هفته به هفته با ما

سلام به سایت خودتون خوش آمدید سعی ما ایجاد رضایت شماست لطفا نکته نظراتون را برای ما به ادرس:haftehbehafteh.persianblog@gmail.com بفرستید. با تشکر مدیر سایت

زیارتگاه پیرسبز چک چک مهمترین زیارتگاه زرتشتیان







« صاحب پیر را نام حیات‌بانو و از شاهدخت‌های ساسانی است که پس از سقوط مداین برای پاسداری از ناموس و پاکدامنی خویش به اطراف ایران آواره شده‌اند‌. حیات‌بانو چون به دامنه کوهی پشت هومین و سنجد می‌رسد‌، سیاهی دشمن را از دور می‌بیند و نالان و گریان به سمت کوه بلند خشک بالا می‌رود‌. همینکه در دسترس دشمن قرار می‌گیرد آهی از دل کشیده و با نگاهی به کوه بلند می‌گوید‌: مرا چون مادری مهربان در آغوش خود گیر و از دست دشمنانم برهان‌. همان دم شکافی در کوه پدیدار شده و حیات‌بانو در آن ناپدید می‌گردد و سپاهیان دشمن از دیدن این پیشامد شگفت‌زده شده راه خود در پیش می‌گیرند‌. پس از گذشت زمانی، بالای این کوه بلند خشک بی‌آب و علف، قطره‌های آب چشم یتیمان و دیده گریان ستمدیدگان، چون صاحب آن به زمین می‌چکد‌. به قدری که مسافری را سیراب و شاداب نماید و اگر جمعیت زیادتر یا گله گوسفندان فراوانی بدانجا رسند جریان قطرات آب زیادتر می‌شود به گونه‌ای که برای همه اندازه باشد‌. این کوه خشک، از برکتِ پیر امروز سبز و خرم می‌باشد. از روز اشتاد ایزد و خورداد ماه به مدت 5 روز مراسم ویژه زیارت در آن کوه برپا است و گروه زرتشتیان بدانجا می‌شتابند و نذر و نیاز و شادمانی می‌نمایند‌».
نیک‌بانو به همراه مروارید که کنیز بوده در بیابان از هم جدا می‌شوند، نیک‌بانو به سمت شرقی یزد رفت و در 37 کیلومتری اردکان به کوهی رسید و از خدا نالید و به فرمان پروردگار در آن کوه ناپدید شد و امروز به پیرسبز (چکچکو) معروف است.
زیارتگاه پیرسبز در 68 کیلومتری شمال غرب و در دامنه کوه آهکی یزد واقع شده است و به تولیت و سرپرستی انجمن زرتشتیان شریف آباد اردکان اداره می‌شود.
چوپانی در آنجا حیات‌بانو را به خواب می‌بیند که به او می‌فرماید تا پیر سبز را بنیاد گذارد‌. در دیواره سنگی یک سوی نیایشگاه جایی وجود دارد که روییدنی‌هایی مانند پرسیاوشون و مورد و انجیرکوهی رشد کرده است و آب قطره قطره از شکاف سنگ‌ها بیرون می‌ریزد و در حوض سنگی زیر آن ذخیره می‌شود.
روزهای زیارت پیر سبز از اشتاد ایزد تا روز انارام برابر با 24 تا 28 خرداد ماه خورشیدی، و به مدت 5 روز است.
همچنین می‌گویند چوپانی در نزدیکی این مکان گله خود را گم می‌کند و پس از جستجوی بسیار بدون نتیجه گرسنه و تشنه به اینجا که آب از آن می‌چکیده است‌، می‌رسد و به خواب می‌رود‌. در خواب بانویی را می‌بیند که به او می‌گوید در این محل مکانی به نام من بساز و شمع و چراغ بیافروز و مومنان را نیز خبر ده که اینچنین کنند و چون چوپان بیدار می‌شود گله گمشده را نیز در پیش روی خود می‌یابد و در زمانی اندک به کمک بهدینان در آن مکان زیارتگاه پیرسبز درست می‌شود‌.




تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٠ | ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : قاسم بردبار | نظرات ()