هفته به هفته با ما

سلام به سایت خودتون خوش آمدید سعی ما ایجاد رضایت شماست لطفا نکته نظراتون را برای ما به ادرس:haftehbehafteh.persianblog@gmail.com بفرستید. با تشکر مدیر سایت

 

ویژه نامه فرهنگنامه کومش را از این شماره اختصاص داده ایم به معرفی میراث باستانی و جاذبه های طبیعی و معماری جذاب برای گردشگران و علاقه مندان به آشنایی با شهرهای استان کهن سمنان که در دوران باستان  آن را «کومش» می نامیده اند: 


semnan-mapاستان سمنان با وسعتی برابر 98515 کیلومتر مربع 8/5 درصد مساحت کل کشور است.

این استان از  نظر مساحت ششمین استان کشور است. وسعت آن حدود چهار برابر تهران می باشد. این استان در حال حاضر دارای 5 شهرستان 15 شهر 10 بخش و 28 دهستان است. شهرستان‌های آن عبارتند از سمنان، شاهرود، دامغان، گرمسار و مهدی‌شهر؛ و شهرهای تابعه استان نیز عبارتند از سمنان، مهدی‌شهر، شهمیرزاد، درجزین، سرخه؛ شاهرود، بسطام، تجن، کلاته، خیج، میامی، بیارجند؛ دامغان؛ گرمسار، ایوانکی، آرادان و ...

 

استان سمنان در دوران باستان بخشی از چهاردهمین ایالت تاریخی (ورن ورنه) از تقسیمات شانزده گانه اوستایی بوده است. برخی از دانشمندان این ایالت را گیلان فعلی می دانند، ولی قدر مسلم این که ورن یا ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز و خوار شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، فیروزکوه، شهمیرزاد، لاسگرد، ده نمک و آهوان، قوشه، ویمه و نقاط کوهستانی مازندران بوده است

 


درباره شهرستان سمنان

در زمان کمبوجیه ،سمنان مانند پلی سه ایالت ری و خراسان و استرآباد را به هم وصل می کرد. در دوره های بعدی نیز منطقه سمنان مورد توجه خاص حکومتهای مرکزی قرار گرفت و منازعه ها و مناقشه های متعدد بر سر این منطقه بین قدرتمندان در گرفت.

اشکانیان هم ایران را به هجده ایالت تقسیم کرده بودند که یکی از آنها کمیس یا قومس در نواحی سمنان و دامغان بود. از زمان سلسله طاهریان تا غزنویان نیز سمنان اهمیت خود را حفظ کرد و از جمله مناطقی بود که شاهد انبوه کشمکشها بود.

یکی از حکام معروف ایالت کومش در زمان غزنویان امیر اجل بختیاربن محمد معروف به ابوحرب بختیار بود که بانی منار مسجد جامع سمنان و بقعه پیر علمدار کرمان بود. سمنان در دوران مغول همچون سایر نقاط ایران از حملات در امان نماند و متحمل خسارات فراوان شد.



از مراکز تاریخی و باستانی


‌‌‌دروازه ارگ سمنان‌

یکی از آثار تاریخی و با ارزش و زیبای سمنان «دروازه ارگ» بازمانده هنر دوران قاجار است که در تقاطع خیابانهای آیت الله طالقانی و شیخ فضل الله نوری واقع شده است. دروازه ارگ در گذشته درِ شمالی ارگ دولتی بود که هنگام تخریب ارگ به سبب شکایت فرهنگ دوستان و پیگیری آنان از ویرانی این دروازه جلوگیری به عمل آمد. 

arg-semnan1
نمای شمالی

دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حکومت انوشیروان میرزا  ضیاءالدوله فرزند محمد رحیم میرزا پسر دهم عباس میرزا نایب السلطنه که از سال 1300 تا 1305 هجری حاکم ایالت قومس بود بنا شد. این دروازه دو نمای شمالی و جنوبی دارد که نمای شمالی آن به مراتب زیباتر از نمای جنوبی آن است.

arg-semnan2
نمای جنوبی



arg-semnan3
یکی از نقوش نمای شمالی



arg-semnan4
نمای سردر



arg-semnan5
دروازه ارگ سمنان – دوره قاجار


arg-semnan6

 

بازدید از غار شیربند دامغان


با پیشنهاد تعدادی از بچه های روستای جزن دامغان، صبح روز دوشنبه، در یک روز گرم تابستانی جهت بازدید از غار شیربند عازم روستای جزن شدیم، پس از گذشتن از روستای جزن در فاصله اندکی (حدود یک کیلومتر) وارد روستایی کوچک به نام ابوالبق شدیم که علی رغم جمعیت اندک آن (حدود بیست خانوار) از نظر فضای روستایی به گونه ای زیبا تجهیز شده بود که نشان از تلاش و همت مردم آن روستا می داد.
پس از عبور از روستای ابوالبق وارد جاده ای خاکی شدیم که به سمت شمال امتداد داشت و پس از طی حدود 12 کیلومتر به مزرعه ای به نام محمد آباد رسیدیم، این مزرعة خصوصی، در دامنه کوه بین دو مزرعه شیربند و سورند (نصرت آباد) قرار گرفته است، آب این مزرعه از چشمه ای گچی در شمال آن تامین می شود و به علت کیفیت نامطلوب (آب و خاک) آن، کشاورزی در آنجا وضعیت مناسبی ندارد.
به سمت استخر طبیعی بالای مزرعه حرکت کردیم و در کنار استخر سر و روی خود را آبی زده و نشستیم. به کمک دو جوان موتور سواربه سمت جاده ای که انتهای آن به غارمنتهی می شد هدایت شدیم، این جاده (که فقط نشانی از آن بود) از کنار مزرعه محمد آباد شروع می شد و پس از گذر از داخل رودخانه و روی چند تپه انتهای آن به غار شیربند می رسید، در برخی از نقاط، جاده به وسیله سیل، بقدری تخریب شده بود که به هیچ وجه امکان عبور از آنجا وجود نداشت و ناگزیر پیاده به مسیر خود ادامه دادیم، پس از طی حدود یک کیلومتر، در دامنه یک کوه از دور چشممان به غاری افتاد، و از دامنه کوه بالا رفتیم. به شکاف نسبتاً بزرگی رسیدیم که به طور طبیعی در داخل کوه ایجاد شده بود و از آن به عنوان چفت (آغل) گوسفندان استفاده می کردند، این چفت از قدیم به نام غار دیواریان در نزد چوپان ها شناخته شده بود و مساحتی حدود پانزده در یازده متر داشت بر روی یکی از صخره های دیواره غار دیواریان با اسپری قرمز رنگی نوشته بودند: «شرکت جهانگردی غار شیربند» و زیر آن را امضاء کرده بودند.
درست در روبروی غار دیواریان (بر روی دامنه دیگرکوه) غار شیربند به چشم می خورد که بر روی مدخل ورودی آن نرده ای آهنی را به صورت درب کار گذاشته اند (که کاملاً باز بود) پس از چند متر بالا رفتن از دامنه کوه وارد غار شیربند می شویم، دهانة ورودی غار به ابعاد 5/1 در 4/1 متر است، در درون غار به تالاری به پهنای 6 متر و ارتفاع 140 سانتیمتر می رسیم، در کناره تالار و مدخل ورودی چاهی به عمق دو متر به چشم می خورد که با دست کنده شده است و گویا افرادی سودجو آنرا به امید یافتن چیزی کنده اند،در داخل تالار کود پوسیده گوسفندان بر روی زمین دیده می شود که نشان می دهد از این مکان سالها جهت نگهداری گوسفندان استفاده می شده است.
پس از چند متر جلو رفتن فضا کاملاً تاریک می شود به گونه ای که بدون روشنایی هیچ جا دیده نمی شود، در شمال تالار به راهرویی به ارتفاع 140 سانتیمتر می رسیم و در داخل آن با شیب تندی به سمت پایین حرکت می کنیم، در بالای سرمان با فلش هایی قرمز رنگ مسیر غار مشخص شده است، در جهت فلشها حرکت می کنیم و پس از طی چند گذرگاه به صخره ای چند متری می رسیم که نردبانی کوتاه بر روی آن کار گذاشته شده است(به وسیله کاشف غار) .
در قسمت های داخلی تر، غار وسیع تر شده و به چند شعبه تقسیم می شود، در برخی قسمت ها قندیل های زیبایی به چشم می خورد که از روی آنها آب بر روی زمین می چکد، علیرغم زیبایی محیط غار به علت ضعیف شدن باتری های چراغ قوه هایمان مجبور می شویم هر چه سریعتر برگردیم. در مسیر برگشت دوباره به آن دو جوان کشاورز برمی خوریم که مشغول آبیاری هستند، با تعارف آنها اندکی می نشینیم و ضمن صرف چای داغ، باب صحبت را با آنها باز می کنیم. آنها می گویند:
در سال گذشته عده زیادی برای تماشای غار می آمدند ولی امسال کسی برای بازدید غار مراجعه نکرده است، گویا مردم این غار را برای بار دوم فراموش کرده اند (همانطور که هزاران سال چوپانان از غار جهت آغل گوسفندان استفاده می کردند و کسی به آن توجهی نمی کرد).
البته ناآشنایی مردم به مسیر غار (هیچ تابلویی جهت راهنمایی مردم در مسیر راه به چشم نمی خورد) و همچنین عدم وجود جاده ای سالم و اتومبیل رو را می توان از دلایلی ذکر کرد که باعث عدم استقبال مردم از این غار شده است، همچنین با وجود این که جریان برق در فاصله دو کیلومتری غار وجود دارد اما تاکنون اقدامی جهت برق کشی داخل غار توسط هیچ سازمانی انجام نشده است و به وعده هایی که جهت ساخت قهوه خانه و مهمان سرا و امکانات تفریحی دیگر در نزدیکی غار داده شده نیز عمل نشده است وگرنه با ایجاد امکانات رفاهی مناسب این غار (با توجه به نزدیکی به دامغان) می توانست، تفریحگاه و مکانی مناسب جهت جلب توریست به شمار آید. ما پس از پایان درد دلهای این دو جوان اندکی در مزرعه استراحت کردیم و سپس با راهنمایی آن دو در مسیر بازگشت از جاده ای خاکی (نزدیکتر و سالمتر) که درمسیر لوله های آب از مزرعه نصرت آباد تا دامغان امتداد داشت راه افتادیم و پس از طی مسافتی نه چندان طولانی به آب بخشان و سپس دامغان رسیدیم

برج چهل دختر و بناهای تاریخی استان سمنان


برج چهل دختر در وسط هر ضلع طاق نماهایی با قوس های نیزه دار برپا گشته در بالای طاق نما و زیر سقف رس های قاب مانندی از خشت ساخته شده.سقف این برج مخروطی بوده که بر اثر سوانح طبیعی ویران شده
به عقیده مردم سمنان برج چهل دختر یکی از بناهای شوهر یاب استان سمنان است بدین صورت که دختران دم بخت برای باز شدن بخت خود و پیدا کردن شوهر به داخل برج می روند و سه یا هفت سنگ از داخل به خارج پرتاب می کنند اگر همه سنگها به بیرون بیفتند بخت آنها باز می شود و همان سال ازدواج می کنند در غیر این صورت بایدیک سال دیگر در منزل بمانند.محل قرار گرفتن برج در اواسط خیابان حکیم الهی و بر سر محلات ثلاث ( کوشمغان، زاوغان، کدیور) می باشد. عده ای از مردم سمنان معتقدند برج به وسیله چهلدختر که دست از تجملات و مادی گرایی کشیده و تارک دنیا شده بودند با خشت و گل ساختهشده و تاریخ برج مربوط به قبل از اسلام می باشد.
ارتفاع این برج 12 متر و ضخامت دیوارها 50 تا 60 سانتیمتر می باشدبرج 8 ضلعی بوده و طول هر ضلع در خارج 5/4 متر می باشد و با توجه به اینکه برج درکنار دو محله کوشمغان (کوشک مغان) و زاوغان (زاویه مغان) قرار دارد می توان اطمینان داشت برج مذکور زمانی آتشکده و از اماکن متبرکه زرتشتیان بوده است.




عکس آخر :آب انبار قدیمی با قدمتی بیش از سه قرن واقع در محله کوشمغان




استان سمنان

استان سمنان در حال حاضر دارای 4 شهرستان، 14 شهر، 10 بخش، 28 دهستان است. شهرستان های آن عبارتند از سمنان، شاهرود، دامغان و گرمسار. شهرهایتابعه استان نیز چنین اند سمنان مهدی شهر، شهیمرزاد، شرخه، شاهرود، بسطام، تجن کلاته میامی بیارجمند دامغان گرمسار ایوانکی و آرادان.

دیدنیهای استان

دروازه ارگ سمنان


یکی از آثار تاریخی و با ارزش دوران قاجاریه است که در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بنا شده است. بر سر این تصاویر شاه قاجار بنا شده است. بر سر در این بنا تصویر تاریخی نبرد رستم و دیو سپید به طرز زیبایی بر کاشیهای هفت رنگ نقش بسته است.


چشمه علی و عمارت آن
این چشمه در 35 کیلومتری شمالی دامغان قرار دارد و از قدیم الایام یکی از نقاط پرجاذبه بوده است. این محل با صفا در قدیم گردشگاه فرمانروایان و سلاطین بود بطوری که پادشاهان اولیه قاجار علاوه بر توجه به شهر دامغان چشمه علی را نیز مورد توجه قرار دادند.
آب انبار افی آباد
در 17 کیلومتری شرق گرمسار ابتدای جاده ارتباطی به علی آباد.



کاروان سرای شاه سلیمانی آهوان

این کاوران سرا که در آهوان در 42 کیلومتری شرق سمنان واقع است در سال 1097 هجری در زمان شاه سلیمان صفوی برای استراحت زایرین امام هشتم که از سمنان و آهوان به مشهد مشرف می شدند ساخته شد اما به غلط کاروان سرای شاه عباسی نام گرفت.




برج چهل دختران

در اواسط خیابان حکیم الهی و بر سرا راه شهر به محلات ثلاث (کوشمغان زاوغان و کدیور) و بین محله کوشمغان و زاوغان سمنان برج کهنه قدیمی و نیمه مخروبه ای وجود دارد که به نام برج چهل دختر یا چهل دختران نامیده می شود. وجه تسمیه این برج مذکور را چهل دختر که دست از تعلقات دنیوی کشیده و تارک دنیا شده بودند با گل و خشت ساخته اند.


مسجد امام خمینی

این مسجد چهار ایوانی در زمان فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. این بنا چهار در ورودی دارد که سردرهای شمالی و شرقی آن با مقرنس های زیبا تزیین شده است. صحن وسیع مهتابیهای متعدد و کاشیکاری زیبا بر شکوه آن افزوده است.



صنایع دستی و سوغاتی ها
استان سمنان از مراکز قابل توجه صنایع دستی کشور است. در این استان انواع صنایع دستی نظیر قالیبافی، گلیم بافی، نمد مالی، سرامیک و سفالسازی و ... وجود دارد که هر یک از آنها سوغاتی گرانقدری برای بازدید کنندگان از استان محسوب می شوند.
مهمترین صنایع دستی استان سمنان عبارت اند از :
گلیم بافی، قالیبافی، نمد مالی، چاپ قلمکار، سفالگری و سرامیک، دستبافت ها.

 


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٩ | ٩:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : قاسم بردبار | نظرات ()