، تعداد آنها رو به افزایش است و این برای دانشمندان و محققان امیدوارکننده است. بعضی از این قبایل به دلیل چادرنشین بودن، مرتب محل زندگی خود را تغییر می‌دهند اما بیشتر آنها در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که سال‌ها قبل به دست اجدادشان ساخته شده بود. بعضی از این قبایل جمعیتی حدود 200 نفر دارند اما تعداد محدودی از این قبایل جمعیت‌شان تا 30هزار نفر نیز می‌رسد.

بیشتر این قبایل در مناطق نزدیک به برزیل، کلمبیا و ونزوئلا یعنی شمال‌غربی جنگل که نسبتاً پرباران است، ساکن هستند.

در منطقه‌ای دیگر به نام آلتوزینگو در ایالت ماتو گروسو در برزیل، 14 قبیله دیگر زندگی می‌کنند که 10 قبیله دارای فرهنگ و زبان مختلف هستند اما با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند ولی چهار قبیله باقی‌مانده جزو آنهایی هستند که هیچ ارتباطی با دنیای بیرون از قبیله‌شان ندارند و همین امر باعث شده تا این چهار قبیله در معرض انقراض قرار بگیرند.

با وجود اینکه محققان تمام تلاششان را برای شناسایی کل قبایلی که در این نواحی زندگی می‌کنند انجام داده‌اند اما هستند گروه‌هایی که از دید دیگران پنهان مانده‌اند. برای مثال مدتی قبل یک گروه باستان‌شناس که با هلی‌کوپتر بر بالای جنگل‌های آمازون مشغول گردش بودند، موفق شدند در یکی از بکرترین مناطق آمازون یک قبیله سرخپوست را شناسایی کنند.

این‌طور که به نظر می‌رسید این قبیله تا به حال با انسان‌های دیگر برخورد نکرده بودند زیرا درست در زمانی که باستان‌شناسان قصد عکسبرداری از آنها را داشتند، مردم قبیله به سمت آنها نیزه و تیر پرتاب کردند.

این گروه توانستند به سختی چندین عکس از آنها بگیرند تا ثابت کنند این افراد واقعاً وجود دارند. دولت برزیل نیز این موضوع را بسیار مهم دانسته و از آن به عنوان کشفی بزرگ نام برد.

آمار نشان می‌دهد که قبل از کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب در قرن 15 میلادی، حدود هفت الی ده میلیون آمریکایی در جنگل‌های انبوه آمریکا زندگی می‌کردند که نیمی از آنها در برزیل ساکن بودند.

وقتی اروپایی‌ها به آمریکای‌جنوبی آمدند، تمدن‌های بومی آمریکا رفته‌رفته کمرنگ شدند و بسیاری از مردم این قبایل به خاطر بیماری‌های منتقل شده توسط اروپایی‌ها جان خود را از دست دادند.

معروف‌ترین قبیله‌ای که از تمام قبایل آمازون قدیمی‌تر است، قبیله یاگوآ است که افراد آن حتی نمی‌توانند زبان هیچ‌کدام از قبایل دیگر را بفهمند.

خانه‌های آنها مالوکا نامیده می‌شود که خانه‌هایی بزرگ و حصیری است؛ به طوری که 15 خانوار می‌توانند در آن زندگی کنند. این قبیله نسبت به قبایل دیگر دارای جمعیت بیشتری است.

گوشت قرمز ممنوع

یکی از قدیمی‌‌ترین قبایل سرخپوست آمازون اناونه‌ناوه است که در حاشیه رود لاس‌پیدراس در نزدیکی پرو زندگی می‌کنند. اولین‌باری که این قبیله با سفیدپوستان ارتباط برقرار کرد سال 1974 یعنی 36 سال پیش بود. جمعیت این قبیله در حال‌حاضر 420 نفر است. اهالی این قبیله به خاطر مهارت خاصی که در ماهیگیری دارند در میان مردم منطقه بسیار معروف هستند.

ماهیگیری در این قبیله چند ماه طول می‌کشد اما تعداد ماهی‌های صیدشده به روش آنها بی‌شمار است. غذای محلی این قبیله ماندیوکا است که از آرد و ذرت تهیه می‌شود.

قبیله آناونه‌ناوه برخلاف دیگر قبایل، حیوانات دارای گوشت قرمز را شکار نمی‌کنند و از خوردن گوشت قرمز اجتناب می‌کنند و اگر در این قبیله کسی گوشت قرمز بخورد قانون‌شکن به حساب می‌آید. در دهه‌های اخیر بسیاری از زمین‌های آنها توسط جویندگان الماس، دامداران و کشاورزان از آنها گرفته شده است.

گمشدگان آمازون

جنگل‌های انبوه آمازون قربانیان بی‌شماری گرفته است. تعدادی از کسانی که به آمازون رفتند هیچ‌گاه بازنگشتند. یکی از معروف‌ترین گمشدگان آمازون، پرسی فائوست بود که بعدها داستان او الهام‌بخش فیلم‌های ایندیانا جونز شد. کلنل پرسیوال هریسون فائوست در 18 آگوست 1867 در انگلستان به دنیا آمد. پرسی بعد از اتمام تحصیلاتش در مرکز پژوهش‌های جغرافیایی سلطنتی به عنوان باستان‌شناس مشغول به کار شد. فائوست برای اولین‌بار در سال 1906 یعنی زمانی که 39 سال داشت به جنگل‌های برزیل و بولیوی سفر کرد و با تحقیقاتی کامل در مورد این جنگل‌ها و بومیان آنجا به انگلستان بازگشت. سال‌ها بعد دوباره فائوست تصمیم گرفت به جنگل‌های آمازون سفر کند اما نمی‌دانست این‌بار سرنوشت دیگری برایش رقم خورده و آن هم ناپدید شدن در بزرگترین جنگل دنیا بود.

در 20 آوریل سال 1925 فائوست به همراه پسربزرگش جک فائوست و دوستش رالیق ریمل به اعماق جنگل‌های آمازون رفت تا به عجایب ناشناخته آنجا پی ببرد.

آنها در پی شهری گم شده بودند که نام آن را z گذاشتند. اما آنها هیچ‌گاه بازنگشتند تا اطلاعاتی در مورد شهر تازه کشف‌شده به جهانیان بدهند. آخرین جایی که مردم آنها را دیده‌ بودند شهری نزدیک جنگل به نام کالاپالوس بود. فرضیه‌های زیادی در مورد گم شدن آنها ارائه شد و قوی‌ترین فرضیه کشته شدن این سه نفر به دست بومیان منطقه بود. اما هربار مقداری از وسایل آنها در گوشه‌وکناری از جنگل پیدا می‌شد. برای مثال در سال 1927 پلاک‌های آنها توسط افراد محلی پیدا شد و در سال 1933، قطب‌نمایی که در تمام سفرهای فائوست همراهش بود و هیچ‌گاه از خود جدا نمی‌کرد یافت شد. اما این پایان ماجرا نبود، نکته‌ای که در مورد این داستان خیلی عجیب است، ناپدید شدن افراد گروه‌هایی است که برای پیدا کردن آنها به اعماق جنگل‌های آمازون رفته بودند که شمار این افراد به بیش از 100 نفر می‌رسد. در سال 1951 تعدادی اسکلت در جنگل‌های آمازون پیدا شد که محققان احتمال دادند مربوط به فائوست و افرادش باشد اما پس از انجام آزمایش دی‌ان‌ای این فرضیه رد شد.

در سال 2005 یک نویسنده نیویورکی به نام دیوید گران درصدد پیدا کردن شهری برآمد که فائوست به خاطر آن جانش را از دست داده بود. اولین کاری که او برای گشودن این راز سر به مهر انجام داد، رفتن به دهکده‌ای بود که آنها برای آخرین بار آن‌جا دیده شده بودند، یعنی کالاپالوس. او توانست اطلاعات باارزشی از افراد بسیار پیر و قدیمی این منطقه به دست آورد. به‌گفته آنها بعد از گذشت مدتی پس از اینکه فائوست از آن‌جا حرکت کرد در میان جنگل، دودی شدید به‌نظر می‌رسد و به همین خاطر احتمال اینکه آنها به دست قبیله آدمخوارها کشته شده باشند بسیار زیاد است. وقتی دیوید به نیویورک بازگشت کتابی به نام تمدن گمشده شهر z نوشت که تمام داستان فائوست و فرضیه‌های گم شدن او و گروهش در آن ذکر شده بود.

در اولین سفری که فائوست به جنگل‌های آمازون داشت، با موجودی عظیم‌الجثه در رودخانه آمازون مواجه شده بود و آن موجود چیزی نبود جز یک آناکوندای غول‌پیکر. او در یادداشت‌های خود ذکر کرده بود؛ «این موجود سری مثلثی و بدنی پهن و بلند داشت که به آرمی دور قایق ما می‌چرخید و هر لحظه ممکن بود که قایق ما را واژگون کند. من در یک حرکت سریع‌ اسلحه‌ام را پشت حیوان گرفته و شلیک کردم و او به سرعت از ناظر ناپدید شد.» به گفته فائوست قطر بدن این مار به 50 سانتی‌متر و طول آن به 19 متر می‌رسید.

نجات‌یافتگان آمازون

مادام ایزابل گودین یکی دیگر از افرادی بود که به جنگل‌های آمازون سفر کرد و داستانی جاودانه از خود به جای گذاشت. همسر ایزابل، جین گودین یکی از افراد تیم تحقیقاتی علمی فرانسه بود.

او در سال 1750 برای انجام یکسری تحقیقات به جنگل‌های آمازون اعزام شد؛ این زمانی بود که او تازه با ایزابل ازدواج کرده و او باردار بود. به همین خاطر مجبور شد تا ایزابل را نیز همراه خود ببرد اما او را در یکی از نزدیک‌ترین شهرهای جنگلی به نام کویتو گذاشت تا خودش به تنهایی به جنگل برود. ایزابل تا سال 1765 با امیدف چشم انتظار بازگشت شوهرش بود اما هیچ خبری از جین نشد و به همین دلیل ایزابل نامه‌ای به دولت برزیل نوشته و از آنها درخواست کمک کرد تا بلکه بتوانند ردی از شوهرش پیدا کنند. برزیل درخواست کمک او را قبول کرده و تیمی تحقیقاتی را با او با این سفر فرستاد. آنها سفر دریای خود را آغاز کردند اما تمام افرادی که با او در این سفر همراه شده بودند بر اثر حمله خفاش‌های خون‌آشام، مالاریا و نیش‌ مارهای عظیم‌الجثه آمازونی جان خود را از دست دادند.

در این زمان ایزابل تنها و مستاصل به راه خود ادامه داد تا اینکه به یکی از قبایل بومی برخورد؛ در این هنگام از شدت ضعف و خستگی از هوش رفت. بومیان ایزابل را برای درمان به یکی از معابد محلی بردند تا سلامتش را دوباره بازیابد و بتواند به سفر خود ادامه دهد. این قبیله به ایزابل لباس و غذا دادند و توشه سفرش را آماده کردند و ایزابل به راه خود ادامه داد. این سفر 4 سال به طول انجامید تا اینکه در سال 1769 و در میان جنگل، عجیب‌ترین اتفاق زندگی‌اش به وقوع پیوست. او در میان یکی از قبایل آمازونی، شوهرش را پیدا کرد.

جین به خاطر حادثه شدیدی که در میاه راه برایش به وجود آمده بود حافظه خود را از دست داده بود و به همین خاطر با یکی از قبایل زندگی می‌کرد اما با دیدن ایزابل و کمک‌های او توانست دوباره حافظه خود را به دست آورد.

آنها پس از تقریباً 20 سال دوری، با هم به پاریس بازگشته و زندگی جدیدی را آغاز کردند. در طول سال‌هایی که این زوج در جنگل‌های آمازون سرگردان بودند، با اتفاقات عجیبی برخورد کرده بودند.

آنها در یادداشت‌های خود خاطراتشان را نوشته بودند، از جمله فرار از دست حیوانات عجیب و عظیم‌الجثه و همچنین پنهان شدن از دست قبایل آدمخوار و گذراندن شب در جنگل‌هایی با حشرات خطرناک و خوردن گوشت شکار، مطالبی بود که در خاطرات آنها اشاره شده بود. جین در سال 1792 از دنیا رفت و ایزابل نیز که دیگر طاقت دوری او را نداشت، چند ماه پس از شوهرش از دنیا رفت.

از دیگر گمشدگان جنگل‌های آمازون، یوسی گیسبرگ بود که در سال 1981 برای انجام یکسری تحقیقات از طرف ارتش انگلستان به آمریکای جنوبی فرستاده شد. یوسی به مدت سه هفته در این جنگل مخوف گم شده بود ولی به طرز معجزه‌آسایی از مرگ نجات یافت و توانست با تجربیات جذاب ولی ترسناک به لندن بازگردد. او پس از بازگشت کتابی از خاطرات خود در آمازون منتشر کرد و نام آن را «گمشده در جنگل» گذاشت. یوسی خاطرات خود را این‌گونه بیان می‌کند: «من در آن زمان تنها 22 سال داشتم و عاشق هیجان و ماجراجویی بودم. وقتی به بولیوی رسیدم، از مردم منطقه داستان‌های عجیب و غریب زیادی راجع به جنگل‌های مرموز آمازون شنیدم و این کنجکاوی دلیل اصلی سفر من به آمازون بود.»

یوسی در این سفر با ماجراجوی دیگری به نام مارکوس آشنا شد و با هم این سفر را آغاز کردند. مارکوس که قبلاً نیز بارها به آمازون رفته بود، از داستان‌های خود برای یوسی تعریف کرد و او هر چه بیشتر برای سفر راغب می‌شد. در راه با افراد دیگری به نام‌های کوین و کارل آشنا شدند و به این ترتیب یک گروه تشکیل دادند. اما آنها خبر نداشتند که کنجکاوی بیش از حد می‌تواند برایشان ایجاد دردسر کند. آنها با شجاعت تمام به اعماق جنگل رفتند، بدون اینکه برای پیدا کردن راه بازگشت برای خود نشانه‌ای بگذارند و همین باعث شد تا راهشان را گم کنند و فقط در جنگل دور خود بچرخند. کم‌کم آب و آذوقه‌ای که همراه آورده بودند، تمام شد و آنها مجبور شدند برای سیر کردن شکم خود، شکار کنند و چون هیچ‌کدام شکارچی ماهری نبودند، تنها می‌توانستند میمون‌ها را شکار کنند. پس از چند روز سرگردانی آنها بالاخره رودخانه آمازون را پیدا کردند و چون می‌دانستند این رودخانه از شهرهای زیادی می‌گذرد، به فکر ساختن بلمی برای رد شدن از رودخانه افتادند.
 
یوسی در ادامه داستان خود می‌گوید: «می‌دانستیم که این کار ریسک بزرگی است اما برای رهایی از این مخمصه، مجبور به پذیرفتن این ریسک بودیم. پشه‌های وحشتی تمام بدنمان را گزیده بودند و به خاطر خوردن گوشت میمون بیمار شده بودیم. کوین بسیار بیمار بود و ما احتمال می‌دادیم مالاریا گرفته باشد. این بلم آخرین امید ما برای بازگشت بود. می‌دانستیم خطرات بسیاری در مسیر رودخانه خواهیم داشت که از جمله آنها آبشارهای فراوان و پرخطر رودخانه آمازون و حیواناتی بود که در این رودخانه زندگی می‌کردند.»

اما این بلم فکر خوبی برای نجات نبود و به خاطر نداشتن امکانات کامل برای ساخت بلم، آنها نتوانسته بودند آن را محکم بسازند. قایق تنها پس از 15 الی 20 دقیقه حرکت در رودخانه شکسته شد دو آنها داخل آب افتادند. عمق رودخانه آنقدر زیاد بود که به زحمت و با کمک تکه چوب‌های قایق، تنها سر خود را بیرون از آب نگه داشته بودند تا بتوانند نفس بکشند. آنها تمام مسیر را با جریان آب طی کرده و تقریباً با تمام موانعی که در راه بود، برخورد کردند تا اینکه بالاخره زخمی و سرگردان به ساحل رسیدند ولی به خاطر تشنگی و صدمات شدید تا ساعت‌ها از هوش رفته بودند.

این چهار نفر تازه به هوش آمده و برای خود آتشی روشن کرده بودند و فکر می‌کردند بالاخره همه‌چیز تمام شده و نجات یافته‌اند که ناگهان یک یوزپلنگ را در مقابل خود دیدند اما این بار بخت با آنها یار بود زیرا یوزپلنگ گرسنه نبوده و مارکوس توانست با استفاده از یک تکه آتش او را ترسانده و فراری دهد. آنها شب و روز به مسیر خود ادامه دادند ولی گویا مشکلات دست‌بردار نبودند. این بار کارل ناگهان در یک باتلاق افتاد و با هر حرکت، بیشتر در آن فرو می‌رفت. یوسی و مارکوس برای بیرون کشیدن کارل بسیار تلاش کردند اما بی‌نتیجه بود و او در باتلاق غرب شد.

مارکوس، کوین و یوسی به راه خود بدون کارل ادامه دادند. آنها بسیار خسته و بیمار بودند و تنها پوست و استخوانشان باقی مانده بود. درست زمانی که آنها دیگر هیچ امیدی به زنده ماندن نداشتند، با یک قبیله سرخ‌پوست برخورد کردند. مارکوس در مورد این قبیله می‌گوید: «در ابتدا ما از این قبیله ترسیدیم و فرار کردیم زیرا فکر می‌کردیم آنها ما را خواهند کشت اما افراد این قبیله تنها قصد کمک داشتند. آنها زخم‌های ما را مداوا کردند و به ما غذا دادند و ما دوباره به مسیر خود ادامه دادیم.»

در میانه راه مارکوس، یوسی و کوین را گم کرد و دیگر موفق به پیدا کردن آنها نشد. یوسی و کوین از راهی که افراد قبیله نشان داده بودند، به سن‌خوزه رسیدند اما مارکوس هیچ‌گاه پیدا نشد و حتی تیم تحقیق نیز هیچ ردی از او پیدا نکردند. اکنون یوسی و کوین دوستان بسیار صمیمی هستند و از این سفر به عنوان وحشتناک‌ترین و عجیب‌ترین تجربه زندگی خود یاد می‌کنند.

شنا در خطرناک‌ترین رودخانه دنیا

با اینکه رودخانه آمازون بسیار خطرناک و مرگ‌آور به نظر می‌رسد، اما برای برخی از افراد تنها یک سرگرمی بوده و می‌تواند آنها را به آرزوهایشان برساند. از جمله اشخاصی که برای زنده نگه‌داشتن نام خود، دل به دریا زده و تمام خطرات این مسیر دشوار را به جان خرید، مارتین استلر است که تصمیم گرفت کاری را انجام دهد که تا به حال هیچ‌کس جرأت انجام آن را نداشته است و آن شنا در طول رودخانه آمازون بود. مارتین تصمیم خود را گرفته بود؛ حتی اگر در این راه جانش را از دست می‌داد.

در سال 2007 مارتین، 5268 کیلومتر را در عرض 66 در رودخانه مخوف آمازون شنا کرد. او این مسیر را از رشته‌کوه‌های آند در پرو آغاز کرد و در سواحل آتلانیتک در برزیل به اتمام رساند.

میلیون‌ها بیننده از طریق دوربین‌های نصب شده در مسیر، مارتین را همراهی می‌کردند.
بعدها کتابی از تجربیات مارتین به چاپ رسید که تمام سفرهای او را شامل می‌شد مارتین استلر تا به حال موفق شده است چهار رکورد در کتاب رکوردهای گینس ثبت کند. او در یکی از رکوردهایش در سال 1997 طول بین آفریقا و اروپا را شنا کرده بود و همچنین شنا در رود دانوب در سال 2000 و شنا در رود می‌سی‌سی‌پی در سال 2002 از دیگر رکوردهای مارتین است.

اتفاقات غیرطبیعی

با اینکه جنگل‌ها و رودخانه آمازون سرشار از زیبایی است اما در آنجا باید منتظر هرگونه رخداد شگفت‌‌انگیزی بود. در 9 نوامبر سال 1989 یک کشتی مسافرتی کوچک با 25 مسافر و خدمه از رودخانه آمازون می‌گذشتند که ناگهان حفره‌ای عجیب و ترسناک درست در مقابل آنها و در آب‌های رودخانه ایجاد شد اما وقتی که کشتی رفته‌رفته دچار این گرداب می‌شد، ناخدای کشتی که سال‌های سال عمر خود را در این راه گذرانده بود، توانست کشتی را از غرق شدن نجات دهد ولی 2 نفر از مسافران درون آب افتاده و جان خود را از دست دادند و همچنین 10 نفر دیگر به شدت زخمی شدند.

این اتفاق تا به حال بارها در این قسمت رودخانه رخ داده و جان بسیاری را گرفته است اما هنوز هیچ دلیل علمی‌ای برای این پدیده وجود ندارد، زیرا همیشه این حفره در این قسمت وجود ندارد و فقط گاهی به وجود می‌آید.

یکی دیگر از اتفاقاتی که در جنگل‌های آمازون به وقوع پیوست گم شدن یک هواپیمای کوچکی نظامی با 9 سرنشین بود. در سوم اکتبر سال 2009، این هواپیما که در حال عبور از بالای جنگل‌های آمازون بود، دچار توفان‌های شدید این منطقه شده و کنترلش را از دست داده و در نهایت سقوط کرد، اما 7 سرنشین هواپیما هیچگاه پیدا نشدند و تنها 2 نفر از آنان توانسته بودند از طریق شنا از آب‌های رودخانه آمازون خود را به شهرهای اطراف برسانند اما گفتند که از سرنوشت همراهانشان هیچ اطلاعی ندارند و چون از پیدا شدن آنها ناامید شده بودند فقط جان خود را نجات دادند.

اشکال عجیب در آمازون

در عکس‌های هوایی که از اطراف جنگل‌های آمازون گرفته شده است، اشکال عجیبی دیده شده است که در چمن زمین‌های پهناور اطراف جنگل به وجود آمده است. از سال 1999 تا به حال هر بار که از این منطقه عکس‌برداری شده است، طرح به وجود آمده با دفعه قبل متفاوت بوده است؛ به طوری که در بین این سال‌ها بیش از 200 شکل مختلف ثبت شده است که در محدوده‌ای در حدود 250 کیلومتر به وجود آمده است. نکته جالب توجه در مورد این اشکال، این است که ممکن است یک روز آنها دیده شوند و روز بعد وجود نداشته باشند. مردم بومی آن منطقه اعتقاد دارند این اشکال توسط فضایی‌ها به وجود می‌آید و در زمان حضور فضایی‌ها در اطراف آمازون، هرکس به این منطقه بیاید به دست آنها اسیر یا کشته خواهد شد. این اشکال با خم کردن چمن‌های اطراف به وجود آمده‌اند و تا به حال هیچ دلیل علمی برای پیدایش آنها به دست نیامده است.

دنیس اسچان، عضو هیأت علمی دانشگاه فدرال برزیل در این باره می‌گوید: «تقریبا در هر هفته یک شکل عجیب در این منطقه دیده می‌شود که دلیل به وجود آمدن آنها اثبات شنده است، بعضی از این اشکال دایره‌ای و برخی دیگر مربع یا مستطیل و برخی حتی چندضلعی هستند.

توفان‌های شدیدی که در اینجا رخ می‌دهد، می‌تواند یکی از فرضیه‌های پیدایش این اشکال باشد.» مکان‌هایی که این اشکال در آنجا بیشتر دیده شده‌اند، شمال بولیوی و غرب برزیل بوده است. عرض بیشتر این اشکال تا 11 متر و عمق آنها تا دو متر است و مناطقی که این اشکال در آنجا دیده شده‌اند از 90 تا 300 متر مساحت دارد. به هر حال این نیز یکی دیگر از عجایب آمازون است.

حیوانات عجیب آمازون

در جنگل‌های وسیع آمازون به طور تقریبی 1294 نوع پرنده، 378 خزنده، 427 نوع دوزیست و 3 هزار نوع ماهی زندگی می‌کنند که اغلب این حیوانات شکارچیان بسیار ماهری هستند و جان سالم به در بردن از دستشان تقریباً غیرممکن است.

دلفین صورتی که به زبان محلی بوتو نامیده می‌شود، یکی از نادرترین دلفین‌ها در سراسر دنیاست که در میان آب‌های رودخانه پهناور آمازون زندگی می‌کند. این دلفین می‌تواند تا 15 دقیقه روی آب بماند ولی به طور کلی این دلفین‌ها معمولاً زیر آب هستند و تنها برای نفس کشیدن روی آب می‌آیند. همچنین با وجود شباهتی که با دلفین‌های خاکستری دارند از نظر اندازه از آنها کوچک‌تر هستند و همین دلیل باعث شده تا بتوانند به راحتی در آب‌های رودخانه شنا کنند؛ وزن آنها به 90 کیلوگرم می‌رسد. دلفین‌های صورتی قادر هستند در آب به صورت درجا 180 درجه بچرخند.

رنگ این نوع دلفین به خاطر آبی که در ان زندگی می‌کند و غذایی که می‌خورد صورتی است، اما عجیب‌ترین حیوانی که در جنگل‌های آمازون به چشم می‌خورد، ماناتی یا همان گاو دریایی است که می‌تواند نیم‌ تن وزن داشته باشد و قدش به 3 متر هم برسد. همچنین مارهای آناکوندا که بزرگترین گونه مار در سراسر دنیا هستند نیز در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند و بیشتر آنها تا 10 متر طول دارند. آناکوندا هیولای دریاچه نیز نامیده می‌شود. این مار برخلاف پیتون سمی نیست و با پیچیدن دور شکار او را از پا در می‌آورد. تا به حال بسیاری از مردم منطقه، به خصوص بومیان توسط مارهای آناکوندا و پیتون‌های جنگل‌های آمازون بلعیده شده‌اند.

چندی پیش یک پسر بچه 8 ساله که ساکن دهکده‌های اطراف آمازون بود توسط یک آناکوندا بلعیده شد و چند روز بعد تنها کلاه و کفش او توسط دوستانش که به خاطر باران به زیر یک درخت پناه برده بودند پیدا شد. آراپایما یکی دیر از حیوانات عجیب آمازون است که با 4 متر طول و 200 کیلوگرم وزن از بزرگ‌ترین ماهی‌های آب شیرین است، همچنین وحشی‌ترین ماهی‌های دنیا مانند پیرانا نیز در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند.

 
 
دیدنی های استان گیلان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٢۱
 

دیدنیهای رشت

مجتمع رفاهی- تفریحی جفرود : در 23 کیلومتری جاده انزلی به رشت در منطقه زیبا کنار

موزه ، مقبره میرزا کوچک خان جنگلی-خانه میرزاکوچک خان ، امامزاده هاشم و خواهر امام و دانای علی ، شهرک تفریحی- مسکونی گلسار، باغ محتشم، شهر بازی شادی ، پارک سبزه میدان رشت ، استخر عینک  ، پارک جنگلی سراوان وموزه روستایی گیلان ، چشمه اب شور ، چشمه طالم سنگر، پارک ملت ، عمارت کلاه فرنگی واقع در پارک قدس رشت ، عمارت شهر داری رشت (1316 هجری شمسی) ، عمارت پستخانه ، خانه ابریشمی ، موزه رشت

 دیدنیهای  هشتپر

پارک جنگلی گیسوم : در منطقه دیناچال در 53 کیلومتری مسیر انزلی به تالش واقع است.این مجتمع تفریحی، چشم انداز کوه و جنگل و دریا را با هم دارد. در این مرکز 32 پلاژ مجهز ، فروشگاه ، طرح شنا و... وجود دارد.

منطقه باستانی آق اولر، قلعه سلسال، قریه لیسار، مسجد سفید، مناطق ییلاقی سوباتان، منطقه ییلاقی ونه خونی -جاده جنگلی- کوهستانی اسالم به خلخال، کوهستانهای جنگلی، میدان رستم کلاه چرمینه ، قلعه لیسار معروف به دژ سلسال(صلصال) ، کاخ قشلاقی نصراله خان سردار امجد (عمیدالسلطنه) ، کاخ ییلاقی نصراله خان سردار امجد (عمید السلطنه)و خرابه های اتشکده (مربوط به دوران مادها) و بقایای مردعلی بیل ، حمام قدیمی آق اولر ، بقعه شاد میلرزان مدفن یکی از عارفان بزرگ قرن هشتم هجری به نام محمود شاه دینوری ، بقعه اقا سید احمد تال تربه از نوادگان امام موسی کاظم (ع)

ماسال : منطقه جنگلی طاسکو،روستای توریستی لر،سور کوم ، اری دول ، امامزاده شالما، چسلی، مناطق ییلاقی ،  خشکه دریا ، بقعه شالما

رضوانشهر :  پارک جنگلی دکتر درستکار ، آبشار و سیادار ، خرابه های قدیمی گسکر واقع در منطقه هفت دغنان دار سرا ، گورستان باستانی در میمنه رو و وسکه ، مسجد اسپیه مزگت یا  سفید مسجد ، در خانه ، گیله سرا ، میر محله ماسال ، وردم ، قلعه کول، مشهد میر زا ، سنگ بست ، خندیله پشت -امامزاده شرف الدین شاه


 
 
دیدنی های کرمانشاه
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

غار قوری قلعه بزرگترین و شگفت انگیز ترین غار آبی آسیا در 86 کیلومتری شهر کرمانشاه در مسیر جاده پاوه و در شمال شهر جوانرود واقع است.

این غار که هم اکنون به عنوان یکی از مطرح ترین جاذبه های گردشگری استان کرمانشاه وغرب کشور محسوب می شود، طبق نظر کارشناسان بزرگترین غار آبی آسیا و طولانی ترین غار آبی ایران است.

علت نامگذاری غار به نام غار قوری قلعه

روستایی به همین نام در نزدیکی این غار قرار دارد که در ایام قدیم اطراف این روستا را قلعه های مختلفی در بر گرفته که شکل یکی از این قلعه ها شبیه قوری بوده است به همین دلیل نام این روستا و این غار به قوری قلعه نامگذاری شد.

در روایتی دیگر، اینکه چرا روستا و غار را قوری قلعه نامیده اند به دوره ساسانیان باز می گردد. درآن دوره دژی بزرگ و مستحکم بنا شد که هم اکنون نیز آثاری از آن به جای مانده است، این دژ به جهت بزرگی بعدها از سوی کرد زبانان آن منطقه به "گورا قلا" نامیده شد.کلمه گورا در زبان کردی به معنای بزرگی و قلا به معنای قلعه یا دژ می باشد، در اثر گذشت زمان این نام به تدریج تغییر کرده و به نام های "گوری قلا"و در آخر به "قوری قلعه"معروف شده است.
بعدها پس ار ساختن آبادی در کنار دژ همان نام یعنی قوری قلعه به روستا اطلاق شد، از طرفی چون نزدیکترین محل سکونت به غار همین ده است؛ بنابر این اسم غار را نیز قوری قلعه گذشتند.


قوری قلعه، یکی از زیباترین و با ارزش ترین غارهای آبی جهان با 65 میلیون سال قدمت

در سالهای 1355 تا 1356 گروهی از غارشناسان و جانورشناسان انگلیسی و فرانسوی در حالی که برای یافتن پستانداران از جمله خفاش در 80 کیلومتری کرمانشاه و در کوهستان های پوشیده از جنگل پاوه و اورامانات تلاش می کردند، این غار را کشف کردند، آنها 620 متر از عمق غار را طی کردند و به نقطه ای که آب هم سطح سقف غار بود رسیدند و با تصور اینکه این نقطه انتهای غار است، بازگشتند، البته بنا به اظهار برخی از مسئولان محلی، روستاییان این غار را در سالیان پیش از این شناسایی کرده بودند.

با تشکیل کمیته غار نوردی در کشور و پس از پنج سال تحقیق و مطالعه یک گروه غارشناسی توانست در سال 1368 در مرحله اول به عمق 2030 متری و سپس در مرحله دوم به عمق 3140 متری غار دست یابد. اعضای این گروه برای رسیدن به این عمق، حدود دوازده کیلومتر مسیرهای پیچ در پیچ غار را پیموده و نقشه برداری کردند. دستیابی به این عمق، غار قوری قلعه را به عنوان بزرگترین غار آبی آسیا و طولا نی ترین غار آبی ایران معرفی کرد.

به گفته کارشناسان قدمت این غار که از آهک "تروراسیک" و"کرتاسه" تشکیل شده و به 65 میلیون سال قبل و به دوره دوم زمین شناسی باز می گردد.

این غار در طول تاریخ به عنوان جان پناهی امن و دور از دسترس مورد استفاده قرار گرفته که کشف آثاری همچون کاسه، بشقاب و تعدادی ظروف و سکه از دوران "یزد گرد سوم"، حاکی از قدمت و استفاده از آن در دوران باستان است.


 

قوری قلعه، شگفت انگیز ترین غار آبی آسیا

بعد از گذراز دالان ورودی غار اولین مکان وسیعی که وجود دارد به "تالار مریم" نامگذاری شده است. این محوطه همانند دریاچه وسیعی است که گرداگرد آن را قندیل هایی بسیار زیبا با اشکال مختلف فرا گرفته است. این قندیل ها که هر یک اشکال خاصی را تداعی می کنند دلیل اصلی نامگذاری هر قسمت از این غار شده که به عنوان مثال وجود قندیلی به شکل حضرت مریم دلیل نامگذاری اولین تالار این غار به نام تالار مریم شده است.

علاوه براین در داخل غار و بر روی سینه داخلی آن می توان به صورت طبیعی و بدون دخالت انسان آثار دیگری همچون فردوسی، امیرکبیر، بابانوئل، شیرسنگی، ماهی، مارکبری، قارچ، برج پیزا، نیم رخ شیر، فیل، قلب، گل کلم، بستنی، کشتی، گردن غاز، آبشار، لاک پشت، نام حضرت محمد (ص) و نیز ماکت شهر پاوه را مشاهده کرد. در عمق هزار متری غار تالاری وجود دارد که زیباترین حوضچه آبی جهان در آن توجه همه را به خود جلب می کند. در این محوطه قندیل هایی به شکل پرده ای وجود دارد که با دست زدن به هرکدام از آنها صدایی شبیه یکی از آلات موسیقی به گوش میرسد به همین دلیل این محوطه را "تالار بتهوون" نامگذاری کرده اند.

درعمق هزار و 500 متری غار، تالار عروس قرار دارد که زیبایی آن قابل توصیف نیست، جنس سنگهای این محوطه از کریستال سفید و براق است و اگر کسی بخواهد از روی آنها گذر کند جای پای او در این قسمت باقی می ماند.

ازسقف این محوطه قندیل هایی شبیه میله خودکار که جنسشان از رسوبات آهکی و حالت کریستال است به ارتفاع دو تا هشت متر پایین آمده است، این قندیل ها آنقدر نازک و شفاف است که با زدن یک دست هشت متر از آن فرو می ریزد.

در عمق دو هزار و 700 متری غار، چهار آبشار به ارتفاع 10 تا 12 متر وجود که در این عمق وجود چنین آبشار زیبایی باور پذیر نیست وهر بیننده ای را مسحور خود خواهد کرد.

در بخش دیگری از این غار تونلی با نام "تونل برزخ" وجود دارد که به وحشتناکترین مکان این غار معروف شده است، طول این تونل 220 متر است که با عرض سه متر نیمی از آن را آب فرا گرفته است.

البته محوطه هایی که ذکر آن رفت، قابل بازدید برای عموم نیست و هم اکنون تنها 500 متر از این غار آماده سازی و نورپرداری شده و قابل بازدید است.

 

قوری قلعه، زیستگاه نادرترین خفاش دنیا

به گفته کارشناسان ژرفای این غار زیست گاه گونه ای نادر از خفاشان با نام خفاش "گوش موشی" است که باعث توجه بسیاری از جانورشناسان دنیا شده، اما به غیر از این گونه خفاش تاکنون گونه دیگری از حیات جانوری در غار یافت نشده است.

اما کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند که اطلاعات موجود نشان می دهد که تا قبل از تبدیل شدن این غار به یک غار نمایشی جمیعت قابل توجهی از مهره داران غارزی مانند خفاش ها و سمندر خال زرد در آن می زیسته اند.


قوری قلعه، غاری برای تمام فصول

درجه حرارت این غار از هفت درجه زیر صفر تا 11 درجه بالای صفر متغییر است، رطوبت نسبی آن 89 درصد است که این شرایط باعث شده در تمام فصول سال گردشگران به راحتی بتوانند از آن بازدید نمایند.

قوری قلعه، یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران

این غار در دامنه کوه شاهو و در یکی از کوهستانی ترین مناطق ایران واقع شده است. دره ای که غار قوری قلعه در آن قرار دارد از زیباترین دره های استان است که از ویژگی های جنگلی خاص و چشمه سارهای بی شمار با چشم اندازهای حیرت انگیز و جذاب برخوردار است.

وجود جنگل های متراکم با گونه های بلوط، انجیر کوهی، آلبالوی کوهی، بادام وحشی و همچنین حیواناتی چون گرگ، روباه، خوک، خرگوش ، کل و بز در اطراف این غار، زیبابی خاصی به آن بخشیده است.

این غار به همراه جنگلهای زیبای بلوط اطراف آن دارای پتانسیلی بی نظیر در جذب توریست های داخلی و خارجی است به همین دلیل قوری قلعه به عنوان یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران به ثبت رسیده است.

علاوه بر همه این ها، این منطقه دارای ارزش تاریخی زیادی نیز می باشد، بقایای قلعه ای مربوط به دوران ساسانیان در نزدیکی غار وجود دارد و نیز 30 شی باستانی از جمله بقایای جمجمه انسان و سفالهای پیش از تاریخ در این جا کشف شده است.

این غار علاوه بر گردشگران که برای تفریح مراجعه می کنند مکان مناسبی برای غارنوردان، پژوهشگران، زمین شناسان و گروه های دیگر است.

با آماده سازی زیرساخت های لازم برای جهانگردان، استان کرمانشاه می تواند با دارا بودن آثاری همچون تاق بستان، کوه و سنگ نوشته بیستون، نیایشگاه آناهیتا، صخره فرهاد تراش، غار قوری قلعه، شهر هزار ماسوله پاوه و سراب روانسر و چند نقطه دیگر به قطب گردشگری بین المللی تبدیل شود.


 
 
زولبیا و بامیه
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

روش تهیه زولبیا بامیه برای ماه رمضان ۹۰

www.toppatogh.com | روش تهیه زولبیا بامیه

مواد لا زم ( برای ۴ نفر):
نشاسته= ۵۰۰ گرم
ماست= ۱۵۰ گرم
شکر =۲۰۰ گرم
روغن برای سرخ کردن
گلاب =۲ تا ۳ قاشق
طرز تهیه:
نشاسته را در ماست حل کرده از صافی رد می کنیم تا صاف و بدون گلوله شود آرد را اضافه کرده مخلوط مینماییم مایه را یکی دو ساعت می گذاریم بماند. روغن مایع فراوان را داغ می کنیم و بعد مایه را در قیف مخصوص ریخته خطوطی دایره وار بطوریکه یکدیگر را قطع کند در روغن داغ شده می پذیم .
( در صورتیکه زولبیا خوب پف نکرد جوش شیرین را با مایه مخلوط می کنیم . به همین طریق زولبیا را آماده می کنیم و دو طرف آنرا سرخ می کنیم بلا فاصله در شربت زولبیا می اندازیم.


 
 
چیدمان چدید برای اشپزخانه
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

. مکانی گرم:

یک مکان رنگارنگ و گرم برای یک گپ دوستانه بسیار مناسب است. الهامی که از دایره بافتنی گرفته شده در تمام فضا های خانه دیده می شود حتی در آشپزخانه و کانتر.
 

2.نقشه کف :

نقشه دایره ای این فضا کاملاً در این تصویر دیده می‌شود نحوه قرار گیری کابینتها و قسمت شومینه.
 

3.حرکتی دوار:

کابینتهای مرسوم برای این آشپزخانه مناسب نمی‌باشد، به خاطر فرم دیوارها، کابینتها را مخصوص این فضا ساخته اند. قفسه ها همگی منحنی هستند و کابینت وسط آشپزخانه (مانند جزیره ای در آشپزخانه)حالت دایره ای آنرا بیشتر می‌کند.
 

4.سینکی بی همتا:

سینک و شیر آب هر دو منحصر به فرد می‌باشد که حالتی صیقلی دارند، در کنار سینک ظرف شویی ماشین ظرف شویی که شامل دو کشو می‌باشد تعبیه شده است.
 

5.کاربرد:

شستشوی ظرفهای بزرگ مانند قابلمه های بزرگ در این سینک یک لگنه، بسیار آسان است.
 

6.پرده:

پنجره توسط یک نیم پرده که با ربان های قرمز تزئین شده است پوشیده شده  که سبکی روستایی دارد.
 

7.ظروف رنگارنگ:

استفاده از بشقابها و کاسه ها و لیوانهای رنگارنگ فضا را شاد می کند.
 
 

8.کاشی رنگارنگ:

کاشی های رنگارنگ به آشپزخانه درخشش می‌دهند و تمام فضای پشت اجاق گاز را پر کرده‌اند.(در رنگهای اکر متوسط، اکر تیره، مسی)
 

 
 
داستانهای عاشقانه
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۱٧
 

داستان عشق و دیوانگی

 

 

 

در زمانهای بسیار دور زمانی که هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود ، همه فضیلت ها در همه جا شناور بودند. . روزی همه آنها دور هم جمع شده بودند ناگهان یکی از آنها ایتاد و گفت بیایید یک بازی کنیم مثلاً قایم باشک. همه از این پیشنهاد خوشحال شدند ودیوانگیفوراً فریاد زد من چشم میگذارم... من چشم میگذارم... واز آنجا که هیچ کس نمیخواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند .دیوانگی جلوی درختی رفت وچشمهایش را بست وشروع به شمردن کرد یک،دو،سه ...



همه رفتند و در جایی پنهان شدند ،لطافت خودرا به شاخ ماه آویزان کرد .خیانت داخل انبوهی اززباله پنهان شد .اصالت در میان ابرها مخفی گشت.



هوس به مرکز زمین رفت.طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود رفت ودیوانگی مشغول شمردن بود هفتادونه،هشتاد... همه پنهان شده بودند به جزعشق که همواره سردرگم بود ونمیتوانست تصمیم بگُیردوجای تعجب هم نیست زیرا همه میدانیم که پنهان کردن عشق مشکل است . در همین حال دیوانگی به پایان شمارش میرسید نودوپنج،نودوشش،نودو.....



هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید بربالین یک بوته ی گل سرخ وپنهان شد.دیوانگی فریاد زد "دارم میام" و او اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلیش آمده بودجایی پنهان شود ولطافت رایافت کهبه شاخ ماه آویزان بود. هوس در مرکز زمین بود. یکی یکی همه پیدا شدند به جزعشق ،او ازیافتن عشق ناامید شده بود. حسادت درگوشش زمزمه میکرد تو باید فقط عشق راپیدا کنی او پشت بوته گل رز پنهان شده است. دیوانگی شاخه ای خشک از تنه ی درختی کندوبا شدت وهیجان زیاد آن رادر بوته ی گل سرخ فرو کرد ودوباره و دوباره تا با صدای ناله متوقف شد.عشق ازپشت بوته بیرون آمد،با دستهایش صورت خودرا پوشانده بودو ازمیان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد.دیوانگی گفت:من چه کردم ؟ چگونه میتوانم تورادرمان کنم ؟ عشق پاسخ داد تو نمیتوانی مرا درمان کنی اما اگر میخواهی کاری بکنی راهنمای من باش .



«این گونه است که از آن روز به بعدعشق کور است ودیوانگی همواره در کنار اوست.»



 





فاصله

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟


 
 
خانه داری
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 
تاریخ : شنبه بیست و پنجم تیر 1390 | نویسنده : TMJ

میز غذاخوری را منطبق با هر 
فصل آرایش کنید!

با توجه به هر فصل در چیدن میز غذا سلیقه خود را نشان دهید.در بهار ، تابستان ، پاییز و زمستان می توانید میز غذاخوری متفاوتی داشته باشید.
 
 

آیا تاکنون متوجه شده‌اید که میز غذا اگر به زیبایی چیده شود، مزه غذا را هر چند ساده عوض کرده، آن را خوشمزه‌تر می‌کند. انداختن یک رومیزی زیبا، انتخاب کارد، قاشق، چنگال و رنگ مناسب فصل کار چندان سختی نیست.
 
 با توجه به هر فصل در چیدن میز غذا سلیقه خود را نشان دهید.
 
 
 
 بهار
 
 
- در فصل بهار از رنگ‌های ملایم صورتی ، زرد و لیمویی استفاده کنید.
 
- رومیزی گل‌بهی و ظرف‌های سفید غذا مناسب این فصل است.
 
- سرویس قاشق و چنگال باید نقره‌ای یا روشن باشد.
 
- یک سبد زیبا انتخاب کرده، آن را با لاله‌های رنگی و سبزه گندم پر کنید.
 
- ظرف شیشه‌ای با دانه‌های ژله‌ای یا شکلات‌های رنگی مختلف به عنوان تزیین را فراموش نکنید.
 
- از تخم‌مرغ‌های مصنوعی و تزیینی استفاده کنید و آن‌ها را با وصل کردن به گل‌ها مرکز توجه قرار دهید.
 
 
 

تابستان
 
 
- ظروف چینی سفید کار تزیین یک میز را برای فصل تابستان آسان می‌کنند.
 
- از زیربشقابی‌های چاپی آماده استفاده کرده، سعی کنید رنگ‌ها مکمل یکدیگر باشند.
 
- با یک گل‌آرایی ساده مانند قرار دادن گل ژربرا، مارگریت یا یک دسته گل‌های ریز زرد داخل یک گلدان بلور که برای هر مناسبتی ایده‌آل‌اند، گرمی تابستان را به گرمی غذای خود بیفزایید.
 
- یک دسته گل وحشی زیبا را داخل یک گلدان سفید قرار دهید تا مرکز توجه قرار گیرد.
 
 
 

پاییز
 
 
 -  از کدو تنبل سفید (بله تعجب نکنید سفید) می‌توانید به عنوان گلدانی زیبا برای قرار دادن گل‌های لاله ، رز ، داوودی و شیپوری به رنگ‌های زرد ، نارنجی و گل‌بهی استفاده کنید.
 
-  سبدی زیبا از سیب ، خشکبار و میوه درخت کاج تمام توجه‌ها را متوجه خود خواهد کرد.
 
-  رومیزی را با شمع و سبد چوبی قیف‌مانند تزیین کنید تا زیبایی میز شما چند برابر شود.
 
 
 

زمستان
 
 
- برای فصل زمستان سعی کنید رومیزی تیره‌تری انتخاب کنید.
 
- انتخاب گل‌های سفید و قرمز و نیز برگ‌های همیشه سبز جلوه‌ای خاص خواهد داشت.
 
- از یک شمع روشن استفاده کنید و دور آن را میوه کاج بچینید.
 
- برای ایجاد جوی گرم‌تر، به جای لیوان‌های شیشه‌ای و قاشق و چنگال‌های نقره‌ای، از لیوان‌هایی با حاشیه طلایی و نیز سرویس کارد و چنگال طلایی استفاده کنید.
 
- سعی کنید اولویت شما در انتخاب دکور میز رنگ‌های قرمز تیره و قهوه‌ای باشد.

گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع : hamshahrionline.ir

 
 
حلیم بادمجان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 
مــــــــواد لازم :
حبوبات (نخود ، لوبیاقرمز ، لوبیا چیتی ، عدس) :: 1 کیلو
سبزی آش :: 2 کیلو
آرد :: 3 قاشق سوپخوری
روغن :: 50 گرم
پیاز :: 1 عدد
نمک وفلفل :: به مقدار لازم



طرز تهیه :
حبوبات را قبلا خیس کرده و می پزیم سبزی را پاک کرده و خرد می نماییم و می گذاریم تا با چهار لیوان آب بپزد زمانی که آب سبزی در حال جوش بود آرد را با کمی آب خمیر کرده از آن کوفته های کوچک و ریز درست نموده به آرامی داخل آش میریزیم پیاز را در روغن سرخ کرده نمک فلفل و زرد چوبه بهآن زده و آنرا داخل آش میریزیم حبوبات پخته شده را در این مرحله به آش افزوده و می گذاریم تا آش چند جوش دیگر بزند تا جا بیافتد .

 
 
آش اماج
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 
مــــــــواد لازم :
حبوبات (نخود ، لوبیاقرمز ، لوبیا چیتی ، عدس) :: 1 کیلو
سبزی آش :: 2 کیلو
آرد :: 3 قاشق سوپخوری
روغن :: 50 گرم
پیاز :: 1 عدد
نمک وفلفل :: به مقدار لازم



طرز تهیه :
حبوبات را قبلا خیس کرده و می پزیم سبزی را پاک کرده و خرد می نماییم و می گذاریم تا با چهار لیوان آب بپزد زمانی که آب سبزی در حال جوش بود آرد را با کمی آب خمیر کرده از آن کوفته های کوچک و ریز درست نموده به آرامی داخل آش میریزیم پیاز را در روغن سرخ کرده نمک فلفل و زرد چوبه بهآن زده و آنرا داخل آش میریزیم حبوبات پخته شده را در این مرحله به آش افزوده و می گذاریم تا آش چند جوش دیگر بزند تا جا بیافتد .

 
 
دفاع شخصی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

دانلود فیلم آموزشی دفاع شخصی

نوشته شده توسط سعید در تاریخ شنبه، 8 مرداد ماه 1390


http://mihandownload.com/mypic/Saeed/UP_CLOSE_MihanDownload.com.jpg

ENGLISH | 01:29:21 |592x448 | XVID | 29.97fps - 973kbps |Audio 105kbps | 698MB
Genre : video training


 دانلود رایگان فیلم اموزش دفاع شخصی Bas Rutten's "Lethal Street Fighting" Self Defense System .دفاع شخصی مجموعه از تکنیک هاست که به شخص امکان میدهد بدون درگیری و دادن کوچک ترین زحمت به خود پوزه فرد یا افراد مهاجم به خود رابه خاک بمالد.امروزه این تکنیک به گونه ای نوین و بسیار حرفه ای تر در امده که توسط ریچارد استاد برتر دفاع شخصی در این فیلم اموزشی به صورت کامل و از مبتدی تا حرفه ای اموزش داده شده است.
ریچارد عضو تیمSWAT میباشد که این فیلم را به شما آموزش میدهد، مربی پلیس در مبارزه غیر مسلح خیابانی.
دفاع شخصی فیزیکی آخرین گزینه برای دفاع از خود می باشد ( به یاد داشته باشید از لحاظ قانونی دفاع شخصی مقابله با فردی است که قصد تحمیل صدمات جدی و یا کشتن شما را دارد. ) و به همین دلیل همیشه آگاهی و اجتناب موثر تر و شانس بیشتری را برای شما به ارمغان می آورد . آموزش دفاع شخصی برای سلامتی و سرگرمی بسیار جالب است ولیکن آگاهی و پیشگیری امنیت و دوری از عواقب درگیری جسمی و دفاع از خود را دارد.

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
 

 
http://mihandownload.com/mypic/Saeed/UP_CLOSE_MihanDownload.com-.jpg

لینک های دانلود

 


 
 
عشق برای تمام عمر
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

عشق برای تمام عمر

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.
پیرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!


 
 
عشق ورزیدن
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

روزی فرشته ­ای به کنار تخت­خواب مردی رفت و او را بیدار کرد و گفت: با من بیا تا تفاوت بهشت و جهنم را نشانت دهم. آن مرد که فرصت جالبی بدست آورد آن را از دست نداد و با فرشته همراه شد. وقتی به جهنم رسیدند فرشته او را با تالار بزرگی برد که میز بزرگی در آن قرار داشت و روی میز از انواع غذاهای لذیذ، نوشابه ­های گوارا و شیرینی ­های خوشمزه انباشته بود.


اما در انتهای تالار همه ناله می­کردند و می­گریستند. وقتی مرد به آنها نزدیک شد، دریافت که همه افراد بندی بر روی بازوان خود دارند که مانع خم شدن دستهای آنان است. در نتیجه آنان نمی­توانند حتی لقمه ­ای در دهان خود بگذارند.

 

سپس فرشته مرد را به بهشت و تالار بزرگ برد که در آنجا میزی بزرگ با انواع غذاهای مطبوع، نوشابه ­های رنگارنگ و شیرینی قرار داشت. اما در اینجا به عکس جهنم مردم می­خندیدند و اوقات خوشی را کنار هم می­گذراندند. وقتی مرد به آنان نزدیک شد دقت کرد و دریافت که آنان نیز همان قید و زنجیرها را دارند و دستشان خم نمی­شود تا بتوانند غذا بردارند و در دهان خود بگذارند.


به نظرشما تفاوت میان بهشت و جهنم چه بود؟

 

تفاوت آنها با جهنمیان این بود که بهشتیان غذا را برمی­داشتند و در دهان یکدیگر می­گذاشتند و به این ترتیب به کمک یکدیگر از خوردنی­ها و آشامیدنی ­های لذیذ بهره می­بردند.

 

به این می­گن انسانیت.


بهشت توی همین دنیا هم وجود داره. بعضی وقتا ما آدما مثل همون جهنمیا می­خوایم از آنچه در اختیار داریم به تنهایی لذت ببریم و حاضر نیستیم حتی اون را بهترین دوستانمون شریک بشیم و به خاطر همین حتی در بعضی از موارد نه تنها از اونها لذت نمی­بریم، بلکه باعث درد و رنج خودمون هم می­شیم. در صورتیکه شاید مثل همون بهشتیها با کمک کردن به هم بتونیم از اون چیزی که خداوند برای ما در فراهم کرده لذت ببریم.

عشق می­تونه جهنم رو به بهشت تبدیل کنه.

پس بیاید دست به دست هم بدیم و به جای اینکه با خودخواهی موقعیت­ها رو از دیگران بگیریم، عشق رو به همدیگه هدیه بدیم تا از بهشتی که خدا در اختیار ما قرار داده لذت ببریم


 
 
طناب یا خدا
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

کوهنوردی می‌خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود  و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود  و ابر روی  ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:
" خدایا کمکم کن"
ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:
" از من چه می خواهی؟ "
- ای خدا نجاتم بده!
- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است  را پاره کن!
.... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.
چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!


 
 
بیمارستان و عشق
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند.

زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.

از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.

یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است.

در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم...»

چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت.

بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود.

صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند.

همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.»

نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: «خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.»

در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.


 
 
ایمیل اشتباهی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

 

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر و بالاخره به اینترنت مجهز است.
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند.
نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد.
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند.

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد.
پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد که در ایمیل نوشته بود :

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی.
راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم.
همه چیز برای ورود تو رو به راهه. فردا می بینمت.
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه ...
وای چه قدر اینجا گرمه !!!

 

 


 
 
گلستان؛ مجموعه ای از دیدنی ها و زیبایی های خلقت
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۸
 

استان گلستان در شمال خاوری ایران واقع شده و محل سکونت یکی از بزرگ ترین و باسابقه ترین عشایر منطقه شمال خاوری ایران (ایل ترکمن) است.
همچنین یکی از قطب های اقتصادی مهم کشور در زمینه کشاورزی، دامداری و صنایع وابسته به آن ها بوده و از معادن و صنایع باارزشی برخوردار است. پارک ملی گلستان که بزرگترین و باارزش ترین پارک ایران است، در محدوده این استان واقع شده و جنگلهای خزری در محدوده این استان به پایان می رسد. گلستان با دریای خزر نیز ساحل دارد و از مواهب طبیعی چون سواحل دریا، جنگلهای زیبا، کشتزارهای پررونق و باصفا و باغهای مطلوب برخوردار است. انواع جاذبه های طبیعی چون کوه، دریا، جنگل، آبشار، رودخانه، چشمه و انواع گونه های جانوری در این استان قابل دسترسی و مشاهده است. به لحاظ این که این استان محل زندگی عشایر ترکمن ایران است، از جاذبه های متعدد اجتماعی چون جلوه های عشایر کوچ رو و آداب و رسوم حاکم بر آنها، موسیقی سنتی خاص منطقه به همراه انواع جشن ها و آیین ها برخوردار است. این استان همچنین در مسیر عبوری زایران بارگاه مقدس حضرت امام رضا (ع) قرار گرفته و موقعیت ترانزیتی آن در کنار جاذبه های اکوتوریستی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی؛ گلستان را در ردیف یکی از پرتوان ترین مناطق ایران در زمینه جهانگردی قرار داده است.

مکان های دیدنی و جاذبه های طبیعی

پارک ملی گلستان، تالاب گمیشان، پناه گاه حیات وحش میان کاله، آبشارلو، آبشار شیرآباد، آبشار باران کوه، آبشار زیارت، آبشار کبودوال، پارک جنگلی دلند، پارک جنگلی قرق، جزیره آشوراده، منطقه جنگلی نهارخوران، منطقه حفاظت شده جهان نما، و همچنین مسجد جامع، آرامگاه مختوم قلی فراغلی، امام زاده روشن، پل آقا قلا، امام زاده نور اسحاق، امام زاده هندیجان، بازار قدیمی، برج رادکان باختری، پنج شنبه بازار قلا، تورنگ تپه، جمعه بازار گرگان، جمعه بازار گنبد، دوشنبه بازار ترکمن، سد اسکندری ، دیوار دفاعی، قلعه ماران، کاخ اختصاصی، کاخ شاهین، کاخ آغامحمدخان، مدرسه سردار، مدرسه دارالشفاء، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگری(ع)، مسجد و مدرسه کریم آبشار، موزه گرگان و میل گنبد قابوس، به همراه جلوه های زندگی مردم و عشایر منطقه از دیدنی های جذاب استان گلستان هستند.

پیشینه تاریخی

استان گلستان نام خود را از گرگان به گلستان تغییر داده و به نظر می رسد به علت آبادانی و صفای طبیعی این منطقه؛ نام گلستان به آن داده شده است. استان گلستان محل سکونت اقوام ترکمن است که بخش دیگری از این ایل بزرگ نیز در جمهوری ترکمنستان زندگی می کنند.

جلوه های اکوتوریستی

یکی از زیباترین جلوه های اکوتوریستی استان گلستان، همچون سایر نواحی شمالی ایران، وجود روستاهای زیبا به ویژه در دل جنگل های بکر و شگرف آن است.
دهکده های ییلاقی استان گلستان را باید در زمره یکی از زیباترین جلوه های اکوتوریستی این خطه از سرزمین شمال به شمار آورد. این دهکده ها شامل دهکده ییلاقی درازنو، دهکده ییلاقی جهان نما، دهکده ییلاقی افراتخته، دهکده ییلاقی زرین گل و دهکده ییلاقی شیرنوا و ... هستند.
این دهکده ها به دلیل داشتن چشم اندازهای زیبا و مشرف به تمامی نواحی جلگه ای استان، از طبیعت زیبا و آب وهوای خنکی برخوردار بوده و پوشش های جنگلی و کوهستانی و صخره ای موجود در آن ها قابلیت استفاده گردشگری طبیعی و تفریحی را بیش از پیش نمایان می سازند.
روستاهای گلستان به دلیل تنوع پوشش گیاهی- صخره ای و کوهستانی، شرایط
آب وهوایی بسیار مناسب در ایام تابستان، وجود چشم اندازهای زیبا و مشرف به نواحی پایین دست از گذشته مورد استفاده و بازدید گردشگران قرار می گیرند.
گرگان نیز از این وضعیت مستثنی نبوده و روستاهای شگرفی چون روستای شاه کوه و جهان نما در زمره این روستاها هستند، اما روستای زیارت در این میان خود تجلی زیبایی طبیعت از نوع دیگری است. این روستا در 12 کیلومتری جنوب گرگان واقع شده است و آب و هوای معتدل و مرطوب دارد.
رودخانه مشهور زیارت نیز از شرق آبادی می گذرد. کوه پشته کمر و کوه سفید آب در شمار غربی و خالودره در شرق آبادی واقع شده اند. سواحل رودخانه، کوه ها، دره، پوشش گیاهی و حیات وحش از جمله جاذبه های طبیعی پیرامون روستا و مسجد قدیمی و بنای امامزاده عبدالله از جمله جاذبه های مذهبی و زیارتی آن به شمار می روند.
معماری خانه های روستایی، بسیار جالب توجه و زیبا است. پوشش سفالین بام خانه ها، معماری داخلی و نمای بیرونی آن ها دیدنی و قابل توجه است.
یکی از نکات قابل توجه در بافت روستای زیارت مشترک بودن حیاط منازل با معابر است. به این معنا که فضای باز خصوصی منازل با معابر روستا یکی بوده و در داخل این معابر، تنور، شیرآب، حوضچه شست و شو و انبار دیده می شود.

خلیج گرگان

خلیج گرگان بزرگترین خلیج دریای خزر است که بر اثر پیشروی و گسترش شرقی رشته ساحل شبه جزیره میانکلاله در جنوب شرقی دریای خزر تشکیل شده است. وسعت خلیج گرگان حدود 400 کیلومتر مربع است. خلیج گرگان کم عمق است به طوری که با در نظر گرفتن بالا آمدگی آب، حداکثر عمق آن به 4 متر می رسد و در رشد و تکثیر آبزیان، ماهیان استخوانی و غضروفی و جذب پرندگان مهاجر زمستانی نقش مهمی دارد.
منابع آبی جذب جهانگردان
مهم ترین منابع آبی جذب جهانگردان در استان گلستان، دریای خزر و سواحل زیبای آن با چشم اندازها و مناظر بسیار بدیع، دلنشین و دیدنی است و همواره مسافران بسیاری را از دور و نزدیک به سوی خود جلب می کند. سواحل و کرانه های دریای خزر در پیوند با جلگه سرسبز و کوه های بلند سر به فلک کشیده البرز، از دیدنی ترین و جالب ترین نقاط استان است. می توان گفت که زیبایی های کم نظیر گرگان به موجودیت و حفظ شرایط زیستی این دریا بستگی دارد. در محدوده استان گلستان دو اسکله بندر گز و بندر ترکمن با کارکرد تفریحی و تفرجی، از تفرجگاه های مهم استان و از اماکن مطلوب جهت گذران اوقات فراغت شهروندان و مسافران محسوب می شود.

منابع جنگلی

جنگل های گرگان با مناظر و چشم اندازهای بسیار زیبای دره ها و کوه های جنگلی، رودخانه ها، چشمه سارها، فضاهای روستایی ویژه منحصر به فرد، قابلیت های مهم توریستی- جنگلی را به نمایش گذاشته و در حال حاضر از طریق مجتمع نهارخوران و جاده خوش ییلاق مورد بهره برداری قرار می گیرند.
همجواری این مجموعه جنگلی با دشت ها و کوهستان های شرقی مازندران، ویژگی های جهانگردی کم نظیری به آن بخشیده که در صورت دسترسی و ایجاد امکانات صحرایی، بخش عظیمی از نیازهای تفریحی و گذران اوقات فراغت استان سمنان و خراسان و مسافران گذری را پاسخ خواهد گفت. پارک طبیعی ناهارخوران (قدیمی ترین تفرجگاه گلستان)، پارک جنگلی النگدره و قرق (واقع در شرق گرگان و در مسیر اصلی شمال به مشهد) و پارک جنگلی آبشار کبود وال از دیگر منابع جنگلی گرگان برای جذب اکوتوریست ها به شمار می آیند.
از دیگر جاذبه های طبیعی شهرستان گرگان می توان ارتفاعاتی چون کوه جنگلی پیر گرده، کوه جنگلی تاور آب، کوه جنگلی تل انبار، کوه نیمه جنگلی چلبه، کوه نیمه جنگلی زرشک کوه و... را نام برد که هر ساله مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی قرار می گیرند.
منبع:روزنامه کیهان

 
 
آهنگ کامران و هومن
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۸
 
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای کامران و هومن به نام بهترینی ...  | Exclusive |

( تنظیم : پیام شمس - ترانه : مریم حیدرزاده - آهنگ : کامران و هومن )

( به همراه دمو آلبوم - آلبوم شناسنامه بزودی ... )

 

ادامه مطلب...


Share


 
 
تورنگ تپه از دیدنی های استان گلستان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۸
 

* تورنگ تپه ی گرگان*

تورنگ ‌تپه حدود 17 کیلومتری شمال شرقی گرگان و 60 کیلومتری جنوب شرقی دریای خزر واقع شده است.

این تپه از مجموعه‌ی چند تپه با برجستگی نزدیک به یکدیگر تشکیل شده است که بزرگ‌ترین آن‌ها 5/34 متر از سطح زمین‌های دشت اطراف بلندتر است. نخستین فصل حفاری در تورنگ‌تپه بهار 1310 هجری شمسی توسط «وولسین» انجام و در آن سه طبقه را شناسایی شد.

 

سی سال بعد (دهه‌ی 1340)، «ژان» حفاری را در این تپه آغاز کرد. وی 13 فصل کاوش انجام داد و نه دوره‌ی فرهنگی را در این مکان، باستان‌شناسی کرد که قدیمی‌ترین لایه‌ی آن با سفال‌های فرهنگی جیتون ترکمنستان و فرهنگ اسماعیل‌آباد مقایسه شده است و از نظر زمانی به هزاره‌ی پنجم پیش از میلاد تعلق دارد.

در تورنگ‌تپه‌ی گرگان آثاری از دوره‌ی برنز، آهن و نیز آثاری از دوره‌های هخامنشی، هلنیسی، اشکانی، ساسانی و اسلامی به‌دست آمده‌اند.


 
 
ادرس موسسه مالی و اعتباری افضل توس
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۸
 

آدرس های موسسه مالی و اعتباری افضل توس در استان گلستان

شعبه مرکزی : گرگان ، خیابان شهید بهشتی ، مقابل مخابرات .              تلفن : 2247836 - 0171

   شعبه مطهری : گرگان ، خیابان مطهری جنوبی ، بین مطهری 5 و 7 .         تلفن : 3360289 - 0171

   شعبه گنبد : گنبد ، خیابان امام خمینی (ره) ، چهارراه گلشن .                تلفن : 2224022 - 0172

 

 
 
یاریم تپه از دیدنی های استان گلستان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۸
 

این تپه به فاصله تقریبی 9 کیلومتری جنوب شهرستان گنبد کاووس واقع شده است.



بر اساس نتایج به دست آمده از کاوش های باستان شناسی در این تپه 33 لایه استقراری مشخص شد که به تحتانی ترین لایه آن در بردارنده بقایای دوره نو سنگی (دوره یک) و قدمت آن حداقل به هزاره پنجم قبل از میلاد می رسد. فوقانی ترین لایه استقراری در یاریم تپه با سفال های مشخصه دوره پارت همراه بودند که مشابه سفال های تورنگ تپه است. استروناخ این تپه را مورد کاوش قرار داد.

یاریم تپه


 
 
امامزاده یحیی بن زید دیدنی های استان گلستان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٥/۸
 

مقبره این امامزاده در قسمت غربی شهر گنبد کاووس واقع شده است.



این بنا از معروفترین بناهای متبرکه استان گلستان و از فرزندان امام زین العابدین که در زمان حکومت بنی امیه قیام نموده و درسال 120 ه.ق به قتل رسید. از بناهای قدیمی این بقعه محراب ایلخانی آن عصر که دارای تزئینات گچین با نقوش گیاهی هندسی آیاتی به خط کوفی است.

امامزاده یحیی بن زید


 
 
دیدنی های استان گلستان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٧
 

آب و هوا:

بخش بیشتر استان گلستان آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ای دارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد.

عوارض طبیعی:

جنگلهای مرطوب دامنه‌های شمالی البرز در مشرق به جنگلهای مینودشت و گلستان می‌رسد. قله چالویی شاه‌کوه از مهم‌ترین قله‌های استان گلستان و ارتفاع آن ۳۷۵۰ متر است. مراتع عمدهٔ قشلاقی استان در جلگه گرگان است که بین رودخانه گرگان و مرکز ترکمنستان قرار دارند.

راه‌های ارتباطی:

استان گلستان از طریق راه آهن سراسری (راه آهن شمال) از شهر گرگان تا بندر ترکمن و از آنجا به ساری و سوادکوه و گرمسار و تهران متصل شده‌است. همه ساله به دلیل موقعیت خوب استان در مسیر مسافرین عازم به مشهد از سمت استان مازندران پذیرای هزاران گردشگر ایرانی است

سوغات مهم:

جاجیم، صنایع دستی، ماهی، خاویار، پنبه، حلوا اماج، نان شیرینی (زنجفیلی، نون عیدی، قُطاب، پشت زیک (کنجدی)، پادرازی)، قالی، قالیچه، پشتی ترکمنی.

اماکن دیدنی:

گرگان:مسجد جامع گرگان، پارک جنگلی النگدره، جنگل رنگو، جنگل شصت کلا، باران کوه، آبشار دوقلوی زیارت، آبگرم زیارت، تورنگ تپه، پارک جنگلی ناهار خوران، پارک جنگلی قرق، روستای زیارت، ارتفاعات هزار پیچ، کارونسرای قزلق، روستای چهار باغ، تالاب گمیشان، آبشار باران کوه، منطقه حفاظت شده جهان نما، پناهگاه حیات وحش میانکاله، کاخ اختصاصی، کاخ شاسمن، کاخ آغامحمدخان.

جنگل ناهار خوران (منطقه جنگلی نهار خوران؛ گرگان):  

 

ناهارخوران نقطه‌ای جنگلی در جنوب شهر گرگان است که در فاصله 8 کیلومتری از مرکز شهر قرار دارد. این منطقه از هوای نسبتا مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود 20 سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به صورت یک خیابان عمومی و نسبتا شلوغ و پر رفت و آمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابان های اصلی گرگان است.

                     آبشار شیر آباد

آبشار کبودوال در علی آباد که شامل ۱۲ آبشار کوچک و بزرگ است.

آبشار شیرآباد در 30 کیلومتری شهر گنبد کاووس و در نزدیکی شهر خان ببین قرار داشته و در دل جنگلی بسیار زیبا واقع شده است.شیر آباد 7 آبشار و یک غار طبیعی دارد که جزء عوامل مهم جذب گردشگر در منطقه به شمار می روند. منطقه شیرآباد در نزدیکی خان ببین واقع شده است.

 


 
 
دیدنی های استان گلستان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٧
 

برج قابوس یکی از بی نظیرترین یادمان های برجسته معماری ایران در دوره اسلامی است

که در شمال شهر گنبد کاووس و در 3 کیلومتری بازمانده شهر قدیم جرجان مرکز حکومت آل زیار قرار دارد..اثر مذکور که بر روی تپه ای به بلندی 15 متر قرار گرفته است به سال 397 ه.ق به عنوان یادمان شمس المعالی قابوس بن وشمگیر ساخته شده است. ارتفاع این برج 55 متر و با احتساب بلندی تپه در مجموع به 70 متر از سطح زمین ارتفاع دارد. به فاصله 3 متر از پائین و حدود 2 متر از پائین قاعده مخروط و بر روی بدنه آجری آن دو ردیف کتیبه آجری به خط کوفی ساده نصب شده است که بانی و تاریخ احداث آن را معرفی می نماید.

برج قابوس

4rp84m


 
 
درباره شهر گرگان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٧
 

سابقه تمدن و شهرنشینی در دشت گرگان به شش هزار سال پیش می رسد که به این ترتیب باید آن را یک تمدن قبل از آریایی ها نام نهاد. در دوران بعد از آریایی ها هر چند اقوام متفاوتی در این منطقه ساکن بودند، اما از نظر سوق الجیشی - سرحد بودن آن در مقابل قبایل شمالی و آسیای مرکزی – همواره مورد توجه حکومت های وقت بوده است. مهم‌ترین صنایع دستی شهرستان گرگان را پارچه پشمی، پارچه های نخی و ابریشمی، نمد مالی و کلاه نمدی، صنعت حصیربافی، قالی‌بافی، قالیچه‌بافی، پشتی تشکیل می‌دهد. صنعتگران کاشان در قرون 7 و 8 ه.ق فنون رموز فنی ساخت سفال و لعاب‌کاری را به فرزندان خود می آموختند و آن‌ها را به شهرستان‌های گرگان و سایر نقاط می فرستادند. بدین ترتیب تا حدود صنعت سفال‌سازی و لعاب‌کاری در این شهرستان وجود دارد.درمناطق‌کوهستانی شهرستان گرگان مراتع و چمن‌زارهای فراوان توام با جنگل های انبوه وجود دارد که از قابلیت‌های گردشگری بسیار بالایی برخوردار هستند. عمارت کاخ اختصاصی، کاخ شاسمن، کاخ آغا محمدخان، تورنگ تپه، پل آق قلا، بازار قدیمی گرگان، مسجد جامع گرگان، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگری (ع)، امام زاده روشن، امام‌زاده نور (اسحاق)، امام زاده هندیجان، موزه گرگان، سد اسکندری (دیوار دفاعی)، آب انبار گرگان، مدرسه عمادیه، خانه خراسانی و خانه امیر لطفی همراه با جاذبه های طبیعی پرشمار این استان؛ از مکان‌های دیدنی و تاریخی شهرستان گرگان به شمار می‌آیند.

 

مکان های دیدنی و تاریخی


در مناطق کوهستانی شهرستان گرگان مراتع و چمن‌زارهای فراوان توام با جنگل های انبوه وجود دارد که از قابلیت‌های گردشگری بسیار بالایی برخوردار هستند. عمارت کاخ اختصاصی، کاخ شاسمن، کاخ آغا‌محمدخان، تورنگ تپه، پل‌آق‌قلا، بازار قدیمی‌گرگان، مسجد جامع گرگان، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگری (ع)، امام زاده روشن، امام‌زاده نور (اسحاق)، امام زاده هندیجان، موزه گرگان، سد اسکندری (دیوار دفاعی)، آب انبار گرگان، مدرسه عمادیه، خانه خراسانی و خانه امیر لطفی همراه با جاذبه های طبیعی پرشمار این استان؛ از مکان‌های دیدنی و تاریخی شهرستان گرگان به شمار می‌آیند.  


صنایع و معادن


از صنایع و معادن شهرستان گرگان اطلاعات مستندی در دست نیست.  


کشاورزی و دام داری


آب کشاورزی‌از رود،کاریز، چشمه و چاه ژرف تأمین می‌شود و محصولات عمده کشاورزی عبارتند از: پنبه، گندم، جو، سویا، توتون، تره بار و برنج. دام‌داری نیز در این شهرستان رواج دارد و محصولات دامی این شهرستان به سایر شهرستان ها صادر می‌شود.  


مشخصات جغرافیایی


شهرستان گرگان مرکز استان گلستان‌است و شهر گرگان مرکز شهرستان در 142 کیلومتری شمال خاوری شهر ساری و در مسیر راه اصلی مشهد – تهران است. گرگان در درازای جغرافیایی 54 درجه و 26 دقیقه و پهنای جغرافیایی 36 درجه و 50 دقیقه واقع است. آب و هوای آن معتدل و مرطوب و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط حدود 350 میلی متر است. همسایه‌های گرگان از شمال و شمال خاوری گنبدکاووس، از خاور علی آباد، از شمال باختری و باختر بندر ترکمن، از جنوب باختری کردکوی، و از جنوب شهرستان های دامغان و شاهرود هستند. بر اساس سرشماری 1375 جمعیت شهرستان گرگان 421770 نفر بود. مردم گرگان به زبان فارسی با گویش محلی و ترکمنی سخن می گویند.
مسیرهای ارتباطی به این منطقه عبارتند از:
راه گرگان – مشهد به سوی جنوب خاوری به درازای 566 کیلومتر
راه گرگان – ساری به سوی جنوب باختری به درازای 142 کیلومتر
راه های فرعی متعدد به روستاهای پیرامونش.  


وجه تسمیه و پیشینه تاریخی


با نام گرگان دو شهر گرگان قدیم یا جرجان و گرگان فعلی یا استرآباد مورد توجه قرار می‌گیرد. گرگان قدیم یا جرجان در 3 کیلومتری شمال گنبد کاووس (گنبد قابوس) فعلی قرار داشت. شهر گنبد قابوس که پس از جرجان به وجود آمد، جزو ناحیه گرگان قدیم محسوب می شود. گرگان در دوره قبل از اسلام نیز یکی از ایالت های مهم ایران محسوب شده در بیش‌تر ادوار، ایالتی مستقل به حساب می آمد، اما در بعضی از دوره ها جزو پارت و خراسان بوده است. در دوره هخامنشیان، پدر داریوش اول مدتی حکمران آن جا بود. این شهر در گذشته مرکز ترکمن صحرا بود و در اثر حملات مغول و سپس تیمور، ویران شده و کم کم قابوس فعلی در نزدیک آن رو به ترقی و توسعه نهاد.
مطالعات انجام شده نشان می دهد که در قدیم شهری به نام گرگان (جرجان) که رودخانه گرگان نیز از میان آن می گذشت وجود داشت که نیمه خاوری آن را گرگان و نیمه باختری آن را بکرآباد می نامیده اند. این شهر در قرن چهارم هجری قمری مخصوصا در زمان شمس المعالی قابوس بن وشمگیر اهمیت و شکوه خاصی داشت. در این دوره دانشمندانی هم چون بوعلی سینا، ابوریحان بیرونی و ابوبکر خوارزمی در این شهر به بحث و مجادله در مسایل علمی می پرداختند. این شهر از قرن چهارم هجری قمری به بعد اهمیت خود را کم کم از دست داد و در اثر حمله مغول تخریب و در دوره های بعد به خرابه ای مبدل گشت. گرگان قدیم (جرجان) یکی از پایتخت های آل زیاریان بود. آرامگاه قابوس زیاری که فعلا در سمت شمال گنبد واقع شده است، در زمان قدیم داخل شهر جرجان قرار داشته است. استرآباد را در زمان صفویه دارالمومنین می نامیدند، زیرا سادات زیادی در آنجا سکنی و حکومت داشتند. در زمان نادر به علت هجوم ترکمن ها بارویی برگرد آن کشیدند. گرگان کنونی تا اواخر دوره قاجاریه به نام استرآباد مشهور بود و بعد از دوره قاجاریه گرگان نامیده شد. در دوره قاجاریه این ناحیه مرکز ایل قاجار بود. بعد از آن به تدریج جلوه های شهری جدید و مدرن در آن نفوذ کرد و در دهه های اخیر به اوج خود رسید.


 
 
دیدنی های استان گلستان
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٧
 

آق تپه بصورت برجستگی بیضی شکل در 15 کیلومتری شمال شرق گنبد کاووس و در350متری جنوب غربی روستای بزاق آباد قرار دارد.

و در حدود پانصد متری شرقی محل پیوستن در رودخانه گرگان رود و روداوغان واقع شده است .در واقع آق تپه کهن ترین روستای پیش از تاریخ دشت گرگان تا به اکنون در مطالعات باستان شناسایی به حساب می آید که قدمت آن به بیش از 7500 سال قبل می رسد.
آق تپه


 
 
مصاحبه با جناب اقای حدادی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٥/٥
 

                با عرض  سلام و خیر مقدم به خوانندگان ارجمند ، امیدوارم تا اینجا از این وبلاگ خوشتان امده باشد.

در اینجا برای جلب رضایت شما یک گفتگو با مدیر عامل یکی از تعاونی اعتباری های شهرستان گرگان  که الان به موسسه در شرف تاسیس تبدیل شده  از شروع به کار آن تا به الان با ماهمراه باشید:

  

       باعرض سلام و خیر مقدم به شما مهمان محترم

 

 

 

س: لطفا خودتان را برای خوانندگان ما معرفی نمایید و چند سال است در این رسته کاری مشغول هستید؟

ج: اینجانب علیرضا حدادی، فرزند عباس، متولد اصفهان مورخه 1342 و مدیر عامل شرکت تعاونی اعتباردوستان اتحاد و در حدود 15 سال در این تعاونی مشغول به کارهستم.

س: جناب آقای حدادی شروع به کار این تعاونی از چه سالی وبه چه صورت آغاز شد؟

ج: ما 10نفر از دوستان  دوران کودکی بودیم که در سال 1375 دور هم جمع شدیم ویک صندوق قرض الحسنه بنام دوستان ایجاد کردیم و بنده را به عنوان مدیرعامل این صندوق انتخاب کردن و در اوایل کار وامهایی با مبلغ 500.000 ریالی با بازپرداخت 12 ماهه به مشتری ارائه می کردیم و چون من شغلم مرتبط با تعاون بود با کمک دوستانم در تعاون ، صندق قرض الحسنه را با تشکیل یک مجمع عمومی واساسنامه ای جدید تبدیل به تعاونی اعتبار دوستان اتحاد در سال 16/8/1378 به شماره ثبت 2414 با سرمایه 37.500.000 ریال ثبت گردید.

س: تا افتتاح تعاونی با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کردید و چگونه از پس مشکلات بر آمدید؟

ج: در سال های اول صندوق تعاون فقط بابت تشکیل تعاونی اعتباری به شرکت ها وام با بهره کم می داد که ما توانستیم 3بار برای تعاونی وام بگیریم که از این وامهای دریافتی یک چند درصدی سود به اعضاء تعاونی پرداخت می کردیم و مقداری از بازپرداخت وامهایی که از اشخاص وام گیرنده می گرفتیم هزینه اجاره مکان ما را هم فراهم می آورد و خوشبختانه وضع بر وقف مراد بود ، در ضمن هرساله اعضاء را جمع می کردیم و جهت قدردانی از آنها در سالن پذیرائی در یکی از رستورانهای شهر در انتهای مراسم هدایایی جهت تشکر به آنها تقدیم می کردیم.

 

 

س: درچه تاریخی اولین شعبه تعاونی اعتباری افتتاح گردید وپس از افتتاح وشروع به کار کمبود منابع را چگونه جبران نمودید؟

ج: بعد از چند سال و با فشار بانک مرکزی در سال 1388 با مصوبه مجمع عمومی اولین شعبه را در خیابان مطهری  با اجاره کردن مکانی ، استارت کار رسمی شعبه را زدیم و با اعتمادی کهنزد اعضاء و مردم داشتیم و جذب منابع خوبی که داشتیم، توانستیم بدون سپرده گذاری وامهای 10.000.000 ریالی پرداخت نماییم.

س: در حال حاضر چند شعبه دارید و کی افتتاح شده اند؟

ج: با شروع به کار شعبه مطهری و جذب منابع خوب واستقبال مردم تصمیم به افتتاح شعبه دوم که همان شعبه مرکزی(سرپرستی استان گلستان)در سال 1389 درمرکز شهر گرگان واقع در خیابان بهشتی افتتاح گردیدو بعد از چندماه شعبه گنبد را هم افتتاح کردیم.

 

س: شنیده اییم این تعاونی به موسسه مالی اعتباری تبدیل شده درباره چگونه تبدیل شدن تعاونی به موسسه مختصری توضیح دهید؟

ج: در پایان سال 89 بانک مرکزی تصمیم به تجمیع تعاونی اعتباری ها و تشکیل موسسه مالی اعتباری نمود، که در این خصوص مذاکراتی با چند تعاونی و موسسه داشتیم که توانستیم در فروردین سال90 بعد از مذاکراتی با موسسه مالی اعتباری افضل توس(در شرف تاسیس) به توافق برسیم ودر اردیبهشت همان سال تابلوی اتحاد به موسسه مالی و اعتباری افضل توس تبدیل شده وشروع به کار ما با این تابلو بود.

س: چه خدماتی در این موسسه برای مشتریان ارائه می نمایید؟

ج: این موسسه مثل تعاونی ها و موسسات دیگر فعالیت آن بر روی ارائه تسهیلات وسپرده گزاری وسرمایه گذاری و وامهای قرض الحسنه با نرخ مصوب شده به سهامداران ومشتریان خود می چرخد.

س: نظرتان درباره آینده موسسه چیست؟     

ج: آینده از آن ماست پس باید برای آینده برنامه ریزی حساب شده و کارآمدی داشته باشیم و با اعتماد به مردم وبالعکس وبا حسن انجام کار به اهداف بلند مدت دست پیدا کنیم.

   خوانندگان عزیز امیدوارم از این مطالب کمال استفاده  را ببرید ، درضمن منتظر نظرات شما هم هستیم با تشکر...