هفته به هفته با ما

سلام به سایت خودتون خوش آمدید سعی ما ایجاد رضایت شماست لطفا نکته نظراتون را برای ما به ادرس:haftehbehafteh.persianblog@gmail.com بفرستید. با تشکر مدیر سایت

سلطانی: از «مرگ» استفاده نکردم که روی مخاطب تاثیر بگذارم
سعید سلطانی معتقد است سریال «ستایش» یکی از نقاط درخشان کارنامه کارگردانی اوست.
سعید سلطانی از جمله کارگردانانی است که او را بیشتر با ساخت سریال​های موفق تلویزیونی چون «پس از باران»، «خانه‌ای در تاریکی»، «شکرانه» و… به یاد می​آوریم.
مجموعه «ستایش» تازه​ترین اثر سلطانی است که هر هفته جمعه شب از شبکه سه روی آنتن می‌رود. این سریال از زمان پخش تاکنون با اقبال خوبی از سوی مخاطبان سیما مواجه شده ​است. این در حالی ​است که برخی معتقدند «ستایش» مضمونی بسیار تلخ دارد. به همین بهانه گفت‌وگوی ما با کارگردان این مجموعه را می​خوانید.
مدتی قبل بود که معاون سیما تولید آثار تلخ در تلویزیون راممنوع کرد. پخش سریال «ستایش» که به زعم عده​ای سریال تلخی است و به زعم عده ای دیگر -از جمله آقای ضرغامی-  فقط یک ملودرام اجتماعی است حرف و حدیث های زیادی را به دنبال داشت, آیا قبول دارید «ستایش» سریال تلخی است؟
 
ابتدا لازم می​دانم، درباره داستان​هایی که مضمون تلخی دارند، صحبت کنم. شاید بتوان این​طور توضیح داد که سریال های تلخ درباره مضامینی هستند که به نوعی سیاه نمایی می​کنند یا قصدشان این است که واقعیات را از تمام جهات نبینند. شاید گزاره «سریال تلخ» در مورد چنین آثاری مصداق داشته باشد ومعنی پیدا کند. اما در مورد مجموعه «ستایش» ما کل روایت داستان را بر مبنای روایت واقعی از آدم​های واقعی طراحی کردیم. تصورم این است که برای به​وجود آوردن یک درام  نیکی و بدی در کنار هم معنا پیدا می​کند وبه نظرمن به صرف این​که ما بخواهیم تمام نکات مثبت یک داستان را نشان بدهیم  این موضوع کمی سهل انگاری و ساده اندیشی است.
درواقع یک درام از سیاه و سفید​ها تشکیل شده و اگر سیاهی نباشد اندازه سفیدی معلوم نمی​شود.  بخش مهم این سریال به این موضوع می​پردازد که نوعی امیدواری در آدم​های داستان ما به چشم می​خورد .چه درآدم​هایی که وجوهات منفی آنها بیشتر از مثبت​شان  است و چه درآدم​های مثبت.ما دائما این نگاه امیدوارانه را می بینیم . من فکر می​کنم وجود چنین خصوصیتی است که مجموعه «ستایش» را برای مخاطبانش قابل تامل کرده و بیننده احساس غرابتی رابا آدم​های داستان احساس می​کند.
اما فکر نمی‌کنید درام این قصه با مرگ بسیاری از پرسوناژها شکل گرفته است و همین موضوع «مرگ» داستان را تلخ تر می​کند؟
اصلا این مواجه ما با مرگ بسیار واقعی و ساده است. مسئله «مرگ» اتفاقی است که برای همه آدم​ها می​افتد و با زندگی روزمره​شان عجین است. همه ما قطعا عزیزانی را از دست می​دهیم و یا داده​ایم. این موضوع مانع از این نمی​شود که زندگی روزمره را فراموش کنیم و نخواهیم زندگی کنیم.
در واقع چینش نقاط تلخ و تاریک در داستان «ستایش» مقارن با وضعیت​های خوشایندی است که باعث  تلطیف این ماجراها شده است. به عنوان مثال مرگ مادر ستایش و تولد نازگل. این اتفاقات کنار هم در فیلمنامه با دقت و هوشیاری قرار گرفت و حوادث طوری کنار هم گذاشته شد که زهر این واقعیت​های تلخ داستان گرفته شود و برای مخاطب قابل درک باشد.
در کل باید بگویم استفاده از عنصر «مرگ» به دلیل بالا بردن تاثیر رابطه کار و مخاطب نبود. مطرح کردن هر واقعیت اجتماعی در داستان بنا بر ضرورت و پیام اصلی ماجرا است.
«ستایش» در دوره زمانی خاصی روایت می​شود که چندان دور نیست. چه تمهیدی وجود داشت که این قصه در این دوره خاص روایت شود؟
غالبا من در انتخاب کارها قبل از این​که دوره زمانی خاصی را مد نظر قرار دهم، به قصه نگاه می​کنم و البته درگیر شدن خودم با داستان. من بعد از خواندن بخش اول فیلمنامه «ستایش» که حدود 24  قسمت بود، به عنوان یک کارگردان با قصه درگیر شدم و احساس کردم این فیلمنامه چقدر هوشیارانه نوشته شده​ و تمایل داشتم هر چه زودتر این مجموعه را کارگردانی کنم، فارغ از این​در چه دوره ای روایت می​شود.
به لحاظ ساخت لوکیشن​های این مجموعه در این دوره زمانی خاص با محدودیت​هایی روبرو بودید؟
بله. متاسفانه اثار تاریخی به لحاظ لوکیشن برای گروه تولید همیشه مشکلاتی را به همراه دارد و خصوصا وقتی فیلمبرداری تاریخ 20-10 سال گذشته باشد این ماجرا بسیار دشوار تر می​شود. مثلا اگر فیلمی در زمان قاجار یا پهلوی ساخته شود، ما یک لوکیشن محدود به اسم شهرک غزالی داریم، ولی حقیقتا چیزی از دهه 60 در تهران و شهرستان​ها باقی نمانده ​است.
همه چیز تغییرات ظاهری و زیر بنایی کرده ​است؛ حتی نوع لباس، ساختمان​ها و حتی خیابان‌بندی​ها تغییر کرده و من از این حیث، 30 سال گذشته را یک برزخ تاریخی می​دانم. دلیلش هم این است که شما به عنوان کارگردان تکلیف​تان با فضایی که داستان در آن روایت می شود، روشن نیست. مردم ما این‌قدر از این تاریخ دور نشده​اند که همه چیز یادشان رفته باشد. درمقابل همه چیز‌هایی که آن زمان وجود داشته در دسترس نیست که بتوانید مهیا کنید و کارتان را اجرا کنید.
هرچه به تاریخ امروزمان نزدیک می شویم، ساخت مجموعه​ها سخت​تر می​شود .حقیقتا دراین دوره ای که سریال «ستایش» تعریف می​شود، ما برای اجرا و نماهای خارجی واقعا با دردسر و سختی کار مواجه بودیم.
در مورد «ستایش» هم ابتدا به داستان نگاه کردم و چون من را درگیر کرد، بعد متوجه سختی​هایی شدم که از آن صحبت کردم. از لامپ‌های کم‌مصرف تا نوع در و پنجره​ها و خودرو​ها همه چیز تغییر کرده ​است. نماهای داخل ماشین برای هر سکانس بسیار طاقت‌فرسا و پرهزینه‌ بود. از لوله​های گاز گرفته تا پلاک ماشین​ها همه این​ها باید محو می​شدند و فکر کنید برای یک سکانس ساده این موارد چقدر وقت گیر است.
گمان می‌کنم ایده ساخت سریال «ستایش» به زمانی بر می​گردد که آقای ایرج قادری قرار بود این فیلم را کارگردانی کند و بعد آقای اصغر هاشمی و در نهایت شما. از آن زمان چه تغییری در کلیت فیلمنامه یا عوامل صورت گرفت؟
بله بانی این کار ایرج قادری بود که شکل​گیری اولیه فیلمنامه به عهده ایشان بود و انتخاب​هایی هم برای عوامل  صورت گرفته بود که متاسفانه ایشان ​نتوانستند این کار را ادامه دهند.
آقای اصغر هاشمی کار را شروع کردند، چند ماهی زحمت کشیدند و ایشان هم متاسفانه به دلایلی نتوانستند کار را ادامه بدهند و از طرف شبکه، من به عنوان ادامه‌دهنده کار انتخاب شدم.  زمانی که به این کار اضافه شدم بخش زیادی از شخصیت​های این مجموعه انتخاب شده بودند، بازیگرانی مثل آقای ارجمند،پاکدل، سلوکی، کبریتی و خانم تیرانداز و با مراجعه به فیلمنامه فهمیدم انتخاب بازیگران به دقت انجام شده است و اگر خودم می​خواستم انتخابی انجام دهم شاید بهتر از این نبود.
بنابراین بنده با همین بازیگران شروع کردم و کار را ادامه دادم و بعد دوستانی که اضافه شدند بر مبنای نوع تجربه و ظرفیت کاری که داشتند انتخاب​ها صورت گرفت و خوشبختانه ترکیب خوبی از بازیگران سینما تلویزیون و تئاتردر این مجموعه حضور دارند.
تصویربرداری مجموعه چقدر زمان برد؟
تصویربرداری این مجموعه که شامل 45 قسمت اول بود، تیر ماه 88 شروع شد ودر نهایت 26 اسفند 89 فصل اول تمام شد. همین که تولید بخش اول کار کمی طولانی به نظر می ​رسد، مربوط به همین سختی​ها است.
قصه خیلی پر لوکیشن و پرماجرا است و حواشی و داستان​های فرعی زیادی داشت و البته تدارک و اجرا و تطبیق داستان​های فرعی با داستان اصلی وقت زیادی را می​گرفت، اما شاید می​شد با تدبیری کار را طوری انجام داد که سریع‌تر انجام شود، اما به لطف خدا حاصل کار خوشبختانه قابل قبول است.
در مجموعه «ستایش» با طیفی از بازیگران با تجربه و کسانی که تجربه کمی در بازیگری داشتند روبرو بودید. این موضوع کار را برای شما سخت تر نمی​کرد؟
خوشبختانه یا متاسفانه ما یک دستور العمل مشخص نداریم و هر کارگردان بسته به نوع تجربه و نوع نگاه و ظرفیت بازیگران و عواملش نوع و روش کارش را انتخاب می​کند.
خوشبختانه ما در «ستایش» از طیف بازیگران برجسته تا بازیگران تازه کار را داشتیم که کار با هر کدام از آن​ها روشی داشت. در مورد آقای ارجمند نوع گفت‌و‌گوهای ما برای اجرا نقش ایشان به نوعی دیگری بود. آقای ارجمند پر از انرژی، ایده و تجربه بود. مبنای اصلی ما فیلمنامه بود و وقتی در مورد چگونگی اجرای نقش به تفاهم می​رسیدیم همان اجرا می​شد. در مورد بقیه بازیگران مبنای کار ما فیلمنامه بود و بر مبنای توانایی بازیگران از آن​ها اجرای مناسبی را می​خواستم.
چیزی که در مجموعه «ستایش» باید بگویم این است که تفاهم و ترکیب بازیگران برجسته و بازیگرانی که خاستگاه آنها تئاتر بود و آن‌هایی که تازه‌کار بودند، این ترکیب بسیار منسجم را ساخت و با تفاهم کامل در این زمان طولانی کنار هم قرار گرفتند. حالا نتیجه کار به گونه​ای شده که بسیاری از مخاطبان به این موضوع اشاره می کنند که مجموعه به لحاظ اجرا در مقام بازیگری کار قابل توجه و قابل دفاعی است. من به عنوان کارگردان تصورم این است که کارگردان خوب کارگردانی است که اجازه می​دهد آدم​ها بر مبنای آن دستور العمل کلی که فیلمنامه است کارشان را انجام دهند.
در مجموعه «ستایش» برخلاف کارهای پیشین​تان از سکانس پلان​های طولانی کمتر اثری دیده می​شود. این موضوع دلیل خاصی داشت؟
بله تا پیش از این دوستان به شوخی یا جدی می​گفتند تو سکانس – پلان زیر هفت یا هشت دقیقه نمی​گرفتی. چرا «ستایش» مثل کارهای قبلی تو نیست؟ باید بگویم این دستوری است که فیلمنامه «ستایش» به من داد و من آن را اجرا کردم و آن اجرا چیزی است که شبیه هیچ کدام از کارهای من نیست.
زمان تصویربرداری از نقش اول کارتان نرگس محمدی که بیشترین بار درام مجموعه را متحمل می​شود در فرم اجرای نقش چه می​خواستید؟
تمام تلاشم این بود که خودش باشد. نرگس محمدی به عنوان یک بازیگر جوان به علاوه پتانسیل و ظرفیت و استعدادی که دارد، دارای یک هوشمندی است و در واقع خودش را می‌تواند به نقش نزدیک کند.
فکر می کنم نوع بازی خانم محمدی درطول کار خودش متر خوبی است برای اتفاقی که به عنوان بازیگر برایش رخ داده است. از اولین پلانی که از ایشان گرفتیم تا آخرین پلان سطح و نوع بازی او فرق زیادی کرده و بهتر شده و این اتفاق باید می​افتاد. ما برای نقش ستایش گزینه​ای متنوعی را داشتیم، ولی زمانی که خانم محمدی معرفی شد، معصومیتی در چهره و شخصیت‌اش بود که در نهایت برای این نقش انتخاب شد. آن معصومیت گزاره اصلی شخصیت ستایش است.
آیا در طول کار فیلمنامه تغییر کرد؟
در این کار با پرسوناژهای زیادی روبرو بودیم. در اجرا کمی تغییر اعمال شد، اما من تابع فیلمنامه بودم و کاملا آن را اجرا کردم. کار در تلویزیون با سینما متفاوت است. در سینما شما برای خلاقیت​های لحظه‌ای فرصت دارید چون نهایتا با 60 سکانس روبرو هستید، اما وقتی با دو هزار دقیقه روبرو باشید، هوشمندانه نیست که به عنوان کارگردان دست به تغییرات لحظه​ای بزنید، چرا که وحدت کلی داستان به هم می​ریزد.
با توجه به سابقه زیادی که در زمینه ساخت سریال دارید در حال حاضر روند ساخت مجموعه​های تلویزیونی را چطور می​بینید؟
من فکر می‌کنم شکل و شمایل سریال‌سازی در مملکت ما رو به رشد است و دلیلش هم کارهای خوبی است که در چند سال اخیر می​بینیم و نحوه ارتباطی که بیننده با مجموعه​های تلویزیونی برقرار می​کند.
با اینکه درحال حاضر با انبوهی از شبکه​های ماهواره​ای روبرو هستیم، اما باز هم می​بینیم سریال​های خوب ایرانی مخاطبان خود را دارند و این نشان می​دهد اگر سمت سوی آثار تلویزیونی با کیفیت‌تر شود، می​توان مخاطبان تلویزیون را راضی نگه داشت. به نظر من پرداختن به مسائلی که تا امروز به آنها پرداخته نشده و به طور کلی به تصویر کشیدن دغدغه​های مردم می​تواند زمینه​ساز ساخت آثار خوبی باشد.
مجموعه «ستایش» چه جایگاهی در کارنامه هنری شما خواهد داشت؟
به نظر من کیفیت به هیچ وجه اتفاقی نیست. اگر کاری خوب است تمام عوامل در کیفیت خوب اثر سهیم بوده​اند و انتخاب​های درستی صورت گرفته است .«ستایش» کاری است که می​توانم به عنوان یک نقطه درخشان در کارنامه هنری​ام به آن نگاه کنم و خوشحالم مخاطبان هم با این کار ارتباط برقرار کرده​اند.

منبع : www.Aksmod.ir



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٠/٧/۱۸ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : قاسم بردبار | نظرات ()