هفته به هفته با ما

سلام به سایت خودتون خوش آمدید سعی ما ایجاد رضایت شماست لطفا نکته نظراتون را برای ما به ادرس:haftehbehafteh.persianblog@gmail.com بفرستید. با تشکر مدیر سایت

تمایل مجلس برای افزایش سرعت اینترنت کاربران خانگی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۸/٢٧
 

 اینترنت - مهر نوشت:

رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی با اعلام تمایل مجلس به افزابش سرعت اینترنت کاربران خانگی از پیگیری این موضوع و مذاکره با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای افزایش این سرعت خبر داد.


سید حسین هاشمی در حاشیه مراسم افتتاحیه دوازدهمین نمایشگاه بین المللی صنایع مخابرات و اطلاع رسانی – ایران تله کام 2011 – که از  24 آبان تا 27 آبان ماه جاری در محل دائمی نمایشگاه بین المللی تهران اظهار داشت: مجلس علاقه ‌مند است که سرعت اینترنت را برای کاربران خانگی افزایش دهد.

 

وی با بیان اینکه تاکنون جلسات متعددی در این زمینه با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات داشته ایم گفت: شخص وزیر ارتباطات با حضور در کمیسیون صنایع و معادن مجلس در این باره مذاکراتی انجام داده اند که امیدواریم این افزایش سرعت صورت گیرد.

 

به گزارش مهر، طرح افزایش سرعت اینترنت برای کاربران خانگی در حالی از سوی نمایندگان کمیسیون صنایع و معادن مجلس در دست پیگیری است که بیش از 5 سال است که وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با مصوبه هیئت دولت حداکثر سرعت دسترسی به اینترنت برای کاربران خانگی را 128 کیلوبیت بر ثانیه قرار داده و کاربران برای دسترسی به سرعتی بیش از این با محدودیت مواجه هستند.

 

این در حالی است که براساس استانداردهای اعلام شده از سوی اتحادیه جهانی مخابرات ، ضریب نفوذ اینترنت کشورها براساس اینترنت با پهنای باند بیش از 512 کیلوبیت بر ثانیه محاسبه می شود.

 

رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس همچنین در مورد برگزاری نمایشگاه ایران تله کام 2011 تاکید کرد که صنعت مخابرات ایران در مقایسه با سالهای گذشته تغییرات بسیاری داشته و تداوم این تغییرات نشان از آینده خوب برای بخش مخابرات کشور دارد.

 

وی یکی از چالشهای بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات را تحریم عنوان کرد که می تواند فرصت خوبی برای وزارت ارتباطات و شرکتهای فعال در این بخش به دلیل فعالیت در حوزه تولید داخلی به وجود آورد.


 
 
پرداخت حقوق ۲۵۰ هزار تومانی به بیکاران کارجو
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۸/٢٧
 

 بازارکار - فارس نوشت:

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: طرح بیمه بیکاری متقاضیان کار در اولویت طرح در صحن علنی مجلس است و منابع پرداخت مقرری از محل منابع قرض الحسنه بانک‌ها در نظر گرفته شده است.
هادی مقدسی  با بیان اینکه طرح بیمه بیکاری متقاضیان کار در کمیسیون اجتماعی به تصویب رسیده اظهار داشت: این طرح در انتظار مطرح شدن در صحن علنی مجلس است.
وی ادامه داد: این طرح به عنوان هفتمین دستور کار مجلس براساس اولویت و نوبت قرار دارد.
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به اینکه طرح بیمه بیکاری متقاضیان کار جزء اولویت‌ها است، گفت: به جریان افتادن این طرح در صحن علنی مجلس بستگی به میزان و حجم دستورهارهای قبلی مجلس دارد که چقدر زمان برای تصویب آنها داشته باشد.
به گفته این نماینده مجلس هشتم، برخی طرح‌های برگردانده شده از سوی شورای نگهبان در دستورکار مجلس است و اکنون این طرح در اولویت هفتم است.
وی در خصوص تأمین منابع مالی طرح بیمه بیکاری متقاضیان کار تصریح کرد: منابع قرض‌الحسنه بانک‌ها یکی از منابع درنظر گرفته شده برای این طرح است.
مقدسی افزود: پیشنهادهای متفاوتی برای حداقل و حداکثر مقرری کارجویان دیده شده، اما ضمن برقراری پوشش بیمه‌ای که هزینه آن به صورت قرض‌الحسنه خواهد بود مبالغی در نظر گرفته شده است.
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس تأکید کرد: منابع دیگر نیز برای آن درنظر گرفته شده، و نظر نهایی را نمایندگان در صحن مجلس خواهند داد و مهم این است پیش بینی منابع مغایر با اصل 75 قانون اساسی نبوده و باعث کاهش درآمدهای دولت نشود.
مقدسی تصریح کرد: طبق این طرح کمک هزینه 200 هزار تومان برای افراد مجرد در ماه و 250 هزار تومان برای افراد متأهل حداکثر تا 2 سال در نظر گرفته شده است.
وی خاطرنشان کرد: این کار به منظور حمایت و کاهش دغدغه‌های معیشتی افراد جویای کار است و در صورتی که تا قبل از 2 سال مشغول به کار شد هزینه‌ای را که استفاده کرده به صورت اقساط بلندمدت حداقل 50 ماهه از حقوق خود پرداخت خواهد کرد.
این نماینده مجلس ادامه داد: در صورتی که در این دو سال فرد متقاضی مشغول به کار نشد نشان می‌دهد که این فرد قصد پیداکردن شغل ندارد و کل پول دریافتی از ضامن فرد کسر خواهد شد.
به گفته مقدسی، هزینه‌های بیمه تأمین اجتماعی جدای از مقرری پرداختی به کارجویان است و تمام هزینه‌ها از صندوق بیمه بیکاری پرداخت می‌شود که در مجموع ماهانه نزدیک به 350 هزار تومان خواهد بود.


 
 
شگفت انگیزترین موجودات زمین
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 

عجیب ترین موجودات روی زمین (17 عکس)

 
 
 
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
 
تازه‌های دنیای فناوری؛
سیم کارت‌ها باز هم نازک‌تر می‌شوند

خبرگزاری فارس: با عرضه نسل جدیدی از سیم کارت ها موسوم به "نانو سیم کارت" انتظار می رود این بخش مهم از گوشی های هوشمند باز هم نازک تر و پرظرفیت تر شوند.

خبرگزاری فارس: سیم کارت‌ها باز هم نازک‌تر می‌شوند

به گزارش فارس به نقل از سی نت، نانو سیم کارت ها از حافظه بیشتر و همین طور سازگاری بیشتر با باتری ها برخوردار بوده و به همین علت شارژ بیشتری را در باتری نگه خواهند داشت. با عمومی شدن استفاده از این سیم کارت ها می توان انتظار داشت که در آینده فناوری ها و خدمات تازه ای به گوشی های هوشمند اضافه شود.
شرکت آلمانی Giesecke & Devrient که برای اولین بار این سیم کارت ها را طراحی کرده می گوید ابعاد انها 12 در 9 میلی متر بوده و ابعاد آنها نسبت به میکرو سیم کارتها 30 درصد کوچک تر است. ضخامت این سیم کارت ها هم 15 درصد کاهش یافته است. مقایسه ها همچنین حاکی است این سیم کارت ها در مقایسه با سیم کارت های معمولی و سنتی حدود 60 درصد کوچک تر هستند.
انتظار می رود اولین گوشی مجهز به این نانو سیم کارت تا اوایل سال 2012 عرضه شود. تعدادی از اپراتورهای تلفن همراه هم در حال بررسی و تست کردن این سیمکارت هستند. در میان شرکت های فناوری هم اپل بیش از دیگر شرکت ها به استفاده از این محصول نوظهور علاقه نشان داده است.


 
 
بازوی قطع شده جوان 28 ساله با موفقیت پیوند زده شد.
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
 
 

بازوی قطع شده جوان 28ساله در تبریز با موفقیت پیوند زده شد

تبریز- بازوی قطع شده یک جوان بیست و هشت ساله پس از 9 ساعت عمل جراحی در بیمارستان شهید آیت الله محلاتی تبریز پیوند زده شد.

بازوی قطع شده جوان 28ساله در تبریز با موفقیت پیوند زده شد

 

به گزارش روز یکشنبه ایرنا، این جوان که بازوی راست وی بر اثر برخورد با گاردن خرمن‌کوب تراکتور در شهرستان خوی قطع شده بود، پیوند زده شد و وضعیت بیمار در حال حاضر رضایت بخش اعلام شده است.

رییس بیمارستان شهید آیت‌الله محلاتی در جمع خبرنگاران با اعلام این خبر گفت: این جوان خویی به نام 'اکبر سبحان وردی' به دلیل قطع کامل بازوی راست درخواست اعزام به این بیمارستان را داشت.

' پرویز اسدی ' افزود: قطعی از ناحیه 1.2 فوقانی توسط گاردن خرمن‌کوب تراکتور اتفاق افتاده بود.

وی گفت: عمل پیوند پس از پنج ساعت از قطع شدن عضو ساعت 30/21 با حضور متخصصین ارتوپدی و فوق تخصص توراکس و متخصص بیهوشی آغاز شد و تا شش و نیم صبح به طول انجامید.

وی گفت: 12 واحد خون، 10 واحد F.F.P و 20 لیتر سرم در عمل به بیمار تزریق شد.

وی افزود: اکنون پس از پیوند بازوی قطع شده بیمار به طور کامل خون‌ رسانی داشته و وضعیت عمومی و بازوی پیوندی بیمار مطلوب است و عوارض جانبی نیز وجود نداشته است.

 

 


 
 
نورافشانی برج میلاد در شب عید غدیر
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
نورپردازی برج میلاد تهران
جام جم آنلاین: همزمان با روز جهانی دیابت و شب عید سعید غدیر، ضلع جنوبی ساختمان مرکز همایشهای بین المللی برج میلاد تهران به رنگ آبی در می‌آید و کودکان بادکنکهای آبی رنگ به هوا می فرستند.

بدنبال تفاهم های صورت گرفته میان انجمن دیابت ایران و برج میلاد تهران، همزمان با روز جهانی دیابت در روز 23 آبان ماه نورپردازی ضلع جنوبی ساختمان مرکز همایش های بین المللی برج میلاد تهران آبی رنگ می شود.

همچنین قرار است پیام هایی برای کنترل بیماری های دیابتی نیز به صورت لیزر شو روی بدنه ساختمان برج میلاد به نمایش دربیاید.

از دیگر برنامه های برج میلاد در روز جهانی دیابت، کنترل سلامتی بیماران دیابتی در ایستگاه سلامتی برج میلاد تهران و رها کردن بادکنک های آبی رنگ از سوی کودکان بازدیدکننده است.

بازدیدکنندگان برج میلاد تهران در روز جهانی دیابت (23 آبان ماه) می توانند به صورت رایگان قند و فشار خون را کنترل کرده و افرادی که در آنها علائم بیماری دیابت دیده شود از سوی کارشناسان این ایستگاه به پزشک متخصص معرفی می شوند.

همچنین روز دوشنبه (23 آبان ماه )کودکان بازدیدکننده از برج میلاد به صورت نمادین و برای گرامیداشت روز دیابت، بادکنک هایی به رنگ آبی را از فراز برج میلاد تهران به هوا می فرستند.

نورافشانی برج میلاد در شب عید غدیر

همچنین همزمان با شب عید سعید غدیر مراسم ویژه نورافشانی و لیزر شو در برج میلاد تهران برگزار می شود.

این مراسم دوشنبه شب (22 آبان ماه) ساعت 17:30 در کنار برج میلاد تهران قابل مشاهده است.

روابط عمومی برج میلاد تهران از تمامی عکاسان و خبرنگاران علاقه مند برای حضور در این مراسم دعوت به عمل می آورد.

برگزاری رویدادهای فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، هنری و علمی در برج یکی از اهداف اصلی برج است و برهمین اساس برج میلاد به مناسبت های مختلف فرهنگی و اجتماعی، اقدام به برگزاری جشن ها، کارگاه های تخصصی و برپایی نمایشگاه های مختلف در گالری برج میلاد کرده و بازدید از آن نیز برای علاقه مندان رایگان است.(مهر)

 

 
 
 
آخرین وضعیت قیمت مکالمات تلفنی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
       مدیرعامل شرکت مخابرات ایران آخرین وضعیت قیمت مکالمات تلفن ثابت را تشریح کرد و گفت: متوسط استفاده ماهانه ایرانیان از تلفن ثابت، 6500 تومان است و افزایش 12درصدی پالس مکالمات تاثیر محسوسی در صورتحسابهای مشترکان تلفن ثابت نخواهد داشت.
به گزارش مهر، شرکت مخابرات ایران پیشنهاد تغییر قیمت مکالمات تلفن ثابت و موبایل را که حدود هفت سال است  تغییر مانده سال گذشته در قالب بسته پیشنهادی به شورای رقابت ارائه کرد که این پیشنهاد پس از بررسی با اندکی تغییرات مورد موافقت شورای رقابت قرار گرفت و این شورا با تهیه فرمول قیمت، هفته گذشته از تصویب 12 درصدی تعرفه تلفن ثابت خبر داد.
 
پیشنهاد مخابرات 78.5 ریال به ازای هر پالس مکالمه بود
 
صابر فیضی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به روند ارائه پیشنهاد مخابرات برای تعدیل نرخ های مخابراتی به شورای رقابت و با تاکید بر اینکه تاکنون مصوبه شورای رقابت برای افزایش 12 درصدی تعرفه به مخابرات ابلاغ نشده است، اظهار داشت: با فرمول تعیین شده نرخ هر پالس تلفن که هم اکنون 44.7 ریال است به حدود 51 ریال خواهد رسید و این در حالی است که پیشنهاد قیمت تمام شده مخابرات در حدود 78.5 ریال بود؛ به این معنی که هر پالس مکالمات برای مخابرات در این حد هزینه بر می دارد و مخابرات در بسته پیشنهادی خود رسیدن به این نرخ را خواستار شده بود.
 
وی با بیان اینکه تغییرات اقتصادی در جامعه باعث افزایش هزینه های جانبی از جمله نگهداری و مواد اولیه برای شبکه های مخابراتی شده اضافه کرد: رقم 78.5 ریال قیمت تمام شده هر پالس مکالمات مخابراتی قبل از بحث اثرات هدفمندی یارانه ها بوده و این قیمت براساس تمام فرمولهای موجود جهانی و بحث های اقتصادی داخلی تعیین شده بود که شورای رقابت با این پیشنهاد موافقت نکرد.
 
افزایش 12درصدی، قیمت تمام شده مخابرات را پوشش نمی دهد
 
مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با بیان اینکه نرخ پالس مکالمات براساس دستورالعمل تعیین شده از سوی شورای رقابت محاسبه خواهد شد، ادامه داد: این فرمول افزایش 12 تا 15 درصدی مکالمات تلفن ثابت را به همراه خواهد داشت اما حتی این اعداد نیز قیمت تمام شده مخابرات را پوشش نخواهد داد.
 
وی با بیان اینکه هزینه های جانبی و مواد PVC که پوسته کابلهای مخابراتی را تشکیل می دهند و نیز هزینه نگهداری پیمانکاران افزایش یافته است، گفت: افزایش نرخ مکالمات در این حد رقم زیادی نخواهد بود و برای خانوار ایرانی که ماهانه به طور متوسط 6500 تومان برای تلفن ثابت خود هزینه می کنند، رقم زیادی نمی شود.
 
متوسط استفاده ایرانیها از تلفن در هر دوره 13 هزار تومان است
 
فیضی به مهر گفـت: بررسی های انجام شده از میانگین استفاده از خط تلفن ثابت در کشور که بیشتر آن نیز در تهران است، نشان می دهد که متوسط استفاده هر خانوار ایرانی از تلفن ثابت ماهانه 6500 تومان و هر دوماه 13 هزار تومان است که با افزایش نرخ 12 تا 15 درصدی شاید این مبلغ به 15 هزار تومان برسد که در مقایسه با دیگر مایحتاج سبد خانوار مردم رقمی بالایی نبوده و در سبد خانوار اصلا دیده نمی شود.
 
2.5 درصد سبد خانوار ایرانی به ارتباطات اختصاص دارد
 
مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با بیان اینکه مردم ایران هزینه زیادی برای ارتباطات نمی پردازند، به مهر گفت: طبق اعلام بانک مرکزی مردم ایران 2.5 درصد از سبد خانوار را به کل ارتباطات از جمله موبایل، تلفن ثابت و دیتا اختصاص می دهند که افزایش 12 درصدی روی هزینه تلفن ثابت در این سبد اصلا محسوس نخواهد بود.
 
وی با تاکید بر اینکه 20 درصد درآمد مخابرات از محل تلفن ثابت است، ادامه داد: این افزایش قیمت روی حسابهای امسال مخابرات که تغییر خاصی ایجاد نمی کند. ضمن آنکه به همین میزان پرداختی مخابرات به دولت افزایش خواهد یافت.
 
9 درصد درآمد مخابرات از تلفن ثابت به خزانه دولت واریز می شود
 
فیضی افزود: براساس پروانه فعالیت شرکت مخابرات ایران، هرگونه افزایش تعرفه باید در مبلغ پرداختی به دولت نیز دیده شود و از آنجایی که مخابرات تاکنون 8 درصد درآمد خود از محل تلفن ثابت را به دولت پرداخت می کرد، در صورت افزایش 12 تا 15 درصدی تعرفه ها، باید حدود 9 درصد درآمد خود را از محل تلفن ثابت به خزانه دولت واریز کند و با این وجود از این میزان افزایش رقم بالایی نصیب مخابرات نخواهد شد.
 
اعلام نظر نهایی مخابرات برای افزایش تعرفه اوایل هفته آینده
 
وی به مهر گفت: در صورت ابلاغ مصوبه شورای رقابت، مخابرات تا اوایل هفته آینده نظر نهایی خود را در مورد افزایش نرخ مکالمات تلفنی و چگونگی اجرای آن اعلام خواهد کرد.

 
 
هواپیما هما 14 بلیط را به 7 نفر فروخت!
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
هواپیمایی هما 14 بلیت را به 7 نفر فروخت!
شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در یک حرکت خارق العاده هفت مسافر یک پرواز داخلی را نقره داغ کرد.
  

به گزارش جام نیوز به نقل از موج، ماجرا از ارسال یک پیام کوتاه به هفت مسافر پرواز 456 تهران - بندرعباس 14 آبان ماه (پرواز 20:40شب) امسال آغاز شد.

در این پیام کوتاه که برای هفت مسافر این پرواز از سوی هما ارسال شده، آمده است: «مسافر محترم پرواز 456 تهران - بندرعباس تاریخ 14 آبان ماه 1390، با عرض پوزش، پرواز شما با 55دقیقه تاخیر در ساعت 21:35 انجام خواهد شد».

در انتهای این پیام یک شماره تلفن هم آمده است که این هفت مسافر در تماس با آن متوجه شدند که وقت این مسافران چقدر برای هما اهمیت دارد و به همین علت آنها را زودتر از تاخیر خبردار کرده اند غافل از اینکه ماجرا چیز دیگری بوده است!

هنگام ورود این مسافران به فرودگاه آنان با گیت بسته پرواز مورد نظر مواجه می شوند و پس از نشان دادن این پیام کوتاه ها، برای آنها کارت پرواز صادر می شود و آنها به مدت 10دقیقه سوار بر اتوبوسی می مانند که قرار است آنان را به هواپیما ببرد، اما پس از این زمان اعلام می شود که پرواز سر وقت به مقصد بندرعباس پریده و این هفت نفر جا مانده اند!

خلاصه پس از پیگیری و بررسی این هفت نفر، مشخص می شود که شرکت هما هفت بلیت به هفت نفر دیگر فروخته و برای اینکه بتواند آن هفت بلیت را به دلایلی(نامعلوم) حفظ کند به طور اتفاقی برای هفت مسافر این پرواز پیام کوتاه داده تا بدین ترتیب و در فضایی محترمانه مانع از پرواز آنها شود!


 
 
شوهرکشی با همدستی برادر شوهر
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
 
خبرگزاری فارس: معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی چهارمحال و بختیاری گفت: زنی با همدستی برادرشوهرش، همسرش را به قتل رسانید.
خبرگزاری فارس: شوهرکشی با همدستی برادر شوهر

محمدرضا رمضانی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در شهرکرد، اظهار داشت: فردی با مراجعه به یکی از یگان‌های انتظامی اعلام داشت برادرش، چندی پیش به‌منظور عزیمت به محل کار از منزل خارج و تاکنون مراجعت نکرده است، که این موضوع در دستور کار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت.
وی با بیان اینکه تحقیقات اولیه نشانگر وقوع یک فقره قتل بود، گفت: برهمین اساس تحقیقات گسترده‌ای از سوی کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی آغاز و از آنجایی که سر نخ‌هایی از دخالت برادر فرد مفقودی در این پرونده آشکار شد، متهم برای بازجویی به کلانتری احضار شد.
رمضانی ادامه داد: متهم در ابتدای بازجوئی‌ها، منکر هرگونه ارتباط در این موضوع شد، ولی با مشاهده مستندات و شواهد قانونی، چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشته، لب به اقرار گشود و پرده از راز قتل هولناک برادر خود برداشت.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی چهارمحال و بختیاری با اشاره به اظهارات متهم، گفت: برادر مقتول اعلام داشت که با همدستی همسر مقتول به طرز فجیعی او را به قتل رسانده و در کوه‌های اطراف دفن کرده‌اند.
وی گفت: در ادامه محل دفن جسد، با راهنمایی متهمین شناسایی و جسد کشف شده به پزشکی قانونی منتقل شد.
این مقام انتظامی تصریح کرد: همسر مقتول نیز به همدستی در قتل شوهر خود اعتراف کرد و متهمان پس از تشکیل پرونده برای سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شدند.
وی خشونت‏های قانونی در نظام دینی را نقض سیستماتیک حقوق شهروندی برشمرد و گفت: حقوق بشر، نه اخلاق است و نه فلسفه و نه منش، حقوق بشر، مجموعه امتیازات و مصونیت‏هایی است که خدای متعال به یکایک انسان‏ها موهبت فرموده و دستگاه‏های حکومتی موظف به پاسداری از آن حقوق هستند.
رمضانی خاطرنشان کرد: همان‏طور که حکومت موظف به پاسداری و رعایت حقوق شهروندان است، در مقابل شهروندان نیز مکلف به حرمت گذاشتن به نظم عمومی و ارزش‏های حاکم بر جامعه هستند.
وی تصریح کرد: چنانچه شهروندان با رفتارهای ناهنجار خود نظم عمومی را مختل و امنیت عمومی جامعه را برهم زنند، نهادهای حکومتی موظفند به نمایندگی از جامعه با هنجارشکنان برخورد مناسب کنند.


 
 
مدیر روابط عمومی سازمان امداد و نجات به آریا خبر داد: 27 کشته و 17 زخمی، تلفات ا
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 

 

خبرگزاری آریا- حسین درخشان با اشاره به اینکه اطلاعات دقیق در خصوص تلفات حادثه انفجار زاغه مهمات در حوالی شهریار در اختیار سپاه است، گفت: این حادثه 27 کشته و 17 زخمی بر جای گذاشت که اکثر آنها به دلیل متلاشی شدن قابل شناسایی نیستند.
درخشان در گفتگو با خبرنگار حوادث آریا، با بیان اینکه نیروهای امداد و نجات شب گذشته به جمع آوری اجساد مشغول بودند، اظهار داشت: دیشب نیروهای امداد و نجات و اورژانس پس از جمع آوری اجساد محل را ترک کرده اما از صبح امروز بار دیگر در محل حادثه حاضر شدند.
مدیر روابط عمومی سازمان امداد و نجات با اشاره به 27 کشته و 17 زخمی در حادثه دیروز، در پاسخ به سوال خبرنگار آریا مبنی بر اینکه این تعداد در اخبار شب گذشته 17 کشته و 16 زخمی گزارش شد، خاطر نشان کرد: بعد از اخباری که دیشب در این خصوص اعلام شد، این آمار جدید از کشته ها و زخمی های این انفجار گزارش شد؛ اما در هر صورت آمار دقیق تر در اختیار سپاه پاسداران می باشد.
وی با اشاره به اینکه رو گذشته دکتر محمود مظفر، رئیس سازمان امداد و نجات احتمال انفجار مجدد را اعلام کرده بود، تصریح کرد: دیروز به علت داغ بودن محل حادثه در روستای بیدگنه، واقع در حوالی شهریار، این احتمال داده می شد، اما دیشب پادگان خنک شد و دیگر این احتمال وجود ندارد.
لازم به ذکر است، روز گذشته انفجاری در پادگان نظامی در روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد در استان البرز مخابره شد که طی آن تیم های امدادی هلال احمر و اورژانس تهران و البرز به محل حادثه اعزام شدند و همچنین امداد هوایی نیز در حالت آماده باش بود تا در صورت لزوم به کمک امدادگران بشتابد.
زمین گیر شدن60 نفر در گردنه لنگان در استان اردبیل
مدیر روابط عمومی سازمان امداد و نجات در ادامه از زمین گیرشدن 60 نفر از اتباع کشور آذربایجان که برای زیارت به سمت مشهد حرکت می کردند، در گردنه لنگان به علت برف و کولاک شدید خبر داد.
درخشان با اشاره به اینکه این افراد در گردنه لنگان در استان اردبیل گرفتار شدند، اذعان داشت: ماموران راه داری و هلال احمر شهر گرمیر پس از دریافت این گزارش این افراد را در مدرسه شهید چمران این شهر، اسکان دادند.
گفتنی است این افراد امروز صبح به راه خود ادامه دادند.


 
 
برخورد خونین وانت پیکان با تراکتور و پراید
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 
 
 
 
 
 
    معاون عملیات پلیس راه کشور از مرگ یک نفر و زخمی شدن دو تن دیگر بر اثر تصادف سواری وانت پیکان با یک دستگاه پراید و تراکتور خبر داد.
   
   

 

 

     

معاون عملیات پلیس راه کشور از مرگ یک نفر و زخمی شدن دو تن دیگر بر اثر تصادف سواری وانت پیکان با یک دستگاه پراید و تراکتور خبر داد.

 

سرهنگ صمد اسفندیاری در تشریح جزئیات این خبر افزود: این حادثه در ساعت ۱۹:۱۵ در روز شنبه در کیلومتر سه محور اسدآباد همدان به وقوع پیوست که علت آن عدم توجه به جلو از سوی راننده سواری پیکان گزارش شده است.

 

معاون عملیات پلیس راه کشور همچنین از وقوع تصادف دیگری در کیلومتر ۹۷ محور آباده به شیراز خبرداد و گفت: عدم توانایی در کنترل خودرو به علت خستگی و خواب آلودگی سبب مرگ یک نفر و زخمی شدن یکی از سرنشینان سواری پیکان در برخورد با شی ثابت شده است.

واژگونی اتوبوس در لرستان یک کشته و۱۲ زخمی بر جای گذاشت

لغزند گی جاده و تخطی از سرعت مطمئنه علت حادثه بود

وی از مرگ یک نفر و زخمی شدن ۱۲ تن دیگر بر اثر واژگونی یک دستگاه اتوبوس شهری در استان لرستان خبر داد.

 

اسفندیاری در تشریح جزئیات این خبر به ایسنا گفت: این حادثه حوالی ظهر روز شنبه در کیلومتر ۶۴ محور پلدختر به اندیمشک رخ داده است.

 

به گفته معاون عملیات پلیس راه کشور لغزنده بودن جاده و تخطی از سرعت مطمئنه باعث واژگونی این اتوبوس در این محور کوهستانی شده است.

 

اسفندیاری همچنین در مورد مهمترین علت تصادفات شبانه روز گذشته با بیان اینکه ۲۴ درصد تصادفات به واژگونی منجر شده اند به ایسنا گفت: عدم توجه به جلو، برخورد وسیله نقلیه با عابرپیاده، تخطی از سرعت مطمئنه، عدم رعایت حق تقدم، انحراف به چپ و خستگی و خواب آلودگی راننده از جمله مهمترین دلایل تصادفات شبانه روز گذشته جاده های کشور بوده است.

 


 
 
تشکیل مجمع عمومی فوق العاده و ادغام با موسسه مالی واعتباری افضل توس
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/۱۸
 

      به گزارش خبرنگار هفته،خبر از ادغام تعاونی اعتبار دوستان اتحاد گرگان با موسسه مالی اعتباری افضل توس و سپرده شدن سرپرستی آن موسسه در استان گلستان را داده است.

  

      به گذارش خبرنگار ما تعاونی اعتبار دوستان اتحاد گرگان در طی اطلاعیه ای در تاریخ 12/6/90   از اعضاء خود دعوت به عمل آورده تا در مجمع عمومی فوق العاده در تاریخ 28/6/90 شرکت نمایند که اعضاء محترم این دعوت را اجابت نموده و در آن مجمع شرکت کرده اند.

 

          جلسه مجمع عموی فوق العاده در ساعت 18 روز دوشنبه مورخه28/6/90 باحضور اعضاءمحترم و مسئولین آغاز گردید و دستورات مندرج در دعوت نامه مطرح و پس از پایان جلسه با اکثریت آراء ، تصمیم به ادغام با موسسه مالی اعتباری افضل توس گرفته شد وبه این ترتیب این تعاونی به موسسه ملی اعتباری افضل توس تبدیل گردید و پس از انجام مکاتباتی ، با مدیریت افضل توس در مشهد، سرپرستی این موسسه در استان گلستان را به این تعاونی واگذار نمودند و این تعاونی با نام جدید خود یعنی موسسه مالی واعتباری افضل توس (سرپرستی استان گلستان) به فعالیت خود ادامه می دهد.


 
 
جنگل ترسناک
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۸/۱٢
 

فصل اول : تولد

حدود پنجم یا ششم عید بود برابر با جشن تولد ۲۰ سالگی پسری لاغر اندام و قد بلند

ساکن نارمک به نام محسن برای تولدش تصمیم داشت با صمیمی ترین دوستش علیرضا

به ویلای یکی دیگر از دوستانشان که در حوالی جنگلهای گلستان بود بروند.

ساعت از دوازده ظهر گذشته بود محسن با شادی از در خانه بیرون زد.ار ماشین شد و بسمت خونه ی

 علیرضا حرکت کرد سپس علیرضا هم سوار شد و دوتایی بسمت شمال راه افتادند.

ساعت از ۸ گذشته بود و نصف بیشتر راه را رفته بودند هوا حسابی تاریک شده و گرفته بود.

باران هرازگاهی میبارید و هوا سرد بود . دوطرف جاده را جنگل های وسیع پوشش داده بود.

محسن خواب آلود رانندگی میکرد که ناگهان یک گراز وحشی از وسط جنگل به جلوی ماشین پرید.

محسن سریع فرمونو پیچیوند و با سرعت به یک درخت برخورد کرد خودشان آسیبی ندیدند ولی ماشین

داغون شده بود محسن نارحت و در حالی که دست و پاشو گم کرده بود از ماشین پیاده شد.

موبایلشو از جیبش درآورد و نگاه کرد ولی اصلا آنتن نمیداد محسن با نا امیدی نگاهی به جاده ی

بدون ماشین کرد و آهی کشید نگاهش از جاده به یک راه باریک افتاد که به عمق جنگل میرفت.

محسن نگاهی به علیرضا کرد و علیرضا سریع گفت: اصلا فکرشو نکن.

محسن با حالتی که میخواست علیرضا رو توجیح کنه گفت: چاره ای نداریم باید این راه به یک جایی وصل باشه

خلاصه علیرضا به ناچاری قبول کرد و هردو راهو پیش گرفتند و وارد جنگل شدند.

حدود نیم ساعت پیاده روی کردند در راه از صدای جغد گرفته تا روباه داخل جنگل طنین انداخت.

آنقدر رفتند تا رسیدند به یک کلبه ی چوبی محسن با حالتی امیدوار گونه لبخند زد و بسمت کلبه رفت.

هرچقدر در زد کسی جوابشو نداد علیرضا هم مدام می گفت بیا بریم بابا.

محسن هم نا امید شده بود و با هم تصمیم گرفتند برگردند. اما هنوز یک قدم برنگشته بودند که ناگهان

در کلبه خودبخود باز شد هر دو نگاهی به یکدیگر کردند و سپس وارد کلبه شدند.

فصل دوم : کلبه شیطان

کلبه پر بود از بوی نم و تار عنکبوت انگار سالها است که کسی آنجا زندگی نمی کند.

یک تخت قدیمی و خاک گرفته در گوشه ی کلبه بود. یک شومینه ی کثیف هم در گوشه ی دیگر کلبه بود.

یک اتاق کوچک در کلبه وجود داشت اتاقی عجیب  و غریب و ترسناک که تمام در رو دیوارش سیاه بود

و لکه ها و جای دستهای خون آلود در بینش خودنمایی میکرد. در کف اتاق یک دریچه ی چوبی بود

که تنها قسمتی از کل کلبه بود که خاک نگرفته بود.محسن گفت: اینجا خیلی سرده بیا بریم هیزم بیاریم

تا گرم بشیم مثلینکه امشبو باید اینجا بمونیم! علیرضا هم از ترسش رفت تند تند دو سهتا هیزم شکست

و با تبر زنگ زده اش برگشت محسن در حالی که لبخند زده بود گفت: اینو براچی آوردی

علیرضا هم با حالتی تدافعی گفت: مگه چیه گفتم شاید لازم بشه!

سپس آتیش روشن کردند و صدای چرخ چرخ چوبها سکوت کلبه را می شکست.

ساعت نزدیک ۱۲ شب بود هر دو خواب آلود و خسته بودند.محسن بسمت تخت رفت و شروع به خاکگیری

کردو با تردید گفت: حالا کی روی تخت بخوابه؟ علیرضا هم با حالتی فداکارانه گفت: چون تولدته تو بخواب

منم روی زمین میخوابم محسن لبخندی پیروز مندانه زد و روی تخت دراز کشید.

نگاهی به ساعتش کرد همان لحظه ثانیه شمار ساعت روی عدد ۱۲ ایستاد و دیگر تکان نخورد.

در همان حال صدای زوزه ی چند گرگ از داخل جنگل طنین انداخت.ماه هم که انگار ترسیده بود پشت ابر

قایم شد.محسن با ترس و نگرانی گفت: علیرضا نگاه کن ساعتم کار نمیکنه!

علیرضا هم با دلخوری گفت: حتما باطریش تموم شده دیگه.

محسن بلافاصله گفت: نه بابا همین دیروز باطریشو عوض کردم.

 

فصل سوم : حمله ی شیطان

 

رنگ از رخسار هردوتاشون پرید. در همان لحظه صدای گروپ گرومپ پای یک نفر از زیر خانه بگوش رسید.

 

پیشونی علیرضا خیس عرق شده بود. ناگهان یک دست پوسیده  و وحشتناک از دریچه بیرون زد.

 

محسن بدو بدو بسمت دریچه رفت و زنجیر دریچه را انداخت. علیرضا بی امان جیغ میزد.

 

بعد چهره ی وحشتناک و پوسیده ی یک پیرزن با چشمهای سفید از زیر دیرچه نمایان شد که

 

پشت سر هم  جیغهای گوشخراشی میزد. ایندفعه حتی محسن هم از ترس خشک شده بود.

 

یک دفعه صدای شکستن پنجره محسن را بخود آورد و دید که یک دست پوسیده ی دیگر

 

صورت علیرضا را از داخل پنجره گرفته و داره خفه اش می کند.

 

محسن سریع تبر کهنه را برداشت و بروی دست مرده زد و خون پیرهن علیرضا را رنگین کرد.

 

علیرضا از ترس به بغل محسن پرید در همان لحظه نفس محسن حبس شد.

 

۱۰ یا ۱۱ تا جسد متحرک از جلوی کلبه که گویا قبرستان بود بیرون آمده و بسمت کلبه بصورت

 

وحشتناکی روانه شدند.محسن سریع دست علیرضا را گرفت و بسمت دریچه برد.

 

محسن گفت: مطمعنا یک راهی از زیر از دریچه به بیرون هست و تبرو محکم گرفت و دریچه را باز کرد.

 

پیرزن شیطانی با سرعت برق از زیرزمین به سمت علیرضا پرید و محسن با تبر سرش رو از تنش جدا کرد.

 

اما تنش همچنان حرکت میکردو دنبال کله اش میگشت .محسن با عجله دست علیرضا را گرفت و به زیر زمین برد

 

آنجا خیلی تاریک بود با سرعت دویدند در تاریکی تا اینکه به سمت بیرون کلبه از راه پشتی افتادند.

 

در همان لحظه مردگان به داخل کلبه حمله کردند. محسن و علیرضا هم بدو بدو بسمت راه خروجی

 

جنگل دویدند.در همین حین ۶ تا گرگ وحشی و خونخوار به دنبالشون دویدند.

 

پای علیرضا همان موقع به یک ریشه ی درخت گیر کرد و زمین خورد و فریاد زد محسن برو!

 

محسن تا برگشت دید هر ۶ تا گرگ بسمتش رفتند و تیکه تیکه اش کردند محسن در حالی که

 

شوکه شده بود و گریه میکرد با آخرین توان به سمت بیرون جنگل دوید.

 

فصل چهارم : فرار از ترس

 

سرانجام به لب جاده رسید . در جاده یک ماشینم نبود.از دوردست صدای گرگها و مردگان بگوش میرسید.

 

از دوردست نور ضیعف یک موتور سیکلت نور امیدرا در دل محسن روشن کرد صداهای وحشتناک هرلحظه

 

نزدیکتر می شدند تا اینکه موتور سوار رسید یک پیرمرد سوارش بود در حالی که لهجه ی شمالی داشت گفت:

 

چرا اینجا ایستادی محسن گفت: باید کمکم کنید حیوانهای وحشی بهمون حمله کردند سریع تر منو از اینجا ببرید

 

و پیرمرد که حالت صورتش تعجبی بود گفت : خیلی خوب سوارشو بریم.

 

صدای حیوانها رفته رفته کم شد در راه محسن در حالی که صدایش میلرزید و بغض کرده بود گفت: کجا میریم

 

پیرمرد گفت: اول میریم خانه ی من .

 

سپس به خانه ی پیرمرد رسیدن محسن اصلا حالت عادی نداشت فقط میخواست سر از سر آن کلبه در آرد.

 

برای همین رو به پیرمرد کل اتفاقاتو تعریف کرد پیرمرد با مهربانی چایی برایش ریخت و گفت: من باور میکنم

 

حوالی اونجا قبلا یک پیرزن زندگی میکرد دیوونه بود و ادعا می کرد که با ارواح و جنیان در ارتباط است هیچکس

 

حرفشو باور نمیکرد تا اینکه چند وقت بعد هر هفته یک نفر از اهالی گم میشد و دیگر اثری ازش نبود

 

اینطور که تو میگی اون راست میگفته و اون مردگان همون اجساد و قربانیها بودند که جلوی کلبه اش خاک کرده

 

حالا تو محل زندگیشو پیدا کردی اینطور که معلومه دوستت هم قربانی این حادثه شده پس سریع چایتو بخور

 

تا برویم پاستگاه پلیس . محسن گفت: ولی آنها حرفمونو باور نمی کنند. پیرمرد در حالی که لبخند میزد گفت:

 

یه زمانی من خودم صاحب پاستگاه بودم اونجا همه دوستان  و همکارانم هستند خیالت راحت میریم محل حادثه.

 

و بعد هر دو بسمت پاستگاه رهسپار شدند.

 

فصل پنجم : راز مرگ

 

بلافاصله بعد از اینکه به پاستگاه رسیدند پیرمرد با عجله به سمت دفتر رئیس پاستگاه رفت .

 

همه انگار اورا می شناختند و بهش احترام میزاشتند. محسن روی یک سکو نشست و منتظر پیرمرد شد.

 

لحظه ای نگذشت تا اینکه پیرمرد و رئیس پاستگاه با عجله از دفتر بیرون آمدند و رئیس پلیس با بی سیم

 

درخواست نیروی کمکی کرد  پیرمرد بسمتم آمد و گفت پاشو باید برویم محل حادثه.

 

سپس همگی به راه افتادند وقتی به آن جنگل رسیدند اثری از آن راه باریک نبود و سگهای پلیس شروع به ردیابی

 

کردند تا به کلبه رسیدند و وارد کلبه شدند اما درست مثل دیشب سالم بود و اثری از پیرزن یا اجساد و علیرضا نبود.

 

محسن سریع گفت : زیر اون دریچه قایم شده بود باید اونجا باشه.

 

ماموران وارد آنجا شدند اما باز هم اثری از کسی نبود.

 

پیرمرد نگاهی نا امیدانه به محسن کرد و گفت: پس کجاست؟؟؟؟!!

 

محسن گفت: نمیدونم من هرچی میدونستم را تعریف کردم.

 

سپس ماموران جلوی خانه را کندند تا به اجساد رسیدند اجساد مردگان دیشب بود.

 

محسن اشکی از شوق ریخت و گفت: دیدی راست می گفتم.

 

پیر مرد گفت: پس اون پیرزن و دوستت کجان؟؟

 

محسن گفت: باور کنید نمیدونم.

 

رئیس پلیس گفت: بحرحال تا بسته شدن پرونده شما باید بازداشت باشید چون شما هم یک مزمون هستید.

 

و سپس دسبند به دست محسن زدند . محسن که گیج شده بود حتی یک کلمه هم حرف نزد و همراه مامور

 

به داخل ماشین پلیس رفت. و سپس در پاستگاه به داخل بازداشتگاه رفت.

 

شب شد و هوا مثل شب قبل بارانی و سرد بود.محسن بدجور نگران بود برای همین به مامور بازداشتگاه گفت:

 

جناب سروان میشه بگین اون اجساد رو کجابردند مامور گفت: سردخونه بزودی هم خاک میشوند.

 

بعد پرسید ساعت چنده و مامور گفت: نزدیکا ی ۱۲ بسه دیگه بگیر بخواب چقدر سئوال می کنی!

 

حدود ۱۰ دقیقه بعد محسن بار دیگر مامور را صدا زد و مامور با دلخوری گفت: باز چی شده؟

 

محسن گفت: میشه یک نگاهی به ساعت بکنی مامور گفت: ۱۲ محسن گفت ساعت از حرکت وای نه ایستاده

 

مامور اخمی کرد و گفت: مثلینکه حالت خوب نیست باید....

 

نگاهش روی ساعت خشک شد و گفت : تو از کجا میدونستی؟!

 

محسن گفت : میشه به رئیس پاستگاه بگی الان اون پیرزن تو کلبه است و اجساد زنده شدن! خواهش میکنم!

 

مامور نگاهی کرد و گفت: واقعا آدم عجیبی هست و بسمت دفتر رئیس رفت.

 

فصل ششم : نبرد مرگ و زندگی

 

رئیس پلیس با عصبانیت از دفتر بیرون زد و به سمت محسن آمد و گفت: تو چی راجب ما فکر کردی

 

تا کی میخوای خودتو به دیوانه ها بزنی.

 

محسن با نا امیدی گفت: بخدا من دیوونه نیستم قاتلم نیستم.

 

میدونم باور نکردنیه اما حقیقت داره خواهش میکنم خودتون بروید تا ببینید اگه چیزی نبود درجا منو بکشید.

 

اصلا قول میدم اگه کسی نباشه خودم جرمو گردن بگیرم.

 

رئیس پلیس دستی به ریشش کشید و حسابی به فکر رفت.

 

بعد با حالاتی پیروز مندانه گفت : پاشو بریم فقط وای بحالت اگه بعدش اعتراف نکنی !

 

محسن گفت: باشه قول میدم

 

بعد یک سرباز دستبند به دست محسن زد و با رئیس پلیس و دو مامور دیگه سوار ماشین شدند

 

محسن گفت: اجساد کجان؟

 

مامور گفت : سردخونه ی پزشک قانونی نزدیک قبرستون!

 

یک ربعی گذشت تا رسیدند . مامور نگهبان آنجا که انگار خواب بود و کلاهش روی صورتش بود در نور جلوی در

 

پزشک قانونی خودنمایی میکرد.

 

یکی از ماموران داخل ماشین با تردید به دستور رئیس پلیس پیاده شد و بسمت نگهبان رفت.

 

و دستی به شونه ی نگهبان زد و گفت : خجالت نمیکشی چه وقته خوابه پاشو

 

یکدفعه نگهبان که نشسته مرده بود با صورتی سیاه شده بروی زمین افتاد.

 

تمام ماموران داخل ماشین از جمله رئیس پلیس سریع اسلحه کشیدند.

 

و با ترس دورو براشان را نگاه کردند. یکدفعه همون اجساد دیشب که زنده شده بودند از داخل پزشک قانونی

 

با طرزی فجیه بسمت مامور کنار نگهبان حمله کردند و شروع به خوردن دستو پاش کردند.

 

مامورا از ماشین پیاده شدند و بسمت مرده ها شلیک کردند. اما به مرده ها کوچکترین آسیبی نرسید.

 

و خرامان خرامان بسمت مامورها رفتند و شروع به تکه تکه کردن تک تکشان کردند.

 

رئیس پلیس  با عجله به داخل ماشین پرید و با آخرین سرعت در حالی که خیس عرق شده بود و نفس نفس میزد

 

از آنجا با محسن فرار کردند. هیچکدام کوچکترین حرفی نزدند محسن از ترس بدنش میلرزید.

 

در ره از کنار جنگلی که به خانه ی پیرزن وصل میشد رد شدند که ناگهان همانجا از لای درختان جسد پیرمرد مهربان

 

که دیشب محسنو نجات داده بود به روی شیشه ی ماشین افتاد و باعث شد رئیس پلیس کنترل ماشینو از دست بده

 

و ماشین بطرز ناجوری چپ کنه. محسن در حالی که بدنش خون آلود شده بود با احساس درد شدیدی از زیر ماشین

 

خودشو بیرون کشید و کشان کشان به نزدیک جاده رفت . رئیس پلیس هم مرده بود . محسن دنبال اسلحه رئیس

 

پلیس بود تا اینکه پیرزن از لای درختان با گرگهایی که مثل سگ وفادار دنبالش بودند بیرون آمد. و در حالی که

 

خنده های شیطانی میکرد با تبری که دستش بود به سر محسن زد  محسن چشماشو بست و چیزی جز درد و خون

 

حس نکرد و به یک خواب رفت و احساس کرد روحش دارد از جسمش جدا میشه و دیگه دردی ندارد داشت پرواز میکرد

 

به جسدش نگاه کرد که غرق خون بود و گرگها دورش کرده بودند ترس استخوانهایش رو میفشرد.

 

در حالی که گویی پرواز میکرد با حس عجیبی بسمت پیرزن رفت حالا که روح شده بود پیرزن را بشکل دیگری میدید.

 

روحی سفید با قلبی سیاه که مثل دود گازوئیل در هم گره میخورد.

 

محسن دستشو دراز کرد با آخرین توان قلبه سیاه پیرزنو گرف پیرزن نره زد و با دست سیاهش تبرو بسمت محسن

 

پرت کرد اما محسن جسم نداشت و تبر از روحش رد شد و به آنطرف جاده افتاد. دودستی با آخرین توانش

 

قلب سیاهو بیرون کشید و بعد احساس کرد که دارد بسمکت جسم داغانش کشیده میشود.

 

بعد با حس لرزش و افتادن به هوش اومد و دوباره در وجودشو پر کرد چشماشو به زحمت باز کرد.

 

دید پیزن به گوشه ای افتاده و دارد درد میکشه. گرگها هم اینور و آنور میپریدند.

 

کشان کشان خودشو بسمت تبر رسوند و دید قلب سیاه که دود خیلی تیره ازش بلند میشد دارد روی زمین میتپد

 

تبرو برداشت با تمام توانش به روی قلب فرود آورد قلب دو نیم شد. و بعد پیرزن فریادی کشید و تبدیل به جسدی

 

با شکل اصلی پیرزن شد و گرگها با حالتی که انگار فرار میکنند به داخل جنگل رفتند محسن دیگر نمیتوست

 

چیزی حس کنه و بدجور خواب آلود بود با دردی که داشت بیهوش شد.

 

پایان

 


 
 
طلاق اجباری
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/۱۱
 

جن ها هرشب کتکم می زنند
زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های
آنها بدهد با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از
چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه های و آزار واذیت جن ها نجات یابد
طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 83 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج
حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند
. شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با
هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر
مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد
در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزاز
واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به
قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از
من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی
را دیدم در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم
را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک
گربه سفید در خانه امان آمده اند گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی
گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از
خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان
خون بیرون می زد . دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می
رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند
گربه ادامه پیدا کرد در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من
و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه
ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه
آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم
آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت
باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده
نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را
که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه
نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما آن گربه ها رفتند جای
دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند
سراغم آمدند . غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5
سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی
برویم دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست او به
کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم
شکاند و من ترسیدم او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه
در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت
کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی
کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم در قزوین پیر مردی با ریش های بلند در
چالوس پیر مردی در روستای خاتون لر در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم
و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد
خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم در این 12 سال 10-15 میلیون
تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم
ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه
نداشت حتی دعا گفتم جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در
گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو
پاه راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم
حرف می زد اما گرب های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند .از زندگی با
شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند
که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم
وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به
من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند .
شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند
اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک
خوردنها ادامه دارد . آنها سه راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس
نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا و یا خود کشی کن .
آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی
نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند
فضای عروسی هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه
بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی
آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند . در حالیکه
ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می
خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند
فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت .
محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم
نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه
روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح
بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می
گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرن می زند
. زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها
عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک
دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت
مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند .
شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند.
آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر
بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا
حد بیهوشی کتک زدنددر 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه
را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا
آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید
وکاری نمی توانست بکند . زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری
نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها
اذیت وآذار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت
می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند
نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید
بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به
همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و
گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است صبح
که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما
رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می
نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز
کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئئ رفته بودم و
تا 3 ساعت بیرون نیامدم خواهرانم که نگران بودن در را بازکرده و دیدند تمام
بدنم چنگ خورده و جای خراش است . گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او
فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من
توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آید . همیشه همه
می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها
بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار
بود جایی دعوایی شود من خودم را قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم .
همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند یکبار از آنها
خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم
اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا
در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت
نداری . دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون
از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان
و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش
می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد دختر کوچکم او را دیده و
ترسیده بود روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد
و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی
بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می
داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم
اوهم روسری به سر داشت او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی
شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به
خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد
زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد
و همسرم به زندان افتاد این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در
اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام
می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم دیگر توان
مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس
کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و
کتک می زنند ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای
زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور
یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان
وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود . در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد
زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و
گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه
بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک
زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر
روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم
سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد
مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از
ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند خانواده ام گفتند تو که 12 سال
صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری
که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای
سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به
سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند
بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را
مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از
طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند
ومرا نمی زنند تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم
آنها را ببینم .
منبع : ندای ایران


 
 
روش های جدید برای افزایش سرعت اینترنت و کاهش هزینه تلفن (Dial Up)
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩
 

دیگر صحبت از اینترنت Dial-up کم سرعت کشور ما به موضوعی تکراری تبدیل شده است. بر خلاف کشورهای نه چندان پیشرفته دیگر ، کاربران ایرانی همچنان برای اتصال به اینترنت از سرویس های اینترنت Dial-up استفاده میکنند و تعداد کاربرانی هم که از ADSL استفاده میکنند ناچیز است. ترفندها و نرم افزارهای افزایش سرعت اینترنت Dial-up هم در عمل افزایش سرعتی را به بار نمی آورد چون به نوعی آب از سرچشمه گل آلود است. در این زمان بهترین کار یادگرفتن ترفندهای چگونگی استفاده بهینه از اینترنت Dial-up است. به طوریکه با کمترین سرعت ، بیشترین بازدهی را داشته باشد. این ترفندها بر اساس تجربیات شخصی به دست آمده اند ، در نتیجه با عمل به آنها میتوانید مطمئن باشید استفاده بهینه ای از سرعت کم اینترنت خود داشته اید.

 

1- برای اتصال به اینترنت با خطوط تلفن ، از قانون کاهش تعرفه های مخابرات بعد از ساعت 21 الی 8 صبح استفاده کنید.

 

2- خطوط آنالوگ خود را به دیجیتال تبدیل کنید. تون به جای پالس تا سرعت داده های شما در اینترنت بیشتر شود.

 

3- از کارت های شبانه که اکثرأ رایگان هستند استفاده کنید.

 

4- نگذارید وقتتان سرگرم بررسی یک سایت شود ، اگر سایت را می توانید Save کنید تا در حالت آفلاین آنرا مطالعه کنید.

 

5- کامپیوتر خود را هر از چند گاهی Defrag کنید تا تمام سیستم عاملتان منظم و یک پارچه شود.

 

6- در هنگام ارتباط به اینترنت برنامه های غیر ضروری را ببندید.

 

7- اگر می خواهید فایلی را دانلود کنید به حجم و همچنین در صورت رمز گذاری از صحت رمز آن اگاه شوید.

 

8- برای دانلود فایل حتمأ از نرم افزارهای مدیریت دانلود استفاده کنید تا در صورت دیسکانکت شدن میزان حجم دانلود شده را حفظ کنید ؛ هیچ تضمینی وجود ندارد در 99% ، اینترنت شما قطع نشود.

 

9- یک آنتی ویروس و فایروال قوی و به روز میتوانید بسیار به شما کمک کند. کافی است یک کرم اینترنتی بر روی سیستم شما لانه کرده باشد تا فضای زیادی از پهنای باند شما را اشغال کند.

 

10- اگر از سرویس های هوشمند استفاده میکنید دقت کنید از سرویس هوشمند یک ISP خوب و معتبر وارد شوید. سرویس های هوشمند با همدیگر متفاوت هستند.

 

11- آپدیت های اتوماتیک ویندوز و برنامه های مختلف همانند Acrobat Reader را غیرفعال کنید تا در هنگام کار سرعت تان بی دلیل کاهش نیابد.

 

12- از مرورگرهای خوب و قدرتمند همانند فایرفاکس ، اپرا و سافاری به جای مرورگر IE استفاده کنید. فراموش نکنید IE (به ویژه نسخه 6) بسیار مرورگر ضعیفی است.

 

13- نرم افزارهای خاصی وجود دارند که با کم کردن حجم عکس های مشاهده شده در مرورگر به نوعی سرعت کار شما را بالا میبرند ، این نرم افزارها نیز به کمک شما می آیند.

 

14- اگر از مرورگر فایرفاکس استفاده میکنید افزونه هایی همانند AdBlock ، تبلیغات تصویری مزاحم موجود در صفحات اینترنتی را به طور اتوماتیک برای شما مسدود میکنند.

 

15- اگر سرعت اینترنت تان واقعأ اسفناک است ، قابلیت نمایش تصاویر را در مرورگرتان غیرفعال کنید تا فقط متن صفحات را مشاهده کنید.

 

16- ترفندهای جستجو در موتورهای جستجو که در ترفند سی تی نیز آموزش داده شده اند را فرا بگیرید. وقت شما ارزش دارد پس نباید آن را با جستجوی غلط هدر دهید.

 

17- به جای ارسال تصاویر یا آهنگ ها از طریق Send File یاهو مسنجر ، لینک دانلود آنها را در اینترنت بیابید و به دوستتان بدهید.

 

18- با استفاده از ابزارهای مخصوص ، تبلیغات موجود در یاهو مسنجر را حذف کنید.

 

19- بسیاری از برنامه ها ، فایل ها و آهنگ هایی که شما در سیستم تان دارید قبلأ توسط افراد دیگر در اینترنت آپلود شده اند.پس اگر دوستتان به آنها نیاز داشت به جای آپلود آنها در فضاهای اینترنتی سعی کنید لینک دانلود آنها را بیابید.

 

20- با استفاده از نرم افزارهای مخصوص ، میزان استفاده خود از اینترنت در بازه های زمانی مختلف را بسنجید و ببینید تا چه حد درست و به جا از اینترنت استفاده کرده اید. به عنوان مثال ببینید در این 2 ساعتی که آنلاین بوده اید چه کار مفید و چه کار غیر مفیدی انجام داده اید.


 
 
رسوای دل
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩
 

 

همچو نی می نالم از سودای دل
 آتشی در سینه دارم جای دل

 


من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل

 

 
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل

 


دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل

 


ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل

 


خانه مور است و منزلگاه بوم
 آسمان با همت والای دل

 


گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل

 


در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل

 

 


 
 
کاش....
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩
 

 

کاش امشب عاشقی هم پا می گرفت

تشنگی هم طعم دریا می گرفت

کاش امشب کوچه های منتظر

یک سلام گرم از ما می گرفت

این سکوت تلخ . دنیای من است

کاش دستت . دست دنیا میگرفت

آسمان ابری ترین اندوه را

از دل سنگین شبها می گرفت

پنجره دلتنگ چشمی آشناست

کاش می شد عاشقی پا می گرفت


 
 
عاشق و معشوق
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بــی وضــــو در کوچـــه لیلا نشســـت
                                                    عشق آن شب مست مستش کرده بود
                                                    فــــارغ از جـــام الــستــش کــــرده بــــود
ســجـده ای زد بـــر لــــب درگــاه او
پــــُر ز لـــیلــا شـــــد دل پـــــر آه او
                                               
     گـــفت یا رب از چه خوارم کرده ای
                                                    بــــر صلیب عـــشق دارم کرده ای
جـــــام لیلا را به دسـتـم داده ای
وندر این بازی شــکستم داده ای
                                                    نشتر عشقش به جانم می زنی
                                                    دردم از لیـلاســـــت آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم نکن
من کـــه مجنونم تو مــــجنونم نــکن
                                                    مــــرد ایــــن بـــازیــچـه دیگر نیستم
                                                    این تو و لـــیلای تو... مــــن نیستم
گــــفت ای دیــوانه لــیلایــــــت منم
در رگ پنهان و پـــیــدایـــت منـــــم
                                                    
ســــالها بــــا جــــور لیلا ســـاختی
                                                    من کنارت بـــــودم و نـــشناخـــتی

عــشق لــــیلا در دلـــت انـــداختم
صد قمــــار عشق یکجا بـــاخـــتم
                                                    کـــــردمـــت آواره صــــحرا نـــــشد
                                                    گفتم عاقل می شوی اما نــشد
سوختم در حسرت یک یـا ربــت
غیر لیلا بــــــر نــــیــامد از لــبت
                                                     روز و شب او را صـــدا کردی ولی
                                                     دیدم امشب با مـنی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر می زنی
در حــــــریم خانه ام در می زنی
                                           
         حــــال این لیلا که خوارت کرده بود
                                                    درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش بـــاش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم


 
 
 
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۸/٧
 
لونا رینگ٬ تصویری از خط استوای ماه. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)

گاهی اوقات دنیای واقعی و اتفاقات روزمره حتی از رویا و تصورات بسیاری از ما انسان ها نیز پیشی می گیرد. "انرژی" .بله، این واژه که به دفعات آن را شنیده اید یکی از مهمترین نیازهای انسان در کره زمین بوده و مشکلات حاصل از کاهش منابع سوختی و انرژی روز به روز در حال افزایش است. محققین و دانشمندان زیادی برای پیدا نمودن روش های جدیدی که بتوانند برطرف کننده نیازهای سوختی در کره زمین باشد در تلاشند و اینبار ژاپنی ها طرحی باورنکردنی ارائه داده اند!
نظرتان درباره یک جمع کننده خورشیدی بر سطح ماه که قادر است انرژی را به زمین انتقال دهد چیست؟! این طرح که "لونا رینگ" خوانده می شود توسط یک کمپانی ژاپنی 200 ساله ارائه شده است. این کمپانی با نام شی می زو Shimizu)) به خاطر تکنولوژی های آینده و ارتقاء ساختارهای گوناگون به خود می بالد. در مورد لونا رینگ باید گفت در واقع مجموعه ای از سلولهای خورشیدی است که قادر خواهد بود همانند یک کمربند در طول تمام 11000 کیلومتر خط استوای ماه قرار گرفته و یک دستگاه انتقال لیزری٬ یک پرتو لیزر متراکم پر انرژی را به سوی ایستگاه های دریافت کننده روی زمین خواهد فرستاد.

این پروژه همراه با هتل هایی در حال چرخش٬ پاگاه های قمری٬ ابرشهرهای هرمی و بسیاری چیزهای دیگر می باشد.



انرژی جمع آوری شده در سطح ماه به زمین انتقال داده خواهد شد. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)




برای اینکه این پروژه موفق شود تیم هایی از فضانوردان مجبور خواهند بود عملیات روباتیکی را در سطح ماه انجام دهند. بنابراین به یک پایگاه قمری نیاز خواهند داشت. شی می زو طراحی آن را مد نظر قرار داده.







یک پایگاه قمری پیشنهادی که از ساختارهای شش وجهی ساخته شده است. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)



پایگاه های قمری با استفاده از بتن های ساخته شده از مواد و ترکیبات قمری ساخته خواهند شد. ساختارهای شش وجهی اجازه گسترش های بعدی را از همه جهت فراهم خواهند ساخت. سیستم های ساختاری غیر بشری در محیط خشن ماه قابل اعتماد خواهند بود. کاربرد ساختارهای خود جمع کننده با استفاده از سیستم های غشایی و هوا-باد طول موج های نوری را شناسایی کرده و هزینه انتقال را کاهش می دهد. شی می زو همچنین در حال آماده سازی تکنولوژی های روباتیکی است که قادر باشد در پایگاه های قمری به کار گرفته شود. این کار باعث می شود خطرات فعالیت های انسانی به حداقل برسد.




نمای جلویی یک پایگاه قمری. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)



برای ماموریت های انسانی بلند مدت، قسمت جلویی پایگاه باید طوری طراحی شود که گراویته آن G6/1 باشد.
سخنگوی شرکت شی می زو می گوید: آنها بیش از 200 سال است که ساختارهای تکنولوژیکی را جمع کرده اند و خوشحال خواهند شد که آنها را برای افق های جدیدی در ماه به کار برند. و این درحالی است که هنوز تحقیق و توسعه در بخش های ساختاری، مواد، سیستم های بنیادی و طراحی پایگاه های قمری ادامه دارد.










آسانسور هتل فضایی، 240 کیلومتر بالای زمین. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)





شی می زو یک هتل فضایی مد نظر دارد که شامل یک آسانسور فضایی، تقریباً به طول 240 کیلومتر است تا به راحتی از زمین قابل دسترسی باشد. (ساخت یک آسانسور فضایی آسان نخواهد بود). این ساختار پیچیده بزرگ از چندین بخش تشکیل خواهد شد از جمله لابی، رستوران و فضاهایی برای تفریح.




تصویر یک ابرشهر هرمی شکل که 2000 متر ارتفاع دارد. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)



شی می زو همچنین به دنبال این است که چگونه می توان بر روی زمین بناهایی را ساخت که بتوان در اقیانوس، مردم و ساختمان ها را درون آن جای داد. ابرشهر هرمی، شهری است که به تنهایی یک میلیون نفر را در خود جای می دهد. ساختار اولیه آن یک مجموعه از واحدهای هشت وجهی است که شامل یک میله از جنس مواد سبک وزن نظیر فیبرهای کربنی است. این پروژه یک پروژه بی نظیر از نظر مقیاس و ابعاد خواهد بود.






جزایر سبز شناور به همراه شهرهایی در هوا. (اعتبار تصویر: شی می زو/ Shimizu)


این روستاهای شناور سبز رنگ شبیه زنبق بزرگ شناور در آب است. شی می زو می خواهد چنین شهرهایی را خلق کند تا درست مانند یک زنبق عمل کرده و CO2 را مانند یک گیاه جذب کند. همچنین با استفاده از دیگر تکنولوژی های محیطی به یک سیستم کربن منفی دست یابد. نیروی خورشیدی و منابعی از اقیانوس، مواد زاید را به انرژی تبدیل کرده و باعث می شود تا شهر شناور به کارایی 100 درصد دست یابد.

[لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند.برای عضویت کلیک کنید.]
ترجمه نعیمه موحدی از NewScientist /Shimizu



 
 
 

 
 
10 عکس از عجایب زمین
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۸/٦
 
می گویند دره های خشک آنتارتیکا با زمین های خشک و بی آب و علف پوشیده از شن، شبیه ترین قسمت زمین به کره مریخ است. این سرزمین جایی است در میان Victoria land ، McMudo، Sound . از آن دست زمین هایی که هرگز رنگ برف به خود نمی بینند . اما دلیل شباهت این منطقه به مریخ بیابانی بودن آن نیست که در زمین بیابان بی آب و علف کم نیست، بلکه چیزهایی در این منطقه مشاهده می شود که در زمین دیده نشده است؛ یخ در بیابان . در این منطقه دره هایی هست، پوشیده از یخ و البته در زیر یخ ها، در آب هایی شور،جاندارانی خم زندگی می کنند، چیز هایی که هرگز در هیچ منطقه بیابانی دیگری دیده نشده است . تحقیقات روی این موجودات و دلایل پیدایش این سرزمین همچنان ادامه دارد.

 

ادامه رو هم ببین و ترو جو ن عمت نظر بده

 

 

جزیره سوکوترا

سطح زمین آن بسیارشیب دار است به صورتی که شما فکر می کند به سیاره دیگری رفته اید یا به زمان های دور تاریخی مسافرت کردیده اید . جزیره سوکوترا یکی از 4 جزیره است که از لحاظ جغرافیایی درانزوایی از قاره خشک آفریقا قراردارد که قدمت آن به 6تا7 میلیون سال می رسد همانند جزیره گالاپاگوس . بیش از 700 گونه نادر گیاهی و جانوری دراین منطقه یافت می شود که یک سوم مملو از جانداران همگی بومی هستند .

آب و هوای ناملایمی دارد می توان گفت گرم و خشک و همچنین شگفت انگیزترین گیاهان را می توانید دراین منطقه بیابید. موقعیت جغرافیایی این جزیره دراقیانوس هند ودر 250 کیلومتری سومالی و 340 کیلومتری یمن واقع شده . وسعت ساحل شنی آن متشکل از سنگهای آهکی و جلگه های مرتفع آن پر از غارهایی به طول 7 کیلومتر است .بلندی کوههای آن به 1525متر می رسد . درختان و گیاهان این جزیره از لحاظ زمین شناختی قدمتی 20 میلیون ساله داشته وبه عنوان جزیره ای بکر ومحصورشده از آب محسوب می گردد.
 

معادن روباز ریوتینتو

اگر دلتان می خواهد یک منظره از کره ماه ببینید، لازم نیست سوار سفینه فضایی شوید و برای دیدن آن کلی هزینه کنید، کافی است به اروپا بروید. جایی در اسپانیا وجود دارد که تصاویر سوررئال آن مناظر کره ماه را تداعی می کند؛ «معادن روبازریوتینتو ». البته این معادن تنها جذابیت این منطقه نیستند. در نزدیکی آنها، رودخانه ای با آب قرمزجریان دارد که خود یک چش مانداز جذاب استمیان چشم انداز جذاب دیگر. این رودخانه اسیدی، با PH بین 7/ 1 تا 5/ 2 فلزات سنگین زیادی را درخود جای داده است.

 


دریاچه کلیلوک

دریاچه کلیلوک آنقدرجذاب و عجیب است که می توان تصور کرد متعلق به کره زمین نیست. این دریاچه پر از فلزات سنگین است و تابش آفتاب داغ تابستانی و تبخیر آب آن، بلورهایی از این مواد معدنی و فلزات را به وجود می آورد که در گودال های کوچک، نور را در رنگ های سبز و آبی بازتاب می دهند .این دریاچه یکی از بزرگترین ذخایر مواد معدنی مانند سولفات های سدیم، کلسیم و پتاسیم، همچنین هشت نوع فلز سنگین مانند نقره و تیتانیوم.

 


دره ماه در برزیل

از اسمی که بر آن گذاشته اند پیداست این سرزمین باید جایی باشد شبیه به ماه. جایی که فرسایش ناشی از آب، صخره ها و گودال هایی را در جنگل به وجود آورده است که از کوارتز تشکیل شده اند.

 


سالار دی یویونی در بولیوی

جایی در آمریکای لاتین وجود دارد که انگار زمینی نیست؛ Salar De Uyuni در بولیوی. آنها که این منطقه را دیده اند می گویند یکی از تماشایی ترین چشم اندازهای جهان است. اما دلیل این جذابیت احتمالا کنار هم قرار گرفتن مواردی است مانند اتشفشان های فعال، بیابان نمک.

 


دریاچه خون در ژاپن

اما دیگر مکان عجیب و غریب دنیا در ژاپن واقعاست؛ Blood Pond Hot Spring ، 9 چشمه آب گرم قرمز رنگ که با هم یک دریاچه را تشکیل داده اند . رنگ قرمز این دریاچه به دلیل فراوانی عنصر آهن در آب آن است.
 

 


 
صخره های جنگلی
 

Shilin، یا صخره های جنگلی در چین، صخره هایی آهکی هستند که توسط آب فرسایش یافته و تشکیل شده اند.

 


گودال The Richard Structure

جایی در کشور موریتانی، گودالی وجود دارد که گفته می شود در اثر برخورد یک شهاب سنگ به وجود آمده است.
گودال The Richard Structure ، با قطری در حدود 30 مایل، از فضا قابل رویت است. این گودال در جنوب غربی صحرای ساهارا قرار دارد.

 


غارهای یخی اتریش

غارهای یخی اتریش، جای دیگری روی کره زمین است که در آن احساس می کنید در کره دیگری هستید. تعداد زیادی غار یخی در زمین وجود دارد اما Eisriesenwelt Ice Cave ، از بزر گترین موارد غارهای یخی کشف شده توسط بشر است. آنها در نزدیکی سالزبورگ واقعند و به فاصله 40 کیلومتر کشیده شده اند..........

 
 
تغییراتی در تلتکس شبکه دو سیما
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤
 

 

سیستم پیام نما (تله تکست) شبکه دو سیما با تقویت کادر اجرایی و فنی خود از 15 آبان ماه متحول می شود و روش نوینی در بخش اطلاع رسانی و نیازمندیهای تلویزیونی به مخاطبان خود عرضه می کند.

به گزارش خبرنگار تلویزیون خبرگزاری سینمای ایران و به نقل از روابط عمومی شبکه دو سیما ، در راستای سیاستهای سازمان صدا و سیما برای ارائه خدمات مورد نیاز مخاطبان، سیستم پیام نما (تله تکست) شبکه دو سیما با بررسی های کارشناسی در یک سال گذشته در خصوص نحوه استفاده مفید از این امکان به زودی با تغییرات وسیع در نوع ارائه خدمات خبری و بازرگانی کار خود را از سر خواهد گرفت. در این راستا اخبار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، زمان بندی پخش برنامه های صدا و سیما، برنامه های سینماهای کشور، انعکاس تیترهای مهم خبرگزاری ها و مطبوعات و ... به صورت سریع و با بروز رسانی های پی در پی به مخاطبان ارائه خواهد شد. همچنین به مناسبت سال جهاد اقتصادی،‌در راستای سیاستهای سازمان در پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب، در جهت حمایت از واحدهای اقتصادی کم در‌ آمد و کمک به رونق بازار کسب و کار، بخش بازرگانی ارزان قیمت پیام نما برای سراسر کشور راه اندازی می شود.

بر پایه این گزارش بخش بازرگانی یا نیازمندیهای پیام نما، به صورت سراسری و برای هموطنان در جای جای کشور پیش بینی شده تا ضمن کاهش زمان و هزینه انتخاب کالا و خدمات، صاحبان بنگاههای اقتصادی بتوانند به صورت سراسری بازاریابی کنند.

این سیستم از دهم آبان ماه به صورت آزمایشی شروع به کار می کند و همزمان با شب عید سعید قربان با حضور مسئولان سازمان صدا و سیما به صورت رسمی افتتاح خواهد شد.


انتهای پیام/ ش م

انتهای خبر / خبرگزاری سینمای ایران/ کد خبر 25826


 
 
آتش سبز در شبکه نمایش های خانگی
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤
 

فیلم از فردا به شبکه نمایش خانگی می‌‎رود

قاسم قلی پور گفت: نسخه دی وی دی فیلم سینمایی «آتش سبز» به کارگردانی محمدرضا اصلانی از فردا وارد شبکه نمایش خانگی می شود.

تهیه کننده فیلم «آتش سبز» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران افزود: پخش این فیلم سینمایی برعهده موسسه «ویدئو مهاب» است و امور تبلیغاتی فیلم هم برعهده این موسسه است.

وی در ادامه در مورد تبلیغات فیلم در خیابان ها خاطرنشان کرد: از آن جا که در خیلی از موارد فیلم های نمایش خانگی دیده نمی شوند بنرهای فیلم برای تبلیغات بیشتر در خیابان ها نصب شده اند.

«آتش سبز» که براساس افسانه کهن سنگ صبور نوشته شده، داستان دختری به نام ناردانه را روایت می کند که در کودکی سروش ازدواجش را با یک مرد مرده می شنود و برای گریز از این سرنوشت خوف انگیز، ناخواسته گام در راهی دشوار می گذارد.

عزت الله انتظامی، مهدی احمدی، مهتاب کرامتی، فرخ نعمتی، آهو خردمند، پگاه آهنگرانی و هوشنگ قوانلو در «آتش سبز» بازی کرده اند.


انتهای پیام/ ف/ ا ک

انتهای خبر / خبرگزاری سینمای ایران/ کد خبر 25818


 
 
داستان تجربه انگیز
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳
 

داستانی جالب از پولدار شدن با...




مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه اش کرد و تمیز کردن زمین رو -به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم های مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..»
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمی تونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.. نمی دونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه ش رو دو برابر کنه.. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید می تونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ...

پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آینده ی خانواده اش برنامه ریزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه ی عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. میتونین فکر کنین به کجاها می رسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:


  آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت.


 


نتیجه های اخلاقی:


1. اینترنت چاره ساز زندگی نیست.

2. اگه اینترنت نداشته باشی و سخت کار کنی، میلیونر میشی.

3. اگه این نوشته رو از طریق ایمیل دریافت کردی، تو هم نزدیکه که آبدارچی بشی به جای میلیونرشدن...!!!


 
 
مهناز افشار خواننده می شود
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳
 


 


با حضور در آلبوم جدید روزبه نعمت اللهی
مهناز افشار هم به جمع بازیگران حاضر در دنیای موسیقی پیوست

سینمای ما- پس از امین حیایی، محمد رضا گلزار، شهاب حسینی، نیکی کریمی و... در تازه‌ترین تجربه هنرمندان در دنیای موسیقی، مهناز افشار به عنوان همخوان و دکلمه کننده ترانه‌ها در آلبوم جدید روزبه نعمت اللهی حضور یافته و این عرصه را نیز تجربه کرد. موج گرایش هنرمندان عرصه سینما به سمت موسیقی ادامه دارد و از قرار معلوم محبوبیت و گستردگی مخاطب دنیای موسیقی، ولع حضور هنرمندان عرصه سینما در این وادی را بیش از پیش افزایش داده است.

این در حالی ست که از مدت‌ها قبل خبر حضور این بازیگر توانا در آلبوم «بهران رادان» به گوش می‌رسید که با تائید این خبر از سوی مدیر هنری آلبوم رادان، خبر حضور افشار در آلبوم روزبه نعمت اللهی می‌تواند جالب توجه باشد.

آلبوم نعمت اللهی «رویای روزهای بارانی» نام دارد که با ۱۳ قطعه با اشعاری از مولانا، نیما یوشیج، اخوان ثالث، میثم یوسفی، لیلا رضایی، حسین غیاثی، مسرور نعمت الهی و شاهکار بینش پژوه و حضور موزیسین‌هایی چون رضا تاجبخش، فردین قره گزلو، پیام قربانی و مرتضی ساعدی در آخرین مراحل تولیدی‌اش به سر می‌برد و تا اواخر آبان ماه در بازار موسیقی کشور منتشر خواهد شد.


 
منبع : پانا

 
 
اغاز فیلمبرداری فاز دوم سریال ستایش
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳
 


 


سری دوم سریال «ستایش» با گذشت بیست سال در زمان حال روایت خواهد شد
برای بازی در نقش ستایش فقط با مریلا زارعی صحبت‌ کردیم

سینمای ما- در حالی که مجموعه تلویزیونی «ستایش» به قسمت‌های پایانی پخش خود نزدیک می‌شود، خبری مبنی بر احتمال حضور مریلا زارعی و ماه‌چهره خلیلی در فاز دوم این مجموعه تلویزیونی منتشر شد. کارگردان «ستایش» ضمن اعلام مذاکره با مریلا زارعی برای حضور در فاز دوم این مجموعه تلویزیونی، از سرنوشت غیرقطعی سریال نوروزی شبکه تهران خبر داد.
در حالی که مجموعه تلویزیونی «ستایش» به قسمت‌های پایانی پخش خود نزدیک می‌شود، خبری مبنی بر احتمال حضور مریلا زارعی و ماه‌چهره خلیلی در فاز دوم این مجموعه تلویزیونی منتشر شد، سعید سلطانی ضمن تکذیب این خبر افزود: در حال مذاکره برای انتخاب بازیگر این نقش هستیم و تاکنون با مریلا زارعی صحبت‌هایی داشتیم و با هیچ گزینه دیگری وارد مذاکره نشده‌ایم.

کارگردان «ستایش» در ادامه افزود: در حال حاضر روی کلیت فیلمنامه کار می‌کنیم و تعداد مشخصی از قسمت‌‌های فیلمنامه به مرحله نگارش نرسیده است.

به گفته وی، در سری دوم قصه کاراکترها با گذر ۲۰زمان ساله در زمان حال روایت خواهد شد و فضای قصه مطابق با حال و هوای امروز جامعه خواهد بود.

سلطانی درادامه در خصوص آخرین وضعیت تولید سریال نوروزی شبکه تهران از سرنوشت غیرقطعی این پروژه تلویزیونی خبر داد و افزود: هنوز چیزی قطعی نیست و فعلا مشغول رایزنی و مذاکره هستیم.

این در حالی است که طبق اعلام روابط عمومی شبکه تهران، یک تیم نویسندگی، نگارش متن‌های این مجموعه طنز را به سرپرستی امیرمهدی ژوله آغاز کرده‌اند تا به محض نوشتن 5 قسمت از مجموعه وتحویل آن به شبکه تهران، سلطانی آن را جلوی دوربین ببرد.

حمیدرضا مهدوی که سریال «تکیه بر باد» را به عنوان یکی از گزینه‌های پخش در ماه رمضان امسال آماده پخش کرده بود، تهیه‌کنندگی این پروژه تلویزیونی را با عنوان موقت «فراموشی» به عهده دارد. سلطانی پیش از این مجموعه کمدی «مامور بدرقه» و «شکرانه» را برای شبکه تهران کارگردانی کرده بود.


 
منبع : شبکه ایران

 
 
ماجرای دعوت یک بازیگر خارجی و وقایع بعد آن
نویسنده : قاسم بردبار - ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳
 
بسته خبری سایت "سینمای ما" از حواشی اتفاقی که به عذرخواهی فرج‌الله سلحشور از بازیگران زن انجامید
دین خود را بردار و با صراحت عذرخواهی کن که پذیرفتن خطا نهایت رشادت است/کسانی همچنان واژه سینما را مترادف فساد و فحشا تلقی می‌کنند

سینمای ما- ماجرای حرف‌های فرج‌الله سلحشور از خبر بازی آنجلینا جولی در یک فیلم ایرانی شروع شد. علی سرتیپی تهیه‌کننده سینما از مذاکره با آنجلینا جولی بازیگر هالیوود برای ایفای نقش در فیلمی ایرانی خبر داده بود و گفته بود که با رابرت آفر و کی‌یر کاسینسکی مدیر برنامه‌های آنجلینا جولی وارد مذاکره شده‌‌اند. او گفته بود که آنجلینا جولی تمایل دارد به ایران بیاید و در فیلمی ایرانی ایفای نقش کند، منتها باید اقدامات لازم در این زمینه صورت بگیرد.

مراحل کار تا آن جا پیش رفته بود که فیلمنامه این کار ترجمه و قرار بود برای این بازیگر فرستاده شود تا در مرحله بعد درباره دستمزد او صحبت شود. هر چند قرار بود که نام فیلم و کارگردان تا قطعی نشدن حضور این بازیگر در ایران اعلام نشود، اما چند روز بعد اعلام شد که این بازیگر آمریکایی در فیلم «لطفا بدون گناه» علیرضا رئیسیان حضور خواهد داشت، اما کارگردان این فیلم گفت که داستان این فیلم و نقش آنجلینا جولی محرمانه است.

به دنبال انتشار این خبر فرج‌الله سلحشور با انتقاد شدید از حضور بازیگران خارجی در آثار داخلی گفت که من به هیچ وجه یک تار موی بازیگران ایرانی را با صد بازیگر خارجی عوض نمی‌کنم. او یادآور شده بود: «متاسفانه خودباختگی یکی از ویژگی های سینمای ما است و سینمای ما در برابر سینمای خارجی حتی یک زن بدنام احساس کوچکی و حقارت می کند.»

او گفته بود که هنرپیشه‌های زن ایران خودشان یک پا آنجلینا جولی هستند و سینمای ایران باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بین‌المللی بیاورد. سینمای ایران فاحشه‌خانه است، مگر صبح تا شب عکس های هنرمندان چاپ نمی‌شود؟ وقتی زن‌های ما افتخارشان این است که عکس‌های خود را به صورت نیمه‌عریان در اینترنت بگذارند، یعنی خودشان یک پا آنجلینا جولی هستند.

حرف‌های سلحشور واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت، داود رشیدی رییس انجمن بازیگران خانه سینما گفت که اظهارات اخیر فرج‌الله سلحشور و بی‌احترامی وی به بازیگران زن سینمای ایران، در جلسه آینده انجمن بازیگران خانه سینما بررسی خواهد شد.

به دنبال حرف‌های سلحشور پنج بازیگر زن سرشناس سینمای ایران در یادداشتی به اظهارات کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» پاسخ دادند. این متن که به امضای ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری رسیده، آمد بود: «جناب آقای سلحشور، از این‌که می‌بینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرت‌پراکنی و بی‌ادبی در برابر هم‌نوعانتان به دست آورده‌اید، بسیار متاسفیم.»
در ادامه این متن آمده بود «ای کاش لطف کنید سینمایی را که خجالت می‌کشیم بگوییم شما را یاد کجا می‌اندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.»

واکنش سیدضیاء هاشمی رئیس اتحادیه تهیه‌کنندگان سینمای ایران


سیدضیاء هاشمی رئیس اتحادیه تهیه‌کنندگان سینمای ایران با انتشار یادداشتی واکنش تندی به اظهارات فرج‌الله سلحشور نشان داده است. متن یادداشت او به شرح زیر است:
«داشتم سکوت مزه مزه می‌کردم، دیدم چو می‌بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است. چند وقت سکوت کردیم به رفاقت که رفیقمان به خود آید و از سکوت چیزی در بیاید اما دیدیم نشد که نشد. اگر هم مسجدی و هم محلی قدیم هر کس در خطر قرار گیرد یا راه کج رود سکوت جایز نیست! پس به این جایز نبودن سکوت فرج‌ا... سلحشور سلام؛
نه سلام از ارادت که به بایستگی سلام. می‌خواهم از جایی شروع کنم که رفاقت خیلی دورمان، آسیب نبیند. نمی‌دانم جامعه هنری برایتان آن قدر جذاب شده یا سیاست یا از سر تقوا فریاد می‌زنی؟!
حاج فرج هیچ کدام را نمی‌فهمم واقعاً بازیگر حر مسجد جواد الائمه(ع) این قدر بی‌پیرایه و نادرست حرف می‌گوید؟ آیا هنرمند این چنین تهمت‌هایی را به دیگران منسوب می‌کند؟ یا سیاست ما باب شده که هر چیزی سر زبانمان آمد بگوییم؟! بی‌شک حرف‌هایت آن قدر بد بود که نه متقی آنچنان می‌گوید نه هنرمند، نه سیاس!
حال تو از کدام فرقه‌ای من نمی‌دانم! عمری تو را به مرثیه ابا‌عبدا... و قرائت قرآن می‌شناختم. کدام قاری قرآن و کدام قرآن هتک حرمت از نوامیس ملی را روا می‌دارد که تو این چنین کردی؟! نکند خدای ناکرده به جایی رسیده‌ای که خود اجتهاد می‌کنی؟
آدم به ناموس خود چنین القابی نسبت نمی‌دهد و تو خود می‌دانی خانواده سینمای ایران، ناموس تو اند و با آنها کارهای هنریت را می‌سازی که ایدئولوژیت را فراسوی مرزها فریاد زنی! روز، روز فحش و تهمت و چماق نیست که روز روز فهمیدن جاذبه دین است، اما تو کمک که نمی‌کنی هیچ، مسلمانی را نشانه رفته‌ای و همه را به دفع مسلمانی وا می‌داری!
روا نیست، حق نیست، خدایی نیست، که با عرض تأسف بوی نفس از آن می‌شنوم. مرد عزیز؛ کیل و پیمانه‌ات فقط موفقیت یک سریال بود؟! ... یادت باشد تمام خوارج و دشمنان علی(ع) هم نماز شب می‌خواندند، هم آداب آرایش و خضاب شرعی محاسن می‌دانستند هم در نفس خود برای دفاع از دین، قرآن بر نیزه کردند.
می‌توانستم مانند دیگران سکوت کنم و پشت سرت بد و بیراه آبدار بگویم اما هنوز حرمت مسجد جواد الائمه(ع) برایم باقی مانده بود که این نامه را برایت نوشتم. آینه‌وار بپذیر و آینه نشکن! حرمت سینما را که شکستی، حرمت دینداریت را با یک عذرخواهی و فهمیدن اینکه بی‌حجابی کلام از بی‌حجابی تن بدتر است.
دین خود را بردار و با صراحت عذرخواهی کن که نهایت رشادت است پذیرفتن خطا که می‌دانم تو وقار و جنبه‌اش را داری.
به امید عاقبت به خیری من و تو و همه ان‌اشاءا...»

واکنش جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار متنی نسبت به اظهارات اخیر در مورد سینما و سینماگران واکنش نشان داد.
به گزارش خبرآنلاین، با گذشت چند روز از توهین فرج‌الله سلحشور به بازیگران زن سینمای ایران و انتشار یادداشتی کوتاه از 5 بازیگر زن سینما، جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد به این مسئله واکنش نشان داد.
او در این متن بدون اشاره به نام فردی به صورت کلی به وضعیت سینما در شرایط فعلی و اظهار نظر‌هایی که به این هنر لطمه می‌زند پرداخته است. این متن از سوی روابط عمومی معاونت سینمایی و با عنوان «دیدگاه معاون امور سینمایی در مورد برخی اظهارات اخیر» در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.
متن کامل نوشته شمقدری بدین شرح است:

«سینمای ایران پس از انقلاب مولودی است برخاسته از ققنوس خون و قیام ملت بزرگ و مسلمان ایران، ملتی که بر هر آنچه رنگ فساد و تزویر و وابستگی داشت دست رد بر سینه زد به گونه‌ای که سینمای قبل از انقلاب را یکسره طرد نمود و این گمان در ذهن‌ها جا گرفت که شاید در پرتو انقلاب بزرگ ملت ایران پدیده‌ای به اسم سینما دیگر جایگاهی نداشته باشد، اما امام (ره) عزیز و هوشیار در اولین سخنرانی خود بر این حدس و گمان‌ها پایان دادند و با کلام شیوا و رسا و موجز خود فرمودند: «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم» و سینمای پس از انقلاب در پرتو این کلام حکیمانه و در دامان فرهنگ انقلاب اسلامی و بعدها دفاع مقدس جان گرفت و راه خود را پیدا کرد.

و چنین شد که سینمای پس از انقلاب در پرتو فرهنگ اسلامی ایرانی و در پناه معنویت و اخلاق جایگاه ویژه‌ای در عرصه داخلی و خارجی یافت و نسل جدیدی از فیلمسازان ظهور کردند که دغدغه دین و انقلاب و اسلام داشتند.
این حرکت نوپا تاکنون همواره از دو سو مورد هجوم و فتنه‌انگیزی بوده است، کسانی که خارج از حوزه سینما هستند و هنوز نگاه شکاکانه به سینما دارند و واژه سینما را همچنان مترادف فساد و فحشا تلقی می‌کنند و با هر حرکتی در جهت پروراندن و توجه به سینما، مخالف بوده و هستند و گروه دیگری که درون خانواده بزرگ سینما جا خوش کرده‌اند تصور کردند نظام آن قدر به سینما و سینماگران وابسته شده که حاشیه امن پیدا می‌کنند و می‌توانند در حریم امن سینما به خواسته‌های نامشروع و بعضا فتنه‌انگیز و گاه مفسدجویانه خویش دست یابند.

واقعیت این است چه گروه اول که خارج از سینما هستند و چه گروه دوم که در درون خانواده سینما نفوذ کرده‌اند در یک اقلیت محض به سر می‌برند و اگر چه گاه‌به‌گاه مزاحمت​هایی برای جریان زلال و ارزشمند سینمای کشور ایجاد می‌کنند، اما قادر نیستند سینمای ایران را که اکنون در تلاش است نقش مهم و استراتژیک و ارزشمندی را در راستای اهداف و آرمان‌های نظام و انقلاب بر عهده بگیرد دچار تزلزل و ضعف سازند. مقصد ما رسیدن به سینمای ارزشی و متعهدانه است و اگر سخن از سینمای ایران به زبان می‌آوریم ناظر به همه سینماگران و هنرمندان شریف سینمای ایران اعم از کارگردانان، بازیگران، عوامل صحنه، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس و دیگر صنوف آن است.
آنچه این روزها مهم است پرهیز از اظهار نظرها و واکنش​هایی است که هر کدام می​تواند چهره سینمای ایران را در اذهان عمومی و در طیف​های مختلف اجتماعی ناخوشایند سازد.

سینمای ایران در آستانه یک جهش بزرگ فرهنگی و ساختاری و اعتباری است، جهشی که سال​ها قبل باید رخ می​داد. به نظر می​رسد نباید نظراتی مطرح شود که مردم و مسئولین را نسبت به سینمای ایران و وجوه مختلف آن بی دلیل بدگمان سازد.
البته هر دغدغه اصلاح‌گرایانه و هر انگیزه ارتقاء سینمای ایران قابل تقدیر است، اما نباید از دایره انصاف و اعتدال در هیچ موردی خارج شد. امروز همه ظرفیت​های سینمای ایران و همه هنرمندان و سینماگران ایرانی که به یمن نظام جمهوری اسلامی فرصت بروز و ظهور یافته‌اند را باید پاس بداریم . البته انگشت‌شمار افرادی که به سینمای ایران در هر وجه آن ضربه می​زنند قطعاً باید کنار گذاشته شوند که اصلاح امور از وظائف حاکمان و مردم است.
در خصوص حضور سینمای ایران در عرصه بین‌المللی و ابعاد مشارکت و همکاری آن آیین‌نامه ای تنظیم و تدوین شده که وجوه مختلف این همکاری را روشن ساخته است. به هر حال نمی‌توان داعیه حضور در عرصه بین‌المللی را داشت و نسبت به مشارکت و همکاری‌های سینمایی راه‌ها را بست . آنچه مهم است حفظ استقلال و هویت اسلامی ایرانی ماست که انشاءا... با رعایت قانون و پایبندی به آیین‌نامه‌ها ضمن گشودن راه همکاری، مانع لغزش و آسیب‌های احتمالی خواهد شد.

معاونت سینمایی بر خود فرض می‌داند پشتیبان و یار و مدافع همه هنرمندان و سینماگران خوب کشورمان باشد و نسبت به هر اظهار نظر و رفتار که از دایره حق و راستی خارج شود واکنش منطقی در چارچوب قوانین و ماموریت‌های خود خواهد داشت.
در پایان از همه سینماگران و هنرمندان عزیز مجدانه می‌خواهم متانت و اعتدال و انصاف را مبنای گفتار و رفتار خود قرار دهند و نسبت به آراء و اظهارات منطقی و اصلاح‌جویانه یکدیگر با نیت خیرخواهانه برخورد کنند و بیش از این فضای رسانه‌ای را ملتهب نسازند که به نفع سینمای ایران نیست.»

فرج‌الله سلحشور از بازیگران زن عذرخواهی کرد

پس از انتشار این بیانیه فرج‌الله سلحشور در گفت و گویی از بازیگران زن ایرانی عذرخواهی کرد. هر چند که او در صحبت‌هایش گفت که به هر حال در سینمای ما بازیگران ناباب هم وجود دارد.

سلحشور در مصاحبه‌ای با شبستان گفت که بازیگران ایرانی حق دارند نسبت به حرف‌های من واکنش نشان دهند و با توجه به گفت‌وگویی که یکی از خبرگزاری‌ها از من منتشر کرد به آن‌ها حق می‌دهم.
وی ادامه داد: «من با صحبت‌های خودم قصد داشتم که نسبت به دعوت آنجلیا جولی به ایران واکنش نشان دهم و بگویم که سینمای ایران هرزه‌خانه نیست.»
این کارگردان با اشاره به پاکی بازیگران زن سینمای ایران اضافه کرد: «در سینمای ایران زنان بازیگر پاک و هنرمند و فرهیخته بسیار داریم. من در فیلم‌های خودم با بازیگران بسیاری چون کتایون ریاحی و الهام حمیدی و ... کار کرده‌ایم و همه آنها از طرز رفتار من راضی هستند.»
سلحشور در پایان حرف‌هایش گفته بود: «ما برای همه بازیگران در ایران احترام قائلیم اما بازیگران ناباب نیزدر سینمای ایران وجود دارند.» او در پایان از بازیگران زن سینمای ایران عذرخواهی کرد تا شاید این غائله بخوابد.