هفته به هفته با ما

سلام به سایت خودتون خوش آمدید سعی ما ایجاد رضایت شماست لطفا نکته نظراتون را برای ما به ادرس:haftehbehafteh.persianblog@gmail.com بفرستید. با تشکر مدیر سایت

 

 

 

درون اتاق فورد موستانگ 1965

 

 

در عمرم ، هرگز یک بیستم آن چه که شیفته ی کادیلاک الدورادو بیاریتز و حتا فلیت وود ۱۹۵۹ بوده و یا یک دهم آن اندازه که دل در گرو بنز ۲۳۰ اس ۱۹۶۶ داشته ام، به فورد موستانگ عشق نورزیده بودم تا این که دیروز به دیدار آن گنج پنهان رفتم !

اشیای آنتیک، هر چند دفینه نباشند، گنجینه اند !

عشق به آنتیک را از پدربزرگ مادری ام، به ارث برده ام. خانواده ام به شوخی می گویند که می بایست سمسار می شدم !!

فورد موستانگ ۱۹۶۵ ، چهل هزار تای واقعی بیش تر کار نکرده بود و از درون و برون، فول فابریک بود؛ همچون همه ی این چهار ماهه با کارشناس زبده به دیدار یار رفته بودم تا نیک دریابم که جنس، یار شاطر است یا بار خاطر. و این بار چون اندک موارد گذشته دریافتم که یار، یار شاطر است.

فورد موستانگ نقره آبی ۱۹۶۵، با تودوزی چرم و داشبورد تمام سرخ فام فابریکش دل از منی که هرگز دل در گرو موستانگ نداشتم ربود؛ اکنون که قصه ی کادیلاک ۱۹۵۹ صورتی - به سبب کاستی ها و مهریه ی گزافش - در ذهنم به پایان رسیده است، باید میان این سه گزینه ی دلربا، دل یکی کنم و داستان خرید خودروی نوستالژیک و آنتیک را ختم به خیر سازم:

۱- فورد موستانگ نقره آبی تو قرمز فابریک و در حد صفر ۱۹۶۵

۲- بنز ۲۳۰ اس تو زرشکی فابریک کم کارکرده ۱۹۶۶ 

۳- شورولت ایمپالا شرابی - توت فرنگی تو سرخ ۱۹۷۷

ماشین های بازسازی و سرهم بندی شده را نمی پسندم، هر چند بهایی ارزان تر و ظاهری دلفریب تر دارند. فعلن که این فورد موستانگ نقره آبی تو قرمز، با آن گرامافون فابریکش بدجور ذهنم را درگیر ساخته است، به ویژه این که فورد موستانگ هشت سیلندر دنده اتوماتیک در ایران خیلی کم گیر می آید.

تا دیروز، تنها و تنها فورد موستانگ دلنشینم، فورد موستانگ ۲۰۱۰ بود که از خودروهای بسیار دلنشینم است؛ شاید اگر اجازه ورود خودرویی به من داده می شد، همین فورد موستانگ ۲۰۱۰ سرخ فام را برای خود به ایران می آوردم.

یادش به خیر، در دوران دبستان پدر رضا جدلی، از همکلاسی های دبستان - که در کنار پژمان آقایی، نخستین ترک تحصیل کننده ها در میان همشاگردی هایم بودند ( و دهه هاست از آن دو خبری ندارم ) - یک فورد موستانگ سرخ خوشگل داشت که من تنها شیفته ی آرم اسب تکتاز جلو پنجره ی آن بودم. هرگز گمان نمی کردم، روزی فورد موستانگ - آن هم نخستین مدلش : ۱۹۶۵ - دل از من برباید. سرنوشت هزاران بازی رقم می زند؛ حالا من مانده ام و بهای بالای فورد موستانگ فابریک ۱۹۶۵ !!! 

تودوزی و اتاق قرمز این فورد موستانگ بدجوری دلرباست؛ شگفتا که من سال هاست به رنگ سرخ ( قرمز ) عشق می ورزم اما هرگز هوادار پرسپولیس نبوده ام...

   

 

فورد موستانگ 2010

 

در کودکی از پدرم کادیلاک ۱۹۵۹ می خواستم؛ در نوجوانی بنز ۲۳۰ اس ۱۹۶۶، و در جوانی بنز ۳۰۰ مدل ۱۹۵۰ یا آن فورد ۱۹۴۶ افسانه ای؛ دیگر هرگز هیچ ماشینی از او نخواستم، حتا شورولت کاپریس ۱۹۷۸ و بی ام و ۳۲۵ آی مدل ۱۹۹۴ را که فراوان دوست شان داشتم.

کودکی، نوجوانی و جوانی من نسل سوخته ای، با ناکامی های فراوان، شتابان گذشت؛ اکنون که بار دیگر ورود خودروی فرنگی به ایران، به سبب تحریم های سنگین رو به سهمگین، با موانع و مشکلات جدی روبه رو شده و قرار است تعرفه ی گمرکی از ۱۰۰ درصد به ۲۰۰ درصد افزایش یابد ( و بنابراین باید در چشمداشت افزایش یک سومی بهای خودروهای خارجی بود )، باید دید سرنوشت در میان سالگی و آستانه ی ۴۰ سالگی، چه برایم رقم خواهد زد...

منبع : http://iranboddaily.blogfa.com/post-87.aspx



تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٠ | ٦:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : قاسم بردبار | نظرات ()